کلمه جو
صفحه اصلی

crossword


معنی : جدول کلمات متقاطع، جدول معمایی
معانی دیگر : جدول معمائى، جدول لغز

انگلیسی به فارسی

جدول کلمات متقاطع، جدول معمایی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a puzzle in which the player must guess words from numbered clues and enter them in the correspondingly numbered series of vertical or horizontal squares; crossword puzzle.

- Have you done the crossword today?
[ترجمه ترگمان] امروز جدول رو حل کردی؟
[ترجمه گوگل] آیا امروز جدول کلمات متقاطع را انجام دادید؟

• puzzle which gives clues and players must find the right word to fit in the blank area
a crossword or crossword puzzle is a word game in which you work out answers to clues, and write the answers in the white squares of a pattern of black and white squares.

مترادف و متضاد

جدول کلمات متقاطع (اسم)
charade, crossword, word square

جدول معمایی (اسم)
crossword

جملات نمونه

1. He sat frowning over a crossword puzzle.
[ترجمه ترگمان]با اخم روی جدول حل جدول نشست
[ترجمه گوگل]او روی یک پازل جدول کلمات متقاطع نشسته بود

2. This crossword is full of anagrams.
[ترجمه ترگمان]این جدول پر از anagrams
[ترجمه گوگل]این جدول کلمات متقاطع پر از anagrams است

3. This crossword will really tax your brain.
[ترجمه ترگمان]این جدول واقعا باعث تقویت مغز شما خواهد شد
[ترجمه گوگل]این جدول کلمات متقاطع واقعا به مغز شما پرداخت می شود

4. He shows a great interest in crossword puzzles.
[ترجمه ترگمان]اون خیلی علاقه داره که جدول حل کنه
[ترجمه گوگل]او علاقه زیادی به پازل جدول کلمات متقاطع دارد

5. I finished the crossword by myself.
[ترجمه ترگمان]من جدول رو تنهایی تموم کردم
[ترجمه گوگل]من خودم جدول crossword را تکمیل کردم

6. She's a genius at doing crossword puzzles.
[ترجمه ترگمان]اون یه نابغه است که جدول حل میکنه
[ترجمه گوگل]او نابغه در انجام پازل جدول کلمات متقاطع است

7. The crossword is on the back page.
[ترجمه ترگمان]جدول در صفحه پشتی است
[ترجمه گوگل]جدول کلمات متقاطع روی صفحه پشت است

8. Stanley is our resident crossword fanatic.
[ترجمه ترگمان](استنلی)یکی از افراد متعصب است
[ترجمه گوگل]استنلی متعصب جدول کلمات متقاطع ما است

9. I usually do the crossword in my lunch hour.
[ترجمه ترگمان]من معمولا جدول وقت ناهارم رو تمرین می کنم
[ترجمه گوگل]من معمولا جدول کلمات متقاطع را در ساعت ناهار خود می گذارم

10. I've finished the crossword apart from 3 across and down.
[ترجمه ترگمان]من جدول را از ۳ تا پایین و پایین تمام کردم
[ترجمه گوگل]من جدول کلمات متقاطع را از 3 قسمت پایین و پایین به پایان رسانده ام

11. I amused myself with crossword puzzles.
[ترجمه ترگمان]من خودم رو با جدول حل کردن جدول سرگرم کردم
[ترجمه گوگل]خودم با پازل جدول کلمات متقاطع سرگرم شدم

12. I like to sit down and do the crossword .
[ترجمه ترگمان]من دوست دارم بشینم و جدول حل کنم
[ترجمه گوگل]من می خواهم به نشستن و انجام جدول کلمات متقاطع

13. I do the Times crossword every morning.
[ترجمه ترگمان]من هر روز صبح جدول تایمز رو حل می کنم
[ترجمه گوگل]هر روز صبح روزنامه "Times" را می گذارم

14. Come on, it's only a crossword, it's not rocket science.
[ترجمه ترگمان]بی خیال فقط یه جدول هست که یه علم موشکی نیست
[ترجمه گوگل]بیا، فقط یک جدول کلمات متقاطع است، این علم راکتی نیست

پیشنهاد کاربران

جدول


Ido crossword puzzles من معما روحل میکنم

کلمات متقاطع


جدول کلمات


کلمات دیگر: