کلمه جو
صفحه اصلی

cribbage


معنی : یکجور بازی ورق شبیه رامی
معانی دیگر : بازی کریبج (نوعی بازی ورق)

انگلیسی به فارسی

نوعی بازی ورق شبیه رامی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a card game for two to four players in which scores, made by forming various counting combinations of cards, are recorded by inserting pegs into holes on a small board.

• plagiarism, stealing of another's words or ideas; card game
cribbage is a card game for two, three, or four players in which you record the score by putting pegs in a wooden board.

مترادف و متضاد

یک جور بازی ورق شبیه رامی (اسم)
cribbage

جملات نمونه

1. The card game of Cribbage is a 400-year-old game that uses a board for scoring and can be played with two to four players.
[ترجمه ترگمان]بازی ورق of یک بازی ۴۰۰ ساله است که از یک صفحه برای امتیازدهی استفاده می کند و می تواند با دو یا چهار بازیکن بازی کند
[ترجمه گوگل]بازی کارت Cribbage یک بازی 400 ساله است که از هیئت مدیره برای امتیاز دادن استفاده می کند و می تواند با دو تا چهار بازیکن بازی کند

2. Sex. What'd you think, cribbage?
[ترجمه ترگمان]سکس تو چی فکر می کنی، \"cribbage\"؟
[ترجمه گوگل]ارتباط جنسی

3. Learn to do the play and the show in Cribbage with tips from a gaming specialist in this free video on card games.
[ترجمه ترگمان]یاد بگیرید که بازی و نمایش را در Cribbage با نکاتی از یک متخصص بازی در این ویدئوی مجانی بر روی بازی های کارت انجام دهید
[ترجمه گوگل]یاد بگیرید برای انجام بازی و نمایش در Cribbage با نکات از متخصص بازی در این ویدئو رایگان در بازی های کارت

4. After refreshment, tables were brought, and we all played cribbage, sixpence a game.
[ترجمه ترگمان]بعد از این که استراحت کردیم، میزها را آوردند و ما بازی cribbage و شش پنی بازی را بازی کردیم
[ترجمه گوگل]پس از استراحت، جداول به ارمغان آورد، و ما همه بازی cribbage، sixpence یک بازی

5. "On Thursday nights, " I said defensively, "my wife and I play cribbage. On Sundays she reads to me the weekly letter from her mother.
[ترجمه ترگمان]من با حالتی تدافعی گفتم: \"در شب های پنجشنبه،\" همسرم و من cribbage بازی می کنیم یکشنبه ها نامه هفتگی مادرش را برایم می خواند
[ترجمه گوگل]"پنجشنبه شب،" من گفت: دفاع، "همسر من و من بازی cribbage در یکشنبه ها او او را به نامه هفتگی از مادرش را به من می فرستد


کلمات دیگر: