1 - صرفه نظر کردن، انصراف داد ( withdraw )
Members of the party were so angry that John had peeled out of the coalition
اعضای حزب عصبانی بودن که جان از ائتلاف انصراف داده بود.
2 - خارج شدن از
Look out! That car is about to get out of the road.
مراقب باش! اون ماشین نزدیکه از جاده خارج بشه
Members of the party were so angry that John had peeled out of the coalition
اعضای حزب عصبانی بودن که جان از ائتلاف انصراف داده بود.
2 - خارج شدن از
Look out! That car is about to get out of the road.
مراقب باش! اون ماشین نزدیکه از جاده خارج بشه