کلمه جو
صفحه اصلی

symbiotic


معنی : وابسته به همزیگری
معانی دیگر : وابسته به همزیگری

انگلیسی به فارسی

وابسته به همزی گری


همبستگی، وابسته به همزیگری


انگلیسی به انگلیسی

• of or pertaining to symbiosis, existing in a state of symbiosis (biology)
a symbiotic relationship is one in which organisms, people, or things exist together in a way that benefits them all.

مترادف و متضاد

وابسته به همزیگری (صفت)
symbiotic

جملات نمونه

1. Thus was established a symbiotic relationship between the power companies and the chemical indus-try.
[ترجمه ترگمان]بنابراین یک رابطه هم زیستی بین شرکت های برق و صنعت شیمیایی به وجود آمد
[ترجمه گوگل]بنابراین یک رابطه همزیستی میان شرکت های برق و صنایع شیمیایی برقرار شد

2. These interconnections argued for a close symbiotic relationship between the two media.
[ترجمه ترگمان]این اتصالات برای ارتباط نزدیک بین دو رسانه بحث می کردند
[ترجمه گوگل]این اتصالات برای یک رابطه همزیستی نزدیک بین دو رسانه استدلال کرد

3. The result: the end of a four-hundred-year symbiotic relationship between capital and labor in the developed world.
[ترجمه ترگمان]نتیجه: پایان یک رابطه هم زیستی چهار ساله بین سرمایه و نیروی کار در جهان توسعهیافته
[ترجمه گوگل]نتیجه یک پایان روابط همزیستی چهارصد ساله بین سرمایه و کار در جهان توسعه یافته است

4. Like symbiotic grubs they lay twisted together in a ball, until Mangar-Kunjer-Kunja appeared in the guise of a lizard.
[ترجمه ترگمان]مثل symbiotic grubs که در یک مجلس رقص قرار گرفته بودند، تا اینکه Mangar - Kunjer در شکل یک مارمولک ظاهر شد
[ترجمه گوگل]مثل گراب های همبستگی آنها در یک توپ پیچ خورده بود، تا زمانی که منگار Kunjer-Kunja ظاهر شد در پوشش یک مارمولک

5. Previously, farmers and pastoralists had enjoyed a somewhat symbiotic relationship, the graziers providing the farmers with animal dung fertilizer.
[ترجمه ترگمان]پیش از این، کشاورزان و چوپانان از یک رابطه هم زیستی نسبتا هم زیستی، با graziers که کشاورزان کود حیوانی را با کود حیوانی فراهم می کردند، لذت می بردند
[ترجمه گوگل]پیش از این، کشاورزان و گاوهای پرورشدهنده از یک روابط تقریبا همزیستی برخوردار بودند، که در آن کشاورزان با کود کود نیتروژن به کشاورزان می پرداختند

6. They live in symbiotic relationships with trees and provide water and minerals in exchange for carbohydrates.
[ترجمه ترگمان]آن ها در روابط هم زیستی با درختان زندگی می کنند و آب و مواد معدنی را در ازای کربوهیدرات تامین می کنند
[ترجمه گوگل]آنها در روابط همزیستی با درختان زندگی می کنند و آب و مواد معدنی را در مقابل کربوهیدرات ها عرضه می کنند

7. Do some viruses develop a symbiotic relationship with their host?
[ترجمه ترگمان]آیا برخی ویروس ها یک رابطه هم زیستی با میزبان خود ایجاد می کنند؟
[ترجمه گوگل]آیا برخی از ویروس ها یک رابطه همزیستی با میزبان خود ایجاد می کنند؟

8. This seemingly symbiotic link has been damaging to the more general applicability of these criteria in other contexts.
[ترجمه ترگمان]این پیوند به ظاهر هم زیستی برای کاربرد کلی تر این معیارها در زمینه های دیگر زیان آور است
[ترجمه گوگل]این لینک به ظاهر همگانی شده است به کاربرد عمومی تر این معیارها در سایر زمینه ها مضر است

9. That symbiotic nexus of press and professors has, in the meantime, revealed a sinister aspect too.
[ترجمه ترگمان]با این حال، این پیوند symbiotic مطبوعات و استادان نیز جنبه شومی را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]در عین حال، ارتباط همبستگی مطبوعات و استادان، یک جنبه شوم نیز نشان داد

10. Sports marketing relationships are supposed to be symbiotic.
[ترجمه ترگمان]روابط بازاریابی ورزشی باید هم زیستی داشته باشند
[ترجمه گوگل]روابط بازاریابی ورزشی باید به صورت همبستگی باشد

11. We have a symbiotic relationship with them.
[ترجمه ترگمان] ما یه رابطه هم زیستی با اونا داریم
[ترجمه گوگل]ما با آنها همزیستی داریم

12. The tungsten ore inXingluokeng pertains to a symbiotic fine granite vein - type wolframite and scheelite deposit.
[ترجمه ترگمان]سنگ ore tungsten مربوط به یک رگه قوی symbiotic - نوع wolframite و رسوب scheelite است
[ترجمه گوگل]سنگ معدن تنگستن inXingluokeng مربوط به یک ورید گرانیت خوب سیمبیونی - نوع ولفرامیت و سپید چلیلت است

13. Caracas and Havana remain in a symbiotic embrace.
[ترجمه ترگمان]کاراکاس و هاوانا در آغوش هم زیستی هستند
[ترجمه گوگل]کاراکاس و هاوانا در آغوش همبستگی باقی می مانند

14. The results showed that symbiotic algae were found predominantly in the endoderm of the tentacles and were located within vacuoles in host cells.
[ترجمه ترگمان]نتایج نشان داد که جلبک symbiotic عمدتا در the of یافت می شود و در داخل vacuoles در سلول های میزبان یافت می شود
[ترجمه گوگل]نتایج نشان داد که جلبکهای همزیستی عمدتا در اندودرم شاخکها یافت می شوند و در داخل واکسن ها در سلول های میزبان قرار می گیرند

15. A newly refashioned symbiotic relationship between the two adversaries was born.
[ترجمه ترگمان]یک رابطه هم زیستی جدید بین دو رقیب به دنیا آمد
[ترجمه گوگل]یک رابطه همزیستی تازه بین دو دشمن متولد شده است

پیشنهاد کاربران

همزیست

همزیستانه

هم نفعی

Denoting a mutually beneficial relationship between different people or groups:
the reader can have a symbiotic relationship with the writer

همزیستی

همزیستی مسالمت آمیز

هم وابسته


کلمات دیگر: