(انگلیس) رجوع شود به: splotch، اندودن، مالیدن با، بد رنگ کردن، چرک کردن، کثیف کردن
splodge
(انگلیس) رجوع شود به: splotch، اندودن، مالیدن با، بد رنگ کردن، چرک کردن، کثیف کردن
انگلیسی به فارسی
اندودن،مالیدن(با)،بد رنگ کردن،چرک کردن،کثیف کردن،اندود
انگلیسی به انگلیسی
• a splodge is a large uneven mark or stain, especially one that has been caused by a liquid.
جملات نمونه
1. He had a splodge of oil on his cheek.
[ترجمه ترگمان]صورتش پر از روغن بود
[ترجمه گوگل]او بر روی گونه اش چسبیده بود
[ترجمه گوگل]او بر روی گونه اش چسبیده بود
2. They feature an unsavoury brown splodge with a white kerchief around its upper region.
[ترجمه ترگمان]آن ها یک splodge قهوه ای روشن با یک روسری سفید در اطراف منطقه بالایی آن را مشخص می کنند
[ترجمه گوگل]آنها یک قهوه تلخ ناراحت کننده با یک چتر سفید در اطراف منطقه فوقانی خود دارند
[ترجمه گوگل]آنها یک قهوه تلخ ناراحت کننده با یک چتر سفید در اطراف منطقه فوقانی خود دارند
3. Last month's shows a deep blue splodge over Iceland, Spitsbergen, Scandanavia and the UK, and another over the western US and eastern Pacific.
[ترجمه ترگمان]ماه گذشته یک splodge آبی عمیق را در ایسلند، Spitsbergen، Scandanavia و بریتانیا و دیگری بر فراز غرب و شرق اقیانوس آرام نشان می دهد
[ترجمه گوگل]ماه گذشته نشان می دهد آبی عمیق آبی بیش از ایسلند، Spitsbergen، اسکاندیناوی و انگلستان، و دیگری بیش از غرب آمریکا و شرق اقیانوس آرام است
[ترجمه گوگل]ماه گذشته نشان می دهد آبی عمیق آبی بیش از ایسلند، Spitsbergen، اسکاندیناوی و انگلستان، و دیگری بیش از غرب آمریکا و شرق اقیانوس آرام است
4. He put his hand on the bed, and left a splodge of blood on the bedspread.
[ترجمه ترگمان]دستش را روی تخت گذاشت و یک قطره خون روی روتختی ریخت
[ترجمه گوگل]او دست خود را بر روی تخت قرار داده و خون را بر روی روکش گذاشت
[ترجمه گوگل]او دست خود را بر روی تخت قرار داده و خون را بر روی روکش گذاشت
5. The sketchbook and notebook pages for the day are almost indecipherable with rain drop splodges.
[ترجمه ترگمان]تعداد sketchbook و دفتر یادداشت روزانه در این روز تقریبا indecipherable است و قطرات باران می بارد
[ترجمه گوگل]صفحات sketchbook و نوت بوک برای روز تقریبا غیر قابل تشخیص با splodges افتادن باران است
[ترجمه گوگل]صفحات sketchbook و نوت بوک برای روز تقریبا غیر قابل تشخیص با splodges افتادن باران است
6. Having said that, it's actually quite hard to take down your enemy when they appear to be little more than a splodge on a far-off hill.
[ترجمه ترگمان]پس از اینکه این را گفت خیلی سخت است که دشمن شما را وقتی که به نظر می رسد کمی بیشتر از یک splodge در یک تپه دوردست باشند، بگیرید
[ترجمه گوگل]پس از گفتن این، واقعا دشوار است که دشمن خود را از بین ببرید، زمانی که به نظر می رسد کمی بیش از یک تپه در یک تپه دور وجود دارد
[ترجمه گوگل]پس از گفتن این، واقعا دشوار است که دشمن خود را از بین ببرید، زمانی که به نظر می رسد کمی بیش از یک تپه در یک تپه دور وجود دارد
7. Kane, who was using the money to buy treats for his pet hamster Splodge, said he would try to look for other work.
[ترجمه ترگمان]کین که از این پول برای خرید غذا برای حیوان خانگی اش hamster استفاده می کرد، گفت که او تلاش خواهد کرد تا به دنبال کار دیگری بگردد
[ترجمه گوگل]کین، که از پول برای خرید رفتارهای شکارچی حیوان خانگی اش Splodge استفاده کرد، گفت که او سعی خواهد کرد به دنبال کار دیگری باشد
[ترجمه گوگل]کین، که از پول برای خرید رفتارهای شکارچی حیوان خانگی اش Splodge استفاده کرد، گفت که او سعی خواهد کرد به دنبال کار دیگری باشد
کلمات دیگر: