(فیلمبرداری - کسی که به جای هنرپیشه ی اصلی کارهای خطرناک یا دشوار را در لباس او انجام میدهد) بدل، جانباز
stunt man
(فیلمبرداری - کسی که به جای هنرپیشه ی اصلی کارهای خطرناک یا دشوار را در لباس او انجام میدهد) بدل، جانباز
انگلیسی به فارسی
مرد شیرین
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
حالات: stunt men
حالات: stunt men
• : تعریف: in film production, a skilled male performer who substitutes for an actor in hazardous or acrobatic sequences.
• one who does stunts professionally, one who does stunts that are taped and shown in movies
a stunt man is a man whose job is to do dangerous things in films instead of the actors so that they will not get hurt.
one who performs stunts; one who replaces an actor during scenes containing dangerous or difficult feats (as in movies and television)
a stunt man is a man whose job is to do dangerous things in films instead of the actors so that they will not get hurt.
one who performs stunts; one who replaces an actor during scenes containing dangerous or difficult feats (as in movies and television)
دیکشنری تخصصی
[سینما] بدل برای صحنه های خطرناک - هنرپیشه بدل
جملات نمونه
1. Her husband, stunt man Scott Wilder, was injured.
[ترجمه ترگمان]همسر او، stunt، اسکات وایلدر، مجروح شد
[ترجمه گوگل]شوهرش، اسکار وایلدر، شیرین کاری، زخمی شد
[ترجمه گوگل]شوهرش، اسکار وایلدر، شیرین کاری، زخمی شد
2. Will Hollywood movie stars leave all the on-screen action to their stunt men?
[ترجمه ترگمان]آیا ستاره های فیلم \"ویل هالیوود\" همه صحنه های نمایش را به نمایش می گذارند؟
[ترجمه گوگل]آیا ستاره های فیلم هالیوود همه اقدامات روی صفحه را به مردان شیرین کاری خود می اندازند؟
[ترجمه گوگل]آیا ستاره های فیلم هالیوود همه اقدامات روی صفحه را به مردان شیرین کاری خود می اندازند؟
3. A stunt man needs to have a good guardian angel.
[ترجمه ترگمان] یه شاهکار احتیاج داره که یه فرشته نگهبان خوب داشته باشه
[ترجمه گوگل]مرد شیرین کاری نیاز به یک فرشته نگهبان خوب دارد
[ترجمه گوگل]مرد شیرین کاری نیاز به یک فرشته نگهبان خوب دارد
4. The British stunt man Eddie Kidd jumped over the Great Wall of China on a motorcycle.
[ترجمه ترگمان]مرد stunt بریتانیایی ادی کید بر روی یک موتورسیکلت بر روی دیوار بزرگ چین پرید
[ترجمه گوگل]ادی کید، شیرین کاری بریتانیا، بر روی یک موتور سیکلت بر دیوار بزرگ چین چیره شد
[ترجمه گوگل]ادی کید، شیرین کاری بریتانیا، بر روی یک موتور سیکلت بر دیوار بزرگ چین چیره شد
5. Real desire fire burn the body ~ stunt man being difficult to think that!
[ترجمه ترگمان]آتش اشتیاق واقعی این مرد stunt را آتش می زند که فکر کردن به آن دشوار است!
[ترجمه گوگل]میل واقعی به آتش سوختن بدن ~ مرد لاتین سخت دشوار به فکر می کنم که!
[ترجمه گوگل]میل واقعی به آتش سوختن بدن ~ مرد لاتین سخت دشوار به فکر می کنم که!
6. He seldom uses a stunt man even for some dangerous thins scenes.
[ترجمه ترگمان]او به ندرت از یک مرد نمایشی استفاده می کند، حتی برای صحنه های جزئی اندکی
[ترجمه گوگل]او به ندرت از یک مرد شیرین کاری استفاده می کند حتی برای برخی از صحنه های خطرناک خطرناک
[ترجمه گوگل]او به ندرت از یک مرد شیرین کاری استفاده می کند حتی برای برخی از صحنه های خطرناک خطرناک
7. I'm the stunt man today.
[ترجمه ترگمان]امروز مرد بدلکاری هستم
[ترجمه گوگل]امروز من شیرین کاری میکنم
[ترجمه گوگل]امروز من شیرین کاری میکنم
پیشنهاد کاربران
بدل کار
Noun - countable :
بَدَل کار
کسی که در هنگام ساختن فیلم های سینمایی، در صحنه های خطرناک، به جای بازیگر اصلی ایفای نقش می کند.
بَدَل کار
کسی که در هنگام ساختن فیلم های سینمایی، در صحنه های خطرناک، به جای بازیگر اصلی ایفای نقش می کند.
بدلکار
– The stuntman was injured
– Stuntmen usually risk their lives
– a stuntman needs to have a good guardian angel
– The stuntman was injured
– Stuntmen usually risk their lives
– a stuntman needs to have a good guardian angel
کلمات دیگر: