کلمه جو
صفحه اصلی

summarily


معنی : باشتاب
معانی دیگر : بطور خلاصه، مختصرا

انگلیسی به فارسی

باشتاب، عجولانه، به‌طور سرسری


انگلیسی به انگلیسی

• concisely, succinctly; rapidly, speedily, in a quick and unceremonious manner

مترادف و متضاد

باشتاب (قید)
hotfoot, hastily, apace, summarily

جملات نمونه

1. They were summarily ejected by the security guard.
[ترجمه ترگمان]آن ها به طور ناگهانی توسط گارد امنیتی اخراج شده بودند
[ترجمه گوگل]آنها به طور خلاصه توسط گارد امنیتی اخراج شدند

2. He was summarily dismissed from his job.
[ترجمه ترگمان]او از شغلش اخراج شده بود
[ترجمه گوگل]او به طور خلاصه از کارش اخراج شد

3. The report claims 1people were summarily executed by the guerrillas.
[ترجمه ترگمان]این گزارش ادعا می کند که ۱ نفر توسط شبه نظامیان اعدام می شوند
[ترجمه گوگل]این گزارش ادعا می کند که 1 نفر توسط چریکی به طور خلاصه اعدام شده اند

4. If caught, the men could be summarily shot as spies.
[ترجمه ترگمان]اگر دستگیر می شد، افراد به عنوان جاسوس به عنوان جاسوس کشته می شدند
[ترجمه گوگل]اگر گرفتار شد، مردان به طور شگفت انگیز به عنوان جاسوسان شلیک کردند

5. The conspirators were unmasked and summarily shot.
[ترجمه ترگمان]توطئه گران را از دست داده بودند و از دست داده بودند
[ترجمه گوگل]توطئه گران دستگیر شدند و به طور خلاصه شلیک کردند

6. In fact he was summarily executed.
[ترجمه ترگمان]در واقع summarily اعدام شد
[ترجمه گوگل]در واقع او به طور خلاصه اعدام شد

7. In the end, the matter was summarily despatched.
[ترجمه ترگمان]در پایان، موضوع از بین رفته بود
[ترجمه گوگل]در پایان، موضوع به طور خلاصه ارسال شد

8. But once again, urban parents recently were summarily rounded up and branded the culprits.
[ترجمه ترگمان]اما یک بار دیگر، والدین شهری به سرعت گرد آمدند و مجرمان را داغ زدند
[ترجمه گوگل]اما یکبار دیگر، والدین شهری اخیرا به طور خلاصه گرد هم آمدند و مجرمین را مجبور کردند

9. Most unsolicited scripts and script proposals get summarily returned to sender.
[ترجمه ترگمان]بیشتر متن ناخواسته و script دست نوشته به طور خلاصه به فرستنده باز می گردند
[ترجمه گوگل]بیشتر اسکریپت ها و اسکریپت های ناخواسته به طور خلاصه به فرستنده ارسال می شوند

10. The case can be tried summarily only if the accused consents.
[ترجمه ترگمان]پرونده را تنها در صورتی می توان امتحان کرد که متهمان رضایت دهند
[ترجمه گوگل]پرونده را می توان به طور خلاصه داد، فقط اگر متهم موافقت کند

11. Makarenko also dealt summarily with the Poltava educational authorities who had appointed him in the first place.
[ترجمه ترگمان]Makarenko همچنین به مراجع آموزشی Poltava که او را در وهله اول منصوب کرده بودند، برخورد کرد
[ترجمه گوگل]مکارنکو همچنین به طور خلاصه با مقامات آموزشی Poltava که او را در وهله اول منصوب کرده بود رسیدگی کرد

12. The proposal was summarily dismissed.
[ترجمه ترگمان]پیشنهاد به سرعت رد شد
[ترجمه گوگل]این پیشنهاد به طور خلاصه رد شد

13. The previous commander had been summarily dismissed.
[ترجمه ترگمان]فرمانده سابق به طور مختصر از کار برکنار شده بود
[ترجمه گوگل]فرمانده پیشین به طور خلاصه رد شد

14. The employers learned of the letters and summarily dismissed the employees for gross misconduct.
[ترجمه ترگمان]کارفرمایان از این نامه ها یاد گرفتند و به طور خلاصه کارمندان را به خاطر رفتار ناشایست اخراج کردند
[ترجمه گوگل]کارفرمایان از نامه ها مطلع شده و به طور خلاصه کارکنان را به خاطر سوء رفتارهای ناعادلانه اخراج کردند

15. In that case, he should be summarily drawn and quartered.
[ترجمه ترگمان]در این صورت او باید به طور کامل کشیده و quartered شود
[ترجمه گوگل]در این مورد، او باید به طور خلاصه کشیده شده و quartered

پیشنهاد کاربران

فورا، سریعا

به طور ناگهانی، ناگهان

فورا و بدون تشریفات معمول
فورا و بدون هیچ بحثی

suddenly, without discussion or a legal process

همینطوری، الکی، به راحتی ( بدون حساب کتاب و توضیح )


کلمات دیگر: