کلمه جو
صفحه اصلی

stripe


معنی : خط، باریکه، مارک، پارچه راه راه، خش، یراق، خط راه راه، درجه نظامی، پاگون، خط خطی کردن، راه راه کردن، تازیانه زدن
معانی دیگر : (نواره ای که از نظر رنگ یا بافت و غیره با زمینه فرق دارد) نواره، پلنگی، راه، راه راه، (ارتش - نشان به شکل ((7)) یا ((-)) برای مشخص کردن درجه ی گروهبان ها و غیره) سردوشی، نشان آستین، سرآستینی، روآستینی (chevron هم می گویند)، نوع، گونه، قسم، طبقه، (قدیمی) ضربه ی شلاق، نواره دار کردن، (معمولا جمع) پارچه ی راه راه، رجوع شود به: streak، (قدیمی - به شرطی که به شکل نوار باشد) تاول، بادکردگی، جای شلاق، علامت

انگلیسی به فارسی

مارک، علامت، درجه نظامی، پاگون، خط راه راه، یراق،پارچه راه راه، راه راه کردن، تازیانه زدن


نوار، پارچه راه راه، خط، خط راه راه، یراق، باریکه، مارک، درجه نظامی، پاگون، خش، خط خطی کردن، راه راه کردن، تازیانه زدن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a relatively long, narrow band or strip distinguished from the surrounding area or surface by color, texture, or the like.
مشابه: band, bar, line

(2) تعریف: cloth or other material having such bands or strips.

(3) تعریف: a band of cloth or braid worn on a uniform, often as an indication of time served.

(4) تعریف: type; sort; kind.
مشابه: description, manner, nature, type

- All people are not of the same stripe.
[ترجمه ترگمان] همه آدما مثل یه \"راه راه\" نیستن
[ترجمه گوگل] همه مردم از خطوط یکسان نیستند
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: stripes, striping, striped
• : تعریف: to furnish or mark with a stripe or stripes.
مشابه: bar

• narrow band differing in color or texture from that which surrounds it; ribbon or strip of cloth indicating rank or length of service; sort, kind; stroke, blow (such as one made with a whip)
mark with stripes, mark with narrow bands of contrasting color or texture
stripes are long, thin lines, usually of different colours.
stripes are also narrow bands of material sewn onto a uniform to indicate someone's rank.

دیکشنری تخصصی

[سینما] حاشیه - نوار
[نساجی] راه راه - دارای خطوط موازی - نوار

مترادف و متضاد

خط (اسم)
hand, order, groove, way, road, character, bar, mark, letter, row, line, file, feature, writing, track, script, streak, charter, letter missive, stripe, calligraphy, rut, ruler, ruck, message, legend, fascia, stria, handwriting, penmanship, printmaking, tails

باریکه (اسم)
slip, slice, tab, track, belt, strip, isthmus, berm, listel, slab, stripe

مارک (اسم)
score, mark, brand, stripe

پارچه راه راه (اسم)
stripe, brindle

خش (اسم)
hatch, strap, strip, garbage, stripe, notch, hack, flinders, good-mother, stria, mother-in-law

یراق (اسم)
galloon, lace, stripe, lacing

خط راه راه (اسم)
stripe

درجه نظامی (اسم)
stripe

پاگون (اسم)
stripe

خط خطی کردن (فعل)
stripe, scrawl

راه راه کردن (فعل)
stripe, corrugate, wale

تازیانه زدن (فعل)
flog, whip, lambast, lambaste, stripe, lick, flagellate, scourge, knout, rawhide

line, strip


Synonyms: band, banding, bar, border, decoration, division, fillet, layer, ribbon, rule, streak, striation, stroke


جملات نمونه

1. a white stripe down the center of the road
یک خط سفید در وسط جاده

2. a man of his stripe would never surrender
مردی مثل او هرگز تسلیم نمی شود.

3. i have a navy-blue, pin stripe suite
من یک دست کت و شلوار سرمه ای راه راه دارم.

4. the plate has a red stripe along the edge
یک خط قرمز در امتداد لبه ی بشقاب وجود دارد.

5. The book has a diagonal black stripe on the cover.
[ترجمه ترگمان]این کتاب نوار سیاه مورب روی جلد دارد
[ترجمه گوگل]این کتاب نوار خط سیاه را روی جلد دارد

6. The plates have a blue stripe round the edge.
[ترجمه ترگمان]بشقاب های روی لبه یک خط راه راه آبی دارد
[ترجمه گوگل]صفحات یک نوار آبی در اطراف لبه دارند

7. His dark socks, I could see, had a stripe on them.
[ترجمه ترگمان]جوراب تیره اش، می توانستم ببینم که روی آن ها خط راه راه دارد
[ترجمه گوگل]جورابهای تاریک او، من می توانستم ببینم، روی آنها نوار داشت

8. The toad has a distinctive yellow stripe down its back.
[ترجمه ترگمان] وزغ یه خط زرد مشخص از پشتش داره
[ترجمه گوگل]قوچ خطی زرد مشخصی در پشت دارد

9. She was awarded another stripe.
[ترجمه ترگمان]خط راه راه دیگری هم به او دادند
[ترجمه گوگل]او یک نوار دیگر اهدا شد

10. A floral design with a Regency stripe background, for example, fits the bill perfectly.
[ترجمه ترگمان]برای مثال، یک طرح گل با پس زمینه Regency Regency، به طور کامل متناسب با این لایحه است
[ترجمه گوگل]برای مثال، یک طراحی گل با پس زمینه خط رگنتزی، کاملا متناسب با لایحه است

11. Soon entrepreneurs of every stripe thought of ways to put this new power source to work.
[ترجمه ترگمان]طولی نکشید که کارآفرینان هر گروه به روش هایی فکر کردند که این منبع قدرت جدید را به کار گیرند
[ترجمه گوگل]به زودی کارآفرینان هر خط کشیدن راهی برای قرار دادن این منبع قدرت جدید برای کار می کنند

12. The red stripe on the file was attached only if there was believed to be a risk of escape.
[ترجمه ترگمان]نوار قرمز روی پرونده فقط در صورتی متصل می شد که تصور می شد خطر فرار وجود دارد
[ترجمه گوگل]خط قرمز در فایل فقط در صورت وجود اعتصاب در خطر فرار متصل شد

13. She wore a bright green jogging suit with a white stripe down the sides.
[ترجمه ترگمان]او یک کت و شلوار سبز روشن پوشیده بود که نواری سفید بر روی هر دو طرف داشت
[ترجمه گوگل]او یک کت و شلوار پر زرق و برق دار سبز را با یک نوار سفید در دو طرف برداشت

14. The butterfly is black and white with a blue stripe running down each wing.
[ترجمه ترگمان]پروانه سیاه و سفید با نوار آبی در حال دویدن در هر بال است
[ترجمه گوگل]پروانه سیاه و سفید با نوار خط آبی است که در حال حرکت به پایین هر بال است

a tiger's black stripes

راه‌راه‌های سیاه پلنگ


a white stripe down the center of the road

یک خط سفید در وسط جاده


a white table-cloth with yellow stripes

رومیزی‌ای سفید با راه‌راه‌های زرد


stripe(d) pattern

طرح پلنگی (راه‌راه)


The plate has a red stripe along the edge.

خطی قرمز در امتداد لبه‌ی بشقاب وجود دارد.


how many stripes are there on a sergeant's sleeve?

روی آستین یک گروهبان چند نواره وجود دارد؟


athletes of various stripes

انواع مختلف ورزشکاران


A man of his stripe would never surrender.

مردی مثل او هرگز تسلیم نمی‌شود.


He was given fifty stripes.

به او پنجاه ضربه شلاق زدند.


a striped flag

پرچم راه‌راه


پیشنهاد کاربران

Line
خط


به معنای راه راهه

خط خطی

earn one's stripes

کارهایی که فرد برای نشون دادن شایستگی هایش در زمینه ی خاصی انجام میدهد

مثال: آهنگ million years ago از Adele :

To earn my stripes I'd have to pay
برای اینکه شایستگی هامو نشون بدم باید بهاش رو بپردازم

راه راه


کلمات دیگر: