کلمه جو
صفحه اصلی

stage manager


صحنه آرا، مدیر صحنه، مدیر نمایش، کارگردان نمایش مدیرنمایش

انگلیسی به فارسی

مدیر نمایش، کارگردان نمایش


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: an assistant to the director of a theatrical production, who is responsible for the technical direction and is in charge backstage during the performance.

• assistant director, person in charge of backstage activities
a stage manager is the person who is responsible for the scenery and lights and for the way that actors or other performers move about and use the stage during a performance in the theatre.

دیکشنری تخصصی

[سینما] مدیر صحنه

جملات نمونه

1. Her lapse was duly noted by the stage manager and reported to the director.
[ترجمه ترگمان]lapse او توسط مدیر صحنه مورد توجه قرار گرفت و به مدیر گزارش شد
[ترجمه گوگل]دوران او توسط مدیر صحبتی به ثبت رسید و به مدیر گزارش داد

2. Next morning the stage manager took great pleasure in informing them they had been to a women-only club.
[ترجمه ترگمان]صبح روز بعد، مدیر تئاتر از اطلاع دادن به آن ها به عنوان تنها باشگاه زنان، بسیار خوشحال شد
[ترجمه گوگل]صبح روز بعد، مدیر بخش لذت زیادی را در اطلاع رسانی به آنها در مورد یک باشگاه تنها برای زنان به ارمغان آورد

3. Bunny, unshaven, stood at the kerb with the stage manager of the Empire.
[ترجمه ترگمان]Bunny، که ریشش را نتراشیده بود، با مدیر صحنه امپراطوری در کنار جدول ایستاده بود
[ترجمه گوگل]اسم حیوان دست اموز، دست نخورده، با مدافع صحنه امپراتوری در کنار هم بود

4. He is also a founder member and stage manager of the Calder Valley Junior theatre Society.
[ترجمه ترگمان]او همچنین یکی از اعضای موسس انجمن جوانان تئاتر نوجوانان دره کالدر است
[ترجمه گوگل]او همچنین یکی از اعضای بنیانگذار و مدیر گروه تئاتر تئاتر کالدور دره است

5. John, the stage manager, went with her to the X-ray department.
[ترجمه ترگمان]جان، مدیر صحنه، با او به بخش اشعه ایکس رفت
[ترجمه گوگل]جان، مدیر بخش، با او به بخش اشعه ایکس رفت

6. Making Alvin the stage manager was the first step, she believed, in involving him in something outside of class work.
[ترجمه ترگمان]او معتقد بود که ایجاد آلوین مدیر صحنه اولین قدم است که او را در کاری خارج از کلاس انجام می دهد
[ترجمه گوگل]آلوین مدیر صحنه اولین قدم بود، او معتقد بود که او را در چیزی غیر از کار گروهی دخالت می دهد

7. Mr Mates was the efficient stage manager of Michael Heseltine's almost successful bid for the premiership.
[ترجمه ترگمان]آقای Mates مدیر مرحله کارآمدی از پیشنهاد موفق مایکل Heseltine برای نخست وزیری بود
[ترجمه گوگل]آقای ماتز مدیر بخش کارآمد تقریبا موفق به کسب مقام نخست وزیری مایکل هاسلتین شد

8. He had become a stage manager and officer of the Minnehaha Minstrels.
[ترجمه ترگمان]او مدیر صحنه و افسر of minstrels شده بود
[ترجمه گوگل]او یک مدیر مرحله و افسر Minstrels Minnehaha شده است

9. After new China was founded, served as stage manager, director of long - term .
[ترجمه ترگمان]پس از تاسیس چین جدید، به عنوان مدیر صحنه و مدیر بلند مدت خدمت کرد
[ترجمه گوگل]پس از تاسیس چین جدید، به عنوان مدیر مرحله، مدیر بلند مدت خدمت کرده است

10. The Stage Manager and Assistant Stage Managers are prohibited from signing the closing notice of the company or the individual notice of any Actor's termination.
[ترجمه ترگمان]مدیر صحنه و دستیار مرحله ای مدیران از امضای اعلامیه پایانی شرکت و یا توجه فردی به اتمام هر بازیگر منع شده اند
[ترجمه گوگل]مدیر مرحله و دستیار مدیران مرحله از امضای اطلاعیه بسته ای از شرکت و یا اطلاع فردی از هر گونه پایان دادن به بازیگر ممنوع است

11. A stage manager told them where to go and suggested they walk arm in arm.
[ترجمه ترگمان]مدیر صحنه به آن ها گفت که کجا بروند و پیشنهاد کردند بازو در بازو راه بروند
[ترجمه گوگل]مدیر یک مراسم به آنها گفت کجا بروید و پیشنهاد کنید که دستان خود را باز کنند

12. The Stage Manager an Assistant Stage Manager are prohibited from the making of payrolls or any distribution of salaries.
[ترجمه ترگمان]مدیر این مرحله، یک دستیار مرحله ای، از تشکیل لیست حقوق و یا هر گونه توزیع حقوق منع شده است
[ترجمه گوگل]مدیر مرحله ای دستیار مدیر مرحله از ایجاد حقوق و دستمزد یا هر توزیع حقوق است

13. Acts as stage manager of all main stage productions and kids theatre camps.
[ترجمه ترگمان]به عنوان مدیر صحنه تمام تولیدات صحنه اصلی و کمپ های تئاتر کودکان عمل می کند
[ترجمه گوگل]به عنوان مدیر بخش همه محصولات تولیدی اصلی و اردوگاه های تئاتر کودکان عمل می کند

14. The Stage Manager and Assistant Stage Managers are prohibited from participating in the ordering of food for the company.
[ترجمه ترگمان]مدیر صحنه و دستیار مرحله ای مدیران از شرکت در سفارش غذا برای شرکت منع شده اند
[ترجمه گوگل]مدیران مرحله و دستیار مدیران مرحله از شرکت در سفارش غذا برای شرکت ممنوع است

15. Jim, our stage manager, is now in Germany.
[ترجمه ترگمان]جیم، مدیر صحنه ما، هم اکنون در آلمان است
[ترجمه گوگل]جیم، مدیر بخش ما، در حال حاضر در آلمان است


کلمات دیگر: