کلمه جو
صفحه اصلی

spinner


معنی : فرفره، عنکبوتی که تار میتند، ریسنده، نخ ریس، نختاب، کارگر یا ماشین نخ ریسی
معانی دیگر : (شخص یا چیز) چرخان، گردان، (ماهیگیری با قلاب) طعمه ی چرخان، پروانه، ن  ریس، تابنده، کارگر یاماشین ن  ریسی

انگلیسی به فارسی

ریسنده، نخ ریس، نختاب، تابنده، عنکبوتی که تارمیتند، کارگر یاماشین نخ ریسی


اسپینر، عنکبوتی که تار میتند، ریسنده، نخ ریس، نختاب، فرفره، کارگر یا ماشین نخ ریسی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person or thing that spins.

(2) تعریف: a fishing lure, often made of small silvery blades, that revolves and flashes in the water when in motion, or one such blade.

(3) تعریف: a cap that fits over the hub of an airplane propeller and spins with it.

(4) تعریف: in a board game or the like, a device composed of a dial and an arrow that is spun to indicate moves, amounts, or penalties.

• person or thing that spins; one who draws out and twists fiber into yarn or thread; rotating fishing lure; arrow that is spun around a dial (games); fairing that fits over the propeller hub of a plane

دیکشنری تخصصی

[برق و الکترونیک] چرخشگر ساختار آنتن و بازتابنده ی رادار گردان .
[نساجی] نخ ریس - ریسنده - نخ تاب - ماشین نخ ریسی

مترادف و متضاد

فرفره (اسم)
top, whirligig, gig, spinner

عنکبوتی که تار میتند (اسم)
spinner

ریسنده (اسم)
spinner

نخ ریس (اسم)
spinner, spinneret

نختاب (اسم)
spinner

کارگر یا ماشین نخ ریسی (اسم)
spinner

جملات نمونه

1. Her new book is a real money - spinner.
[ترجمه ترگمان]کتاب جدید او یک spinner واقعی است
[ترجمه گوگل]کتاب جدید او یک پول واقعی است - چرخنده

2. They were three, Clotho, the Spinner, who spun the thread of life.
[ترجمه ترگمان]آن ها سه نفر بودند که رشته زندگی را در دست داشتند
[ترجمه گوگل]آنها سه نفر بودند، Clotho، Spinner، که موضوع زندگی را متورم کردند

3. The spinner dipped under the water.
[ترجمه ترگمان]ظرف شویی در زیر آب فرو رفت
[ترجمه گوگل]راننده در زیر آب فرو می ریزد

4. A simple spinner using a pentatonic scale might be subdivided into five symmetrically weighted sectors.
[ترجمه ترگمان]یک spinner ساده با استفاده از یک مقیاس pentatonic ممکن است به پنج بخش با وزن متقارن تقسیم شود
[ترجمه گوگل]یک چرخنده ساده با استفاده از مقیاس پنتاتونیک می تواند به پنج بخش متمرکز متقارن تقسیم شود

5. Another bowler with similar hopes is left-arm spinner Paul Booth.
[ترجمه ترگمان]یه کلاه دیگه با امید مشابهی که برای \"پائول بوث\" گذاشته شده
[ترجمه گوگل]یکی دیگر از بولرها با امید های مشابه، پاول بوت است

6. He became a spinner in a Preston cotton-mill(Sentence dictionary), but disliked the restricted life and left at the age of seventeen.
[ترجمه ترگمان]او در دوره پرستون (حکم جمله)به یک بازیکن چرخشی تبدیل شد، اما از زندگی محدود و باقی مانده در سن ۱۷ سالگی متنفر بود
[ترجمه گوگل]او در یک پنوماتیک پرستون (دیکشنری حکم) یک چرخ دنده شد، اما زندگی محدودش را نادیده گرفت و در سن هفده سالگی باقی ماند

7. Since I was the best spinner of my type in the world, eventually it would all come right.
[ترجمه ترگمان]از انجایی که من بهترین بازیکن برتر از نوع خود در دنیا بودم، در نهایت همه چیز درست می شد
[ترجمه گوگل]از آنجایی که من بهترین سرچشمه نوع من در جهان بود، در نهایت همه اینها درست می آمدند

8. A spinner nose cone assembly to be built to drawing.
[ترجمه ترگمان]یک ترکیب مخروط بینی چرخشی برای طراحی ساخته می شود
[ترجمه گوگل]مونتاژ مخروطی نازک نورد برای ساختن ساخته شده است

9. Usage:It is used to measure the pressure of spinner rocking frame to leather roller. It is an important facilities for the technological control.
[ترجمه ترگمان]کاربرد: از آن برای اندازه گیری فشار دادن (فشار)در یک قاب گهواره ای پیچشی به roller چرمی استفاده می شود این یک مکان مهم برای کنترل فن آوری است
[ترجمه گوگل]استفاده از آن برای اندازه گیری فشار چارچوب چرخش چاقو به چرم غلتک استفاده می شود این یک امکانات مهم برای کنترل تکنولوژیکی است

10. From the tiny tin pin, the spinner pinched off an inch.
[ترجمه ترگمان] از یه سوزن ریز ریز که یه اینچ کنده شده بو
[ترجمه گوگل]از قلم کوچک قلع، رولرچر یک اینچ را خرد کرد

11. What a wonderful spinner your daughter is!
[ترجمه ترگمان]دختر شما چه دختر خوبی است!
[ترجمه گوگل]چه دختر جادوگر فوق العاده است!

12. Which spinner gives Kathy and Kym an equal chance of winning?
[ترجمه ترگمان]چه spinner به کتی می دهد و شانس مساوی برای برنده شدن را دارد؟
[ترجمه گوگل]کدام یک از رقیبان به کتی و کیم فرصت برابر برای برنده شدن می دهد؟

13. In the west province the money spinner is cocoa.
[ترجمه ترگمان]در استان غرب، spinner چرخشی کاکائو است
[ترجمه گوگل]در غرب استان پول نقره ای کاکائو است

14. The maximum cell density during cultivation in spinner flasks increased with microcarrier concentration increasing.
[ترجمه ترگمان]حداکثر چگالی سلول در طول کشت در flasks چرخشی با غلظت microcarrier افزایش یافت
[ترجمه گوگل]حداکثر تراکم سلول در طی کشت در فلاسکهای حلقوی با افزایش غلظت میکروارگانیس افزایش می یابد

15. May I look at the salad spinner?
[ترجمه ترگمان]میشه به سالاد اسپینر نگاه کنم؟
[ترجمه گوگل]می توانم به قورباغه سالاد نگاه کنم؟

پیشنهاد کاربران

شخص یا چیز چرخان، چیزی که میچرخد ( مثل لودینگ یک برنامه ) ، چرخان، چرخنده


کلمات دیگر: