کلمه جو
صفحه اصلی

credulous


معنی : زود باور
معانی دیگر : ساده لوحانه، خوش باورانه، زود باورانه، گولو

انگلیسی به فارسی

زودباور، ساده‌لوح


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
مشتقات: credulously (adv.), credulousness (n.)
(1) تعریف: disposed to believe, esp. on scanty evidence; gullible.
مترادف: gullible
متضاد: incredulous, skeptical
مشابه: believing, ingenuous, innocent, naive, soft, trustful, trusting, uncritical, unsophisticated, unsuspicious

- His credulous parents believed any story he made up about his whereabouts after school.
[ترجمه ترگمان] پدر و مادر زودباور او هر داستانی را که درباره محل اختفای او بعد از مدرسه داشت باور داشتند
[ترجمه گوگل] پدر و مادرش معتقد به هر گونه داستانی است که پس از مدرسه در مورد محل سکونت اش ساخته است
- Audiences were more credulous in the early days of the movies, and special effects did not have to be extremely realistic to wow viewers.
[ترجمه ترگمان] تماشاگران در روزه ای اول فیلم ها credulous بودند، و تاثیرات خاص آن ها مجبور نبودند بسیار واقع بین باشند تا بینندگان را غافلگیر کند
[ترجمه گوگل] مخاطبان در روزهای اول فیلم بیشتر اعتقاد داشتند و جلوه های ویژه نباید بسیار واضح باشد تا تماشاگران را جرات ندهند

(2) تعریف: based upon or caused by gullibility.
متضاد: incredulous
مشابه: imprudent, naive, reckless, silly, thoughtless, unwise

- These were credulous investments in doubtful businesses.
[ترجمه ترگمان] اینها سرمایه گذاری های زودباور در کسب و کاره ای مشکوک بودند
[ترجمه گوگل] این سرمایه گذاری های اعتباری در تجارت های مشکوک بود

• gullible, naive, deceivable, unsuspecting
if you are credulous, you are always ready to believe what people tell you, and are easily deceived.

مترادف و متضاد

زود باور (صفت)
credulous, untutored

gullible, naive


Synonyms: accepting, believing, born yesterday, dupable, easy mark, falling for, green, overtrusting, simple, swallow whole, taken in, trustful, trusting, uncritical, unquestioning, unsophisticated, unsuspecting, unsuspicious, unwary


Antonyms: skeptical, suspecting, suspicious, untrusting


جملات نمونه

1. credulous superstitions
خرافات ساده لوحانه

2. You must be credulous if she fooled you with that story.
[ترجمه ترگمان]تو باید باور داشته باشی که اون تو رو با این داستان گول زده
[ترجمه گوگل]اگر شما با این داستان فریب خورده اید، باید با اعتماد به نفس روحیه ای داشته باشید

3. Mary is so credulous that she may readily accept any excuse you make.
[ترجمه ترگمان]مری آنقدر زودباور است که ممکن است هر عذری را که شما بخواهید قبول کند
[ترجمه گوگل]مری بسیار دلهره آور است که ممکن است به آسانی هر گونه عذری را که می پذیرد را بپذیرد

4. Credulous people are easily misled by false advertisements.
[ترجمه ترگمان]مردم credulous به راحتی با تبلیغات اشتباه گمراه می شوند
[ترجمه گوگل]افراد متمول به راحتی با تبلیغات غلط گمراه می شوند

5. Quinn charmed credulous investors out of millions of dollars.
[ترجمه ترگمان]کویین سرمایه گذاران زودباور را از میلیون ها دلار جذب کرد
[ترجمه گوگل]کوین با میلیون ها دلار از سرمایه گذاران مودب جذاب است

6. But take care thou art not too credulous neither.
[ترجمه ترگمان]اما مراقب باش که تو هم ساده لوح نیستی
[ترجمه گوگل]اما مراقب باشید که نه خیلی مؤدب نیستید

7. It is easy to sneer at the credulous pilgrims.
[ترجمه ترگمان]مسخره کردن آن زایران زودباور آسان است
[ترجمه گوگل]آسان است که در زائران لجباز باشید

8. Credulous are easily misled by false advertisements.
[ترجمه ترگمان]credulous به راحتی با تبلیغات اشتباه گمراه می شوند
[ترجمه گوگل]اعتماد به سادگی توسط تبلیغات غلط گمراه می شود

9. So credulous he believes everything he reads.
[ترجمه ترگمان]بنابراین باور دارد که هر چیزی را که می خواند باور می کند
[ترجمه گوگل]بنابراین اعتماد به نفس او معتقد است همه چیز را بخواند

10. The gimmick would convince none but the most credulous.
[ترجمه ترگمان]این حیله نه تنها the را قانع می ساخت
[ترجمه گوگل]حیله گر هیچ چیز غیر قابل اعتماد نیست

11. Only a credulous person would believe your story.
[ترجمه ترگمان]فقط یه آدم ساده لوح داستان تو رو باور می کنه
[ترجمه گوگل]فقط یک شخص معتاد به داستان شما اعتقاد دارد

12. Join in chain bilk runs rampant, credulous these advertisement, make a lot of people disastrous.
[ترجمه ترگمان]پیوستن به زنجیره ای bilk شایع شده، این تبلیغ را زود باور کنید، افراد زیادی را disastrous کنید
[ترجمه گوگل]پیوستن به بیلز زنجیره ای، این تبلیغات را شگفت انگیز و قابل اعتماد می سازد و بسیاری از مردم فاجعه می کنند

13. Credulous attitude will only make you take anything for granted.
[ترجمه ترگمان]رفتار credulous فقط باعث می شود که شما چیزی را برای شما قبول کنید
[ترجمه گوگل]نگرش فشاری تنها باعث می شود که شما هر چیزی را که لازم است به دست آورید

14. Only the most credulous Apple fans will be holding their breaths.
[ترجمه ترگمان]تنها the fans اپل نفس های خود را حبس خواهند کرد
[ترجمه گوگل]تنها طرفداران سرسخت ترین اپل، نفس های خود را حفظ خواهند کرد

15. Do not want credulous ad in cure, hospital of choice distinctive specialized subject makes effective treatment!
[ترجمه ترگمان]تبلیغ زودباور در درمان، بیمارستان انتخاب متمایز متمایز، درمان موثر را ایجاد نمی کند!
[ترجمه گوگل]آگهی مضطرب در درمان را نمیخواهید، بیمارستان از موضوع تخصصی اختصاصی، درمان مؤثر را فراهم میکند!

credulous superstitions

خرافات ساده‌لوحانه



کلمات دیگر: