(زیست شناسی - به ویژه در مورد قارچ ها و انگل ها) تک میزبانه، زیست شناسی انگل یک میزبانی، تک میزبانه
autoecious
(زیست شناسی - به ویژه در مورد قارچ ها و انگل ها) تک میزبانه، زیست شناسی انگل یک میزبانی، تک میزبانه
انگلیسی به فارسی
(زیستشناسی) انگل یک میزبانی، تکمیزبانه
عزیزم
انگلیسی به انگلیسی
• of or pertaining to the life cycle of parasites (botany)
پیشنهاد کاربران
در کتاب دیکشنری میکروب شناسی که تالیف و ترجمه کردم این معنا رو بکار بردم:
تک میزبانه، با ارجاع مطلب به مباحث قارچ شناسی می توان گفت برخی قارچ ها که زندگی انگلی خود را تنها در بدن یک میزبان سپری می کنند
تک میزبانه، با ارجاع مطلب به مباحث قارچ شناسی می توان گفت برخی قارچ ها که زندگی انگلی خود را تنها در بدن یک میزبان سپری می کنند
کلمات دیگر: