کلمه جو
صفحه اصلی

conventual


وابسته به یا همانند صومعه، دیر مانند، خانگاهی، عضو صومعه، دیر نشین، خانگاه زی، متعلق بخانقاه زنان تارک دنیا

انگلیسی به فارسی

وابسته به یا همانند صومعه، دیرمانند، خانگاهی


عضو صومعه، دیرنشین، خانگاه‌زی، صومعه‌نشین


(C بزرگ) عضو بخشی از فرقه‌ی راهبان فرانسیسکن (Franciscan - عنوان کامل آن این است: Friars Minor Conventual)


حجاب


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
• : تعریف: of, like, or pertaining to a convent.
مشابه: celibate
اسم ( noun )
(1) تعریف: a member of a convent.
مشابه: religious

(2) تعریف: (cap.) a member of a Franciscan order that allows ownership of common property.

• of or pertaining to a convent


کلمات دیگر: