کلمه جو
صفحه اصلی

avariciously


حریصانه، ازمندانه

انگلیسی به فارسی

آزمندانه، حریصانه


خوشبختانه


انگلیسی به انگلیسی

• greedily

جملات نمونه

1. It is oneself are behaved a bit avariciously probably, I like all sorts of distinctive and beautiful household styles, and want to have them more.
[ترجمه ترگمان]این خود شخصی است که به احتمال قوی رفتار می کند، من انواع مختلف سبک های خانواده را دوست دارم و می خواهم آن ها را بیشتر دوست داشته باشم
[ترجمه گوگل]این به خودی خود احتمالا به طرز شگفت انگیزی رفتار می شود، من دوست دارم همه انواع سبک های متمایز و زیبا خانم ها را داشته باشم و می خواهم بیشتر آنها را داشته باشم

2. He clutched it avariciously, looked at it as a miser looks at gold, and thrust it into his shirt bosom.
[ترجمه ترگمان]آن را در چنگ گرفت و به آن نگاه کرد، همان طور که خسیس به طلا نگاه می کند و آن را در سینه پیراهنش فرو برد
[ترجمه گوگل]او به طرز شگفت انگیزی از آن استفاده کرد، به عنوان یک خجالتی به طلا نگاه می کند و آن را به بند او می بندد

3. Owen's eyes gleamed avariciously, opposingly.
[ترجمه ترگمان]چشمه ای \"اوون\" برق زد، \"opposingly\"
[ترجمه گوگل]چشم های اوون به طرز شگفت انگیزی با هم مخالفت کردند

4. The sailor grinned and passed him a fragment of sea biscuit. He clutched it avariciously, looked at it as a miser looks at gold, and thrust it into his shirt bosom.
[ترجمه ترگمان]ملوان تبسم کرد و یک تکه بیسکویت دریایی به او داد آن را در چنگ گرفت و به آن نگاه کرد، همان طور که خسیس به طلا نگاه می کند و آن را در سینه پیراهنش فرو برد
[ترجمه گوگل]ملوان ظاهر شد و یک قطعه بیسکویت دریایی را به او داد او به طرز شگفت انگیزی از آن استفاده کرد، به عنوان یک خجالتی به طلا نگاه می کند و آن را به بند او می بندد

5. More often than not, these cases are enshrined in popular culture by the movies and books about them that are avariciously devoured by a sensation-hungry public.
[ترجمه ترگمان]در اغلب موارد، این موارد در فرهنگ عمومی توسط فیلم ها و کتاب های مربوط به آن ها مورد ستایش قرار می گیرند که توسط مردم تشنه به احساس، بلعیده می شوند
[ترجمه گوگل]اغلب این موارد به وسیله فیلم و کتاب هایی درباره ی آنها که توسط مردم عادی احساس گرسنگی به طرز شگفت انگیزی از بین می روند، در فرهنگ عامه قرار می گیرند

6. One day Tom was in the act of dosing the crack when his aunt's yellow cat came along, purring, eying the teaspoon avariciously, and begging for a taste.
[ترجمه ترگمان]یک روز تام وقتی گربه زرد خاله اش جلو آمد شروع به چرت زدن کرد و شروع کرد به خوردن قاشق چای خوری قاشق چای خوری و التماس کردن به او
[ترجمه گوگل]یک روز تام در حال اقدام به خوردن کرک بود، وقتی گربه زرد عمه او آمد، درهم و برهم زد، قاشق چای خوری را به طرز شگفت انگیزی، و التماس برای طعم و مزه


کلمات دیگر: