(مسیحیت)، سازمان های کلیسایی برپایه ی خودمختاری هر کلیسا و اعضای آن، استقلال هرکلیسابرای اداره کارهای قضایی وانتظامی خود
congregationalism
(مسیحیت)، سازمان های کلیسایی برپایه ی خودمختاری هر کلیسا و اعضای آن، استقلال هرکلیسابرای اداره کارهای قضایی وانتظامی خود
انگلیسی به فارسی
(مسیحیت) سازمانهای کلیسایی برپایهی خودمختاری هر کلیسا و اعضای آن
(مسیحیت) (C بزرگ - عقاید و رسوم فرقهی پروتستان در دوران کوچ نشینی شمال شرقی ایالات - متحده) سالک گرایی
congregationalism
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
مشتقات: congregationalist (adj.), congregationalist (n.)
مشتقات: congregationalist (adj.), congregationalist (n.)
• (1) تعریف: a form of church government in which each member church or congregation is self-governing.
• (2) تعریف: (cap.) the religious beliefs or doctrines of a Protestant denomination in which each member church is self-governing.
• form of church government (protestantism)
کلمات دیگر: