کلمه جو
صفحه اصلی

stand in


1- (عامیانه - معمولا با: with) روابط حسنه داشتن با 2- شرکت کردن در، سهیم بودن، عوض، جانشین، علی البدل، بدل، رزرو، جانشین هنرپیشه شدن، قرب ومنزلت

انگلیسی به فارسی

عوض، جانشین هنرپیشه شدن، قرب ومنزلت


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person who substitutes for another, esp. in film production or the theater.
مشابه: understudy

(2) تعریف: a substitute.
مشابه: substitute

• one who comes to change the place of a permanent worker that has left temporarily
a stand-in is a person who takes someone else's place because the other person is ill or unavailable. count noun here but can also be used as an attributive adjective. e.g. ravi shastri, their stand-in captain, started well.

دیکشنری تخصصی

[سینما] بازیگر بدل - بدل

جملات نمونه

1. We had to stand in the snow every morning for roll call.
[ترجمه ترگمان]ما مجبور بودیم هر روز صبح توی برف بایستیم
[ترجمه گوگل]ما مجبور شدیم هر روز صبح برای فراخوانی رول در برف ایستاده باشیم

2. The teacher told the children to stand in a row.
[ترجمه ترگمان]معلم به بچه ها گفت که در یک ردیف بایستند
[ترجمه گوگل]معلم به بچه ها گفت که در یک ردیف ایستاده است

3. The children were asked to stand in a row.
[ترجمه ترگمان]از بچه ها خواسته شد که در یک ردیف بایستند
[ترجمه گوگل]بچه ها خواسته شده بودند که در یک ردیف قرار بگیرند

4. We cannot allow dogmatism to stand in the way of progress.
[ترجمه ترگمان]ما نمی توانیم به dogmatism اجازه بدهیم که در مسیر پیشرفت بایستند
[ترجمه گوگل]ما نمی توانیم دگماتیسم را در مسیر پیشرفت قرار دهیم

5. Please stand in the middle of the room.
[ترجمه ترگمان]لطفا وسط اتاق بایستید
[ترجمه گوگل]لطفا در وسط اتاق ایستاده باشید

6. We must not allow reaction to stand in the way of progress.
[ترجمه ترگمان]ما نباید اجازه بدهیم که واکنش در مسیر پیشرفت متوقف شود
[ترجمه گوگل]ما نباید به واکنش اجازه دهیم که در مسیر پیشرفت قرار بگیریم

7. In the suburbs the spacious houses stand in stark contrast to the slums of the city's poor.
[ترجمه ترگمان]در حومه شهر، خانه های بزرگ در تضاد کامل با محله های فقیرنشین شهر قرار دارند
[ترجمه گوگل]در حومه ها خانه های بزرگ در مقابل مردم فقیر فقیر شهر قرار دارند

8. Where do things stand in terms of the budget?
[ترجمه ترگمان]در کجا مسائل مربوط به بودجه هستند؟
[ترجمه گوگل]از لحاظ بودجه کجا کار می کند؟

9. Their attitudes towards love and marriage stand in stark contrast to those of their parents.
[ترجمه ترگمان]نگرش آن ها نسبت به عشق و ازدواج در تضاد کامل با پدر و مادرشان است
[ترجمه گوگل]نگرش آنها نسبت به عشق و ازدواج، در مقایسه با والدین آنها کاملا متفاوت است

10. There was a special stand in the shop where a demonstrator was showing how the food processor worked.
[ترجمه ترگمان]یک جایگاه ویژه در فروشگاه وجود داشت که در آن یک معترض نشان می داد که چگونه پردازشگر غذا کار می کند
[ترجمه گوگل]ایستگاه ویژه ای در مغازه وجود داشت که یک تظاهر کننده نشان داد که چگونه پردازنده غذا کار می کرد

11. A handful of onlookers stand in the field watching.
[ترجمه ترگمان]یک عده تماشاگر در میدان تماشا می کنند و تماشا می کنند
[ترجمه گوگل]تعداد انگشت شماری از تماشاگران در این زمینه ایستاده اند

12. We were asked to stand in two lines three metres apart.
[ترجمه ترگمان]از ما خواسته شد که در دو خط سه متری از هم بایستیم
[ترجمه گوگل]از ما خواسته شد که در دو خط سه متر فاصله داشته باشد

13. I want you all to stand in a circle.
[ترجمه ترگمان] من می خوام همتون تو یه دایره بایستید
[ترجمه گوگل]من می خواهم همه شما در یک دایره ایستاده باشم

14. How do their sales stand in relation to those of similar firms?
[ترجمه ترگمان]فروش آن ها در رابطه با شرکت های مشابه چگونه است؟
[ترجمه گوگل]چگونه فروش خود را در رابطه با شرکت های مشابه چگونه انجام می دهند؟

15. I had to stand in for her on Tuesday when she didn't show up.
[ترجمه ترگمان]من مجبور بودم سه شنبه برای او صبر کنم، وقتی که او خودش را نشان نداد
[ترجمه گوگل]در روز سه شنبه مجبور شدم برای او ایستاده باشم، وقتی که او نشان نداد

پیشنهاد کاربران

جایگزین

نمایندگی کردن، نیابت کردن

اجرا کننده ی جایگزین
his stand - in does all the dancing sequences

بازیگر بدلکار.
بازیگری که میتواند تا حدودی کار بدلکار را بکند


کلمات دیگر: