1. Her new book is a real money - spinner.
[ترجمه ترگمان]کتاب جدید او یک spinner واقعی است
[ترجمه گوگل]کتاب جدید او یک پول واقعی است - چرخنده
2. They were three, Clotho, the Spinner, who spun the thread of life.
[ترجمه ترگمان]آن ها سه نفر بودند که رشته زندگی را در دست داشتند
[ترجمه گوگل]آنها سه نفر بودند، Clotho، Spinner، که موضوع زندگی را متورم کردند
3. The spinner dipped under the water.
[ترجمه ترگمان]ظرف شویی در زیر آب فرو رفت
[ترجمه گوگل]راننده در زیر آب فرو می ریزد
4. A simple spinner using a pentatonic scale might be subdivided into five symmetrically weighted sectors.
[ترجمه ترگمان]یک spinner ساده با استفاده از یک مقیاس pentatonic ممکن است به پنج بخش با وزن متقارن تقسیم شود
[ترجمه گوگل]یک چرخنده ساده با استفاده از مقیاس پنتاتونیک می تواند به پنج بخش متمرکز متقارن تقسیم شود
5. Another bowler with similar hopes is left-arm spinner Paul Booth.
[ترجمه ترگمان]یه کلاه دیگه با امید مشابهی که برای \"پائول بوث\" گذاشته شده
[ترجمه گوگل]یکی دیگر از بولرها با امید های مشابه، پاول بوت است
6. He became a spinner in a Preston cotton-mill(Sentence dictionary), but disliked the restricted life and left at the age of seventeen.
[ترجمه ترگمان]او در دوره پرستون (حکم جمله)به یک بازیکن چرخشی تبدیل شد، اما از زندگی محدود و باقی مانده در سن ۱۷ سالگی متنفر بود
[ترجمه گوگل]او در یک پنوماتیک پرستون (دیکشنری حکم) یک چرخ دنده شد، اما زندگی محدودش را نادیده گرفت و در سن هفده سالگی باقی ماند
7. Since I was the best spinner of my type in the world, eventually it would all come right.
[ترجمه ترگمان]از انجایی که من بهترین بازیکن برتر از نوع خود در دنیا بودم، در نهایت همه چیز درست می شد
[ترجمه گوگل]از آنجایی که من بهترین سرچشمه نوع من در جهان بود، در نهایت همه اینها درست می آمدند
8. A spinner nose cone assembly to be built to drawing.
[ترجمه ترگمان]یک ترکیب مخروط بینی چرخشی برای طراحی ساخته می شود
[ترجمه گوگل]مونتاژ مخروطی نازک نورد برای ساختن ساخته شده است
9. Usage:It is used to measure the pressure of spinner rocking frame to leather roller. It is an important facilities for the technological control.
[ترجمه ترگمان]کاربرد: از آن برای اندازه گیری فشار دادن (فشار)در یک قاب گهواره ای پیچشی به roller چرمی استفاده می شود این یک مکان مهم برای کنترل فن آوری است
[ترجمه گوگل]استفاده از آن برای اندازه گیری فشار چارچوب چرخش چاقو به چرم غلتک استفاده می شود این یک امکانات مهم برای کنترل تکنولوژیکی است
10. From the tiny tin pin, the spinner pinched off an inch.
[ترجمه ترگمان] از یه سوزن ریز ریز که یه اینچ کنده شده بو
[ترجمه گوگل]از قلم کوچک قلع، رولرچر یک اینچ را خرد کرد
11. What a wonderful spinner your daughter is!
[ترجمه ترگمان]دختر شما چه دختر خوبی است!
[ترجمه گوگل]چه دختر جادوگر فوق العاده است!
12. Which spinner gives Kathy and Kym an equal chance of winning?
[ترجمه ترگمان]چه spinner به کتی می دهد و شانس مساوی برای برنده شدن را دارد؟
[ترجمه گوگل]کدام یک از رقیبان به کتی و کیم فرصت برابر برای برنده شدن می دهد؟
13. In the west province the money spinner is cocoa.
[ترجمه ترگمان]در استان غرب، spinner چرخشی کاکائو است
[ترجمه گوگل]در غرب استان پول نقره ای کاکائو است
14. The maximum cell density during cultivation in spinner flasks increased with microcarrier concentration increasing.
[ترجمه ترگمان]حداکثر چگالی سلول در طول کشت در flasks چرخشی با غلظت microcarrier افزایش یافت
[ترجمه گوگل]حداکثر تراکم سلول در طی کشت در فلاسکهای حلقوی با افزایش غلظت میکروارگانیس افزایش می یابد
15. May I look at the salad spinner?
[ترجمه ترگمان]میشه به سالاد اسپینر نگاه کنم؟
[ترجمه گوگل]می توانم به قورباغه سالاد نگاه کنم؟