خرابکاری، خرچنگ کردن، جر زدن، باعی تحریك و عصبانیت شدن
crabbing
انگلیسی به فارسی
دیکشنری تخصصی
[سینما] حرکت افقی دوربین - حرکت خرچنگی (دوربین ) - حرکت خرچنگی (دوربین فیلمبرداری )
[نساجی] عملیات بخار و کشش جهت تثبیت و تکمیل ضد چروک پارچه های پشمی - عملیات کاربینگ
[نساجی] عملیات بخار و کشش جهت تثبیت و تکمیل ضد چروک پارچه های پشمی - عملیات کاربینگ
کلمات دیگر: