کلمه جو
صفحه اصلی

crotchety


معنی : قلاب دار، قلاب مانند
معانی دیگر : آدم عجیب و غریب، خل، عوضی، بدعنق، قلاب سان، بلهوس

انگلیسی به فارسی

قلاب مانند، قلاب دار، بلهوس


کرم پودر، قلاب دار، قلاب مانند


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
مشتقات: crotchetiness (n.)
• : تعریف: given to peculiar whims and notions; capriciously stubborn; cantankerous.
متضاد: good-humored
مشابه: cantankerous, testy

• having unusual ideas, eccentric, whimsical
someone who is crotchety is grumpy and easily irritated; an informal word.

مترادف و متضاد

قلاب دار (صفت)
crotchety

قلاب مانند (صفت)
crotchety

irritable, often due to old age


Synonyms: awkward, bad-tempered, bearish, cantankerous, contrary, crabby, cranky, cross, cross-grained, crusty, curmudgeonly, difficult, disagreeable, eccentric, fractious, grouchy, grumpy, irritable, obstinate, obstreperous, odd, ornery, peevish, queer, surly, testy, unusual, vinegary, waspish, waspy


Antonyms: cheerful, happy, pleasant


جملات نمونه

1. our arabic teacher was very crotchety
معلم عربی ما بسیار بد عنق بود.

2. The old woman had got very crotchety since being warmed up.
[ترجمه ترگمان]پیرزن از آن که گرم شده بود بسیار عجیب شده بود
[ترجمه گوگل]پس از گرم شدن، زن پیرمرد خیلی خفیف شده بود

3. He was warm, gregarious, crotchety, and humorous.
[ترجمه ترگمان]او گرم و gregarious و crotchety و خنده دار بود
[ترجمه گوگل]او گرم بود، مهره دار، چرکین و طنز آمیز بود

4. He was tired and crotchety.
[ترجمه ترگمان]او خسته و crotchety بود
[ترجمه گوگل]او خسته و خسته بود

5. A lot of older people are crotchety because they've been complaining all their lives. (Down in Florida, my mother describes condo-association bickering as 'nitpicking in paradise.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از افراد مسن خلق شده اند چون آن ها تمام زندگیشان شکایت کرده اند (در پایین فلوریدا، مادر من درگیری های مربوط به آپارتمان را به عنوان nitpicking در بهشت توصیف می کند
[ترجمه گوگل]بسیاری از افراد مسن تر از آن هستند که از تمام زندگی خود شکایت داشته باشند  (در فلوریدا، مادرم توضیح می دهد که مسوولیت اجرایی به عنوان "خوردن در بهشت"

6. He is a crotchety old man.
[ترجمه ترگمان]پیرمرد crotchety است
[ترجمه گوگل]او یک مرد قدیمی است

7. It's hardly surprising that this bold, or perhaps crotchety, proposal was instantly controversial.
[ترجمه ترگمان]عجیب نیست که این طرح جسورانه، یا شاید بد خلق، بلافاصله جنجال برانگیز بود
[ترجمه گوگل]به سختی تعجب آور است که این پیشنهاد جسورانه یا شاید تلخ، فورا بحث برانگیز بود

8. His crotchety, even cruel behavior must be mischaracterized too.
[ترجمه ترگمان]حتی رفتار ظالمانه او نیز باید از بین برود
[ترجمه گوگل]رفتار ناپسند و حتی رفتارهای بی رحمانه او نیز باید نادرست باشد

9. You grow old if you are irritable, crotchety, petulant, and cantankerous.
[ترجمه ترگمان]اگر شما پیر شوید پیر شدید، بد خلقی، کج خلق و بدخلق هستید
[ترجمه گوگل]اگر دچار سوزش پذیری، تنگی نفس، تپش قلب و ناراحتی قلبی شده اید رشد می کنید

10. A lot of older people are crotchety because they've been complaining all their lives.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از افراد مسن خلق شده اند چون آن ها تمام زندگیشان شکایت کرده اند
[ترجمه گوگل]بسیاری از افراد مسن تر از آن هستند که از تمام زندگی خود شکایت داشته باشند

11. On deadline day, the paper's crotchety general manager would suddenly appear over her shoulder, inspecting her work for errors.
[ترجمه ترگمان]در روز مهلت، مدیر کل این روزنامه به طور ناگهانی بر روی شانه اش ظاهر می شود و کار او برای اشتباه را بررسی می کند
[ترجمه گوگل]در روز مهلت مقدماتی، سرپرست کلاهبرداری مقاله ناگهان بیش از شانه او ظاهر می شود، بازرسی کار خود را برای خطا

12. But just when I get crotchety enough to start shopping for a shawl and rocking chair, along comes what may be the one meme on Twitter that actually warms the cockles of my heart: Follow Friday.
[ترجمه ترگمان]اما درست وقتی که به اندازه کافی بد خلق شدم که شروع به خرید یک شال و یک صندلی گهواره ای کنم، همان چیزی است که در تویتر یک مم هست که قلب من را گرم می کند: از جمعه پیروی کنید
[ترجمه گوگل]اما فقط زمانی که من به اندازه کافی برای شروع خرید برای شال و صندلی گهوار خودم می روم، ممکن است یکی از مواردی که در توییتر وجود دارد، بخشی از قلب من است: دنبال جمعه

13. By the time the meal began, the youngest children were getting tired and crotchety.
[ترجمه ترگمان]وقتی غذا شروع شد، کوچک ترین بچه ها خسته و بد خلق شدند
[ترجمه گوگل]وقتی غذا شروع شد، جوانترین بچه ها خسته و خسته شدند

14. Meanwhile, in personal life he became a reasonably prosperous but crotchety landowner.
[ترجمه ترگمان]در خلال این احوال، او در زندگی شخصی یک مالک بسیار ثروتمند ولی crotchety شد
[ترجمه گوگل]در همین حال، در زندگی شخصی او تبدیل به یک صاحب نسبتا موفق، اما crotchety مالک

Our Arabic teacher was very crotchety.

معلم عربی ما بسیار بد عنق بود.



کلمات دیگر: