کلمه جو
صفحه اصلی

cut in


1- (در صف مردم) خود را جا زدن، (بدون رعایت حق تقدم) در مسیر اتومبیل دیگر وارد شدن 2- توی حرف کسی دویدن 3-(موضوعی را) عنوان کردن 4- (خودمانی) سهیم کردن، چاک زده، چاک خورده، شکافته، (گیاه شناسی) کوتین (ماده ی جلا مانندی که روپوست گیاهان خاک زی را می پوشاند)، پوشش خارجی بعضی گیاهان

انگلیسی به فارسی

چاک‌زده، چاک‌خورده، شکافته


ببر، چاک زده، چاک خورده، شکافته


انگلیسی به انگلیسی

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to move oneself abruptly in or between.
مشابه: barge in, butt in, enter, interpose, intrude

(2) تعریف: to interrupt.
مترادف: interrupt
مشابه: barge in, butt in, interpose, intrude
اسم ( noun )
• : تعریف: a waxy mixture of fatty substances found in the nonliving cuticle of plants.

• interrupt someone when they are speaking; enter something without permission; come between; rapidly move in front of someone or something; mix in with sharp motions;
waxy substance found in plants (botany)

دیکشنری تخصصی

[برق و الکترونیک] قطع
[سینما] برش ورودی - درون برش - کات مستقیم

مترادف و متضاد

interrupt


Synonyms: break in, butt in, chisel in, horn in, interfere, interpose, intervene, intrude, move in, obtrude


Antonyms: allow


جملات نمونه

1. Using sharp scissors, make a small cut in the material.
[ترجمه ترگمان]با استفاده از قیچی تیز، یک برش کوچک در مواد ایجاد کنید
[ترجمه گوگل]با استفاده از قیچی تیز، یک برش کوچک در مواد ایجاد کنید

2. A cut in lending rates would give a fillip to the housing market.
[ترجمه ترگمان]کاهش نرخ وام، تلنگری به بازار مسکن خواهد زد
[ترجمه گوگل]کاهش نرخ وام دهی به بازار مسکن کمک می کند

3. This girl likes to have her hair cut in a boyish style.
[ترجمه ترگمان]این دختر دوست داره موهاشو کوتاه کنه
[ترجمه گوگل]این دختر دوست دارد که موهایش را در یک سبک پسرانه بریزد

4. This latest cut in government spending will affect income support recipients and their families.
[ترجمه ترگمان]این کاهش اخیر در هزینه های دولت بر حمایت کنندگان از درآمد و خانواده های آن ها تاثیر خواهد گذاشت
[ترجمه گوگل]این آخرین کاهش هزینه های دولت بر درآمد گیرندگان کمک مالی و خانواده های آنها تاثیر می گذارد

5. The cut in my hand needed five stitches.
[ترجمه ترگمان]بریدگی دست من ۵ تا بخیه لازم داشت
[ترجمه گوگل]برش دست من نیاز به پنج بخیه داشت

6. Immediately, Daniel cut in on Joanne's attempts at reassurance.
[ترجمه ترگمان]بلافاصله، دنیل با تلاش \"جووان s\" به او اطمینان خاطر داد
[ترجمه گوگل]بلافاصله، دانیل تلاشهای جوآن را در اطمینان تکان داد

7. Hopes of an early cut in interest rates bolstered confidence.
[ترجمه ترگمان]امیدها در رابطه با کاهش نرخ بهره باعث تقویت اعتماد به نفس می شود
[ترجمه گوگل]امید به کاهش سریع نرخ بهره باعث تقویت اعتماد به نفس شد

8. The rebels want another 1% cut in interest rates.
[ترجمه ترگمان]شورشیان خواستار کاهش ۱ درصدی دیگر نرخ بهره می باشند
[ترجمه گوگل]شورشیان مایل به کاهش نرخ بهره 1 درصدی هستند

9. Steps cut in the hillside give walkers an easy passage down the mountain.
[ترجمه ترگمان]راه رفتن در دامنه کوه به واکر یک راه آسان در پایین کوه می دهد
[ترجمه گوگل]قدمهایی که در دامنه تپه برداشته میشوند، واکرها را به آسانی عبور میکنند

10. Sorry to cut in on you, but there are one or two things I don't understand.
[ترجمه ترگمان]ببخشید که مزاحم شدم، ولی یکی دوتا چیز هست که من نمی فهمم
[ترجمه گوگل]با عرض پوزش، بر روی شما قطع می شود، اما یک یا دو چیز وجود دارد که من نمی فهمم

11. is now in favour of a cut in taxes.
[ترجمه ترگمان]اکنون به نفع کاهش مالیات است
[ترجمه گوگل]در حال حاضر به نفع کاهش مالیات است

12. The lorry overtook me and then cut in .
[ترجمه ترگمان]کامیون به من رسید و بعد آن را قطع کرد
[ترجمه گوگل]کامیون من را غرق کرد و سپس برداشت

13. I would like to be cut in on this project.
[ترجمه ترگمان]دوست دارم در این پروژه برش داشته باشم
[ترجمه گوگل]من می خواهم بر روی این پروژه بریزم

14. He had to take a cut in salary.
[ترجمه ترگمان] اون باید حقوق می گرفت
[ترجمه گوگل]او مجبور بود که حقوق خود را بپردازد

15. The cut-in bodice revealed her youthful, toned shoulders.
[ترجمه ترگمان]The که در سینه داشت، شانه های جوان و جوانش را نمایان کرد
[ترجمه گوگل]لگن بریده نشاندهنده شانه های جوان و ملایم است

16. Main ingredients: dissolved cutin protease, houndfish alkyl, hyaluronic acid, chamomile and active yeast essence.
[ترجمه ترگمان]اجزای اصلی: protease حل شده، houndfish اسید، hyaluronic اسید، بابونه و عصاره مخمر فعال
[ترجمه گوگل]مواد تشکیل دهنده اصلی: پروتئین Cutin قطع شده، آلکیل هندی ماهی، اسید هیالورونیک، بابونه و ذاتی مخمر فعال

17. Basically be skin cutin unusually proliferous thickening, make pore exit jams, leather fat cannot successful eduction, became acne.
[ترجمه ترگمان]در اصل، پوستی که به طور غیر معمول سفت و سخت می شود، سفت و سخت می شود، باعث ایجاد مربا می شود، چربی پوست نمی تواند eduction موفقی داشته باشد، جوش و جوش است
[ترجمه گوگل]اساسا پوست برش ضخیم غولپیکر، ایجاد انقباض عضلانی، چرم چرمی نمیتواند موفق باشد، آکنه شود

18. Its leaves are characterized with cutin, density glandular hair, and the stoma is composed with two kidney-shaped safeguard cells and two hook convoy cells, which effectively control the evaporation.
[ترجمه ترگمان]برگ های آن با cutin، چگالی مو glandular مشخص می شوند و stoma با دو سلول حفاظتی شکل و دو سلول convoy تشکیل شده که تبخیر را به طور موثر کنترل می کنند
[ترجمه گوگل]برگ های آن با موهای چرک و غلیظ مشخص شده اند و استوم با دو سلول محافظتی کلیه و دو سلول کارواخال قلمداد می شود که به طور موثر از تبخیر کنترل می شود

19. It will get better result after removing the cutin.
[ترجمه ترگمان]این کار پس از حذف the نتیجه بهتری خواهد داشت
[ترجمه گوگل]این نتیجه بهتر پس از حذف cutin خواهد شد

20. Hydroxyacetic acid can peel aged cutin, amino acid can take effect in cuticle and improve the moisturizing ability of the skin.
[ترجمه ترگمان]اسید Hydroxyacetic می تواند cutin ساله را به خود اختصاص دهد، آمینو اسید می تواند در پوست خود عمل کند و توانایی مرطوب کنندگی پوست را بهبود بخشد
[ترجمه گوگل]اسید هیدروکسی استیک می تواند بر روی پوست بریده شود، اسید آمینه می تواند در کوتیکول تاثیر بگذارد و توانایی پوست را بهبود می بخشد

21. With increasing of the thickness of cutin layer and oil gland layers, the distribution of density of oil gland layers and albedo layers was decreasing.
[ترجمه ترگمان]با افزایش ضخامت لایه cutin و لایه های gland، توزیع دانسیته لایه های غده روغنی و لایه های albedo کاهش پیدا کرد
[ترجمه گوگل]با افزایش ضخامت لبه های برش و لایه های گندله نفت، توزیع تراکم لایه های غده روغن و لایه های آلبدوو کاهش می یابد

22. And the composition that chamfer pledges stimulative cutin is contained to flake inside face film, come through dissolving purify is corneous .
[ترجمه ترگمان]و این ترکیب که تعهدات chamfer را تضمین می کند در داخل فیلم صورت می گیرد و از طریق انحلال خالص حاصل می شود
[ترجمه گوگل]و ترکیب که chamfer وظیفه cutin تحریک کننده است به پوسته پوسته شدن در داخل فیلم چهره، آمده از طریق حل و فصل پاک کردن قرنیه است

23. They also secrete a waxy, transparent substance called cutin.
[ترجمه ترگمان]آن ها همچنین ماده ای موم و شفاف به نام cutin ترشح می کنند
[ترجمه گوگل]آنها همچنین یک ماده مومی و شفاف به نام Cutin را ترشح می کنند

24. Second, makes the moisturizer, the cutin moisture content enough skin only then can be translucent.
[ترجمه ترگمان]دوم، مرطوب کننده را ایجاد می کند، رطوبت cutin به اندازه کافی به پوست شما کمک می کند، تنها می تواند شفاف باشد
[ترجمه گوگل]دوم، باعث ایجاد مرطوب کننده می شود، مقدار رطوبت بر روی پوست به اندازه کافی پوست است و سپس می تواند شفاف باشد

25. Main effects: Mild, smooth, excellent cleansing effect which maintains skin balanced and perfectly cares the cutin.
[ترجمه ترگمان]اثرات اصلی: تاثیر پاک سازی، صاف و تمیز کننده، که پوست را متعادل نگه می دارد و کاملا به the اهمیت می دهد
[ترجمه گوگل]اثرات اصلی: اثر پاک کننده خفیف، صاف، عالی و عالی است که پوست را متعادل نگه می دارد و به طور کامل مراقبت می کند

26. Efficacy: Helichrysum essence is available for nourishing skin. Gently massaging may soften the skin epidermis cutin and instantly renew the skin vitality and luster.
[ترجمه ترگمان]تاثیر: جوهر Helichrysum برای تغذیه پوست در دسترس است ماساژ دادن به آرامی ممکن است پوست epidermis پوست را نرم کرده و فورا طراوت و درخشندگی پوست را تجدید کند
[ترجمه گوگل]اثربخشی: Essich Helichrysum برای تغذیه پوست در دسترس است به آرامی ماساژ ممکن است پوست کمرنگ پوست را کاهش دهد و بلافاصله سبب تقویت و لرزش پوست شود

27. There are two reasons inducing thin pores crassitude:First, thin pores is generally in the shape of open. Second, thin pores is blocked by cutin and dirt.
[ترجمه ترگمان]دو دلیل وجود دارد که منافذ نازک را تحریک می کند: اول، منافذ نازک عموما به شکل باز هستند دوم، منافذ نازک توسط cutin و کثیفی مسدود می شوند
[ترجمه گوگل]دو دلیل وجود دارد که منافذ خلطی نازک را داشته باشند: اول، منافذ نازک معمولا به شکل باز است دوم، منافذ های نازک توسط گرد و غبار و خاک مسدود می شود

28. Gentle thoroughly discharge is divided incomplete makeup and make the skin bleak nonluminous often abandons cutin.
[ترجمه ترگمان]تخلیه کامل به طور کامل به آرایش کامل تقسیم می شود و پوست را دلگیر می کند و اغلب ترکش را رها می کند
[ترجمه گوگل]آرامش کاملا تخلیه آرایش ناقص را تقسیم کرده و باعث می شود که پوست غیر قابل انعطاف شود و اغلب ریزه ها را ترک می کند

پیشنهاد کاربران

this system with cut in when the volume reaches a certain level.

سبقت گرفتن

شروع به کار کردن، عمل کردن مثلاً وقتی موتور داغ میکند فن ها شروع به کار میکنند عمل میکنند
میکس کردن آرد و مواد چربی مانند کره تا زمانی که یکدست شوند
مخلوط کردن

قطع کردن یا قطع شدن

بدون نوبت جلو رفتن

سهم خود را ادا کردن
And this is where simplicity cuts in.
و این همان جایی است که سادگی نقش و سهم خود را ادا می کند

did that guy who sole youق company cut you in
اون یارو که شرکتتو هپولی کرده ، سهمتو میده ؟

سهم را دادن / دین خود را ادا کرددن / در سودحاصله شریک کردن

( of a motor or other mechanical device )
To begin operating, especially when triggered automatically by an electrical signal.


قطع کردن صحبت کسی - وسط حرف کسی پریدن


کلمات دیگر: