کلمه جو
صفحه اصلی

crag


معنی : پرتگاه، تخته سنگ
معانی دیگر : (صخره ای که بر فراز کوه سنگی یا توده ای سنگ سر بر آورده است) منارسنگ، کمر، تخته سنگ (بلند و پرشیب)، (اسکاتلند) گردن، گلو، گرم

انگلیسی به فارسی

پرتگاه، کمر، تخته سنگ


خرچنگ، تخته سنگ، پرتگاه


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a steeply jutting or overhanging mass of rock, as on a mountain or headland.

- A mountain goat rested on a rocky crag high above us.
[ترجمه ترگمان] بز کوهی روی صخره ای سنگی بالای سر ما قرار گرفت
[ترجمه گوگل] یک بز کوهی در یک سنگ صخره ای بالای ما قرار داشت

• projecting part of a rock, cliff, steep rock
a crag is a steep, rocky cliff or part of a mountain.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] کمر
[زمین شناسی] کمره، پرتگاه (رسوب شناسی): یک ماسه سنگ صدفی یا مارل ماسه ای فسیل دار متراکم شده با منشاء دریایی و زمان پلیوسن و پلیستوسن که در شرق انگلستان یافت شده است (نورفولک، لافولک و السکس) و به عنوان کود استفاده می شود. مثلاً کرگ کورالین. (زمین ریخت شناسی): الف) یک بلندی یا نقطه پرتگاهی سنگی، خصوصاً آنکه از دامنه یک کوه بیرون می زند. مترادف: craig. ب) یک اصطلاح منسوخ برای قطعه سنگ بیرون زده یا گسسته شده سخت و تیز.

مترادف و متضاد

پرتگاه (اسم)
bluff, precipice, headland, promontory, crag

تخته سنگ (اسم)
slate, rock, crag, boulder, slab, bowlder, cliff

جملات نمونه

1. a 100 meter-high crag
تخته سنگی به بلندی صدمتر

2. We slowly climbed the steep face of the crag.
[ترجمه ترگمان]به آرامی از سطح شیب دار صخره بالا رفتیم
[ترجمه گوگل]ما به آرامی چهره شیب صخره را بالا می بریم

3. Above: Shelter Stone Crag - a familiar playground for winter climbers.
[ترجمه ترگمان]بالا: پناه گاه سنگی Crag - یک زمین بازی آشنا برای کوهنوردان
[ترجمه گوگل]بالای سر سنگ کرگ - زمین بازی آشنا برای کوهنوردان زمستانی

4. He's been sitting on that crag of his at Dumbarton for as long as I can remember.
[ترجمه ترگمان]تا جایی که یادم می آید روی آن صخره نشسته بود
[ترجمه گوگل]او تا زمانی که می توانم به یاد داشته باشم، در آن جاده ای در Dumbarton نشسته است

5. The crag appears suddenly on the riverbank, monstrously overhanging and shockingly red.
[ترجمه ترگمان]صخره به طور ناگهانی در ساحل رودخانه به نظر می رسد، که به طور شگفت آوری بالا و قرمز است
[ترجمه گوگل]خاکی به طور ناگهانی در رودخانه ظاهر می شود، به شدت هیجان انگیز و به طرز وحشتناکی قرمز

6. I arranged to meet club members on Oxford Crag and was immediately intrigued.
[ترجمه ترگمان]من ترتیبی دادم تا اعضای کلوب را در Crag آکسفورد ملاقات کنم و فورا علاقه مند شدم
[ترجمه گوگل]من برای دیدار با اعضای باشگاه در آکسفورد کراگ ملاقات کردم و بلافاصله سرگرم شدم

7. The crag is very dangerous.
[ترجمه ترگمان]پرتگاه بسیار خطرناک است
[ترجمه گوگل]صخره بسیار خطرناک است

8. Seasons: The crag faces west, is sited just above the sea and climbing is generally possible all year round.
[ترجمه ترگمان]فصل ها: صخره به سمت غرب حرکت می کند، که درست بالای سطح دریا دیده می شود و بالا رفتن عموما تمام طول سال ممکن است
[ترجمه گوگل]فصلها صخره به غرب می رسد، در بالای دریا قرار دارد و کوهنوردی عموما امکان پذیر است در تمام طول سال

9. First, the old walled city on the crag and tail was built upwards.
[ترجمه ترگمان]اول، شهر محصور با دیواره ای سنگی بر روی صخره و دم ساخته شد
[ترجمه گوگل]اول، شهر قدیمی دیواره در ساحل و دم به سمت بالا ساخته شده است

10. As I passed the bottom of Crag Woods a figure emerged from the undergrowth.
[ترجمه ترگمان]همچنان که به پایین \"کرگ وود\" رسیدم، یه هیکل از میان بوته های به هم تنیده زیر درختان پیدا نشد
[ترجمه گوگل]همانطور که من پایین کرگ وودز تصویب کردم، شکل از زیر کشت ظاهر شد

11. Besides the sea crag script itself undisputable attraction, plays Zhou Xin in the play Song Wen to drift becomes this play's another big luminescent spot by its graceful quiet and refined makings.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر آن صخره دریا که خود را مجذوب خود می کند، در نمایش آهنگ ون Xin در نمایشنامه \"ون Wen\" بازی می کند تا این نمایش به یک اثر بزرگ و درخشان دیگر با زیبایی آرام و زیبایی آن تبدیل شود
[ترجمه گوگل]علاوه بر اسکله دریایی خود را جذابیت بی نظیر، نمایشنامه ژو شین در بازی آهنگ ون به رانندگی می شود این نقطه دیگری از لومنسنت بزرگ این بازی با آرامش و آرامش طراحی شده است

12. From here the path descends to the top of Summerhouse Crag which stands over the Llugwy Gorge.
[ترجمه ترگمان]از اینجا مسیر به بالای of Crag می رسد که در بالای Llugwy Gorge قرار دارد
[ترجمه گوگل]از اینجا مسیر به سمت بالا از Summerhouse Crag فرود می آید که بر روی Gorge Llugwy قرار دارد

13. I have selected ten routes to represent the varied character and development of the crag divided left to right.
[ترجمه ترگمان]ده مسیر را انتخاب کرده ام که نمایانگر شخصیت متنوع و توسعه صخره ای است که به چپ و راست تقسیم شده است
[ترجمه گوگل]من ده مسیر را برای نشان دادن شخصیت متنوع و توسعه صخره به چپ به راست تقسیم کرده ام

14. The alabaster face of Rogal Dorn branded his retinas: a crag of a face, with lush tough lips.
[ترجمه ترگمان]چهره مرمر گون Dorn بر شبکیه چشم می خورد: صخره ای بر چهره، با لبان سخت و شاداب
[ترجمه گوگل]صورت آلاباستر راگل دونن سبب بازتولید شبکیه خود را از یک چهره، با لب های سفت و سخت خشن می کند

a 100 meter-high crag

تخته‌سنگی به بلندی صدمتر


پیشنهاد کاربران

crag به تخته سنگ های بزرگ و غول پیکر گفته میشه که برای کوهنوردی مناسب اند و این نوع سنگ ها همه جا میتونن باشن، تو کوه ها یا دریاها یا جاهای دیگه.
ولی cliff یه نوعی از crag هست و در کنار دریاها یا رودخانه ها وجود داره و تقریبا عمودی هستند.


کلمات دیگر: