معنی : فشار
معانی دیگر : اعمال فشار، وادارسازی
اعمال فشار، وادارسازی
(بیس بال) توپ هوایی زدن (تا بازیکن بیس سوم فرصت پیدا کند که خود را به بیس آخر برساند)
فشار بازی، فشار
attempt to pick off baseball runner
Synonyms: hit-and-run play, pickoff, pickoff play, pitch-out