کلمه جو
صفحه اصلی

overarching

انگلیسی به فارسی

کلاهبرداری


پیشنهاد کاربران

هدف نهائی

فراگیر، گسترده ، غالب

مسلط ( روان شناسی )

کلی

غالب، برجسته، مهم

( شهرسازی - برنامه ریزی منطقه ای ) : مقیاس نهایی

جامع، فراگیر

فراگیر

The aim of our Overarching review
هدف نهایی مقاله ی ما

The overarching question we might ask is
بستگی به بافت جمله داره و اینکه چیا قبل و بعدش اومدن. . . ( در روانشناسی و مشاوره گاهی وقتا معنی اصلی و بنیادی می ده )

صفت برای چیزی که 'تاثیر بسزایی' در انجام کار یا موضوعی دارد.

اصلی ترین، با اولویت ترین، با اهمیت ترین، تاثیرگذارترین ( بخش از کاری یا چیزی )

سنگین وزن تر، دارای وزن بیشتر، وزین تر ( از لحاظ اهمیت )

صفت برای چیزی که از سایر بخشها/اجزای یک چیز مرتبط با اهمیت تر، مهمتر و یا تاثیرگذارتر باشه
نکته: وقتی میخواهیم چیزی را در نظر خواننده متن مهم جلوه دهیم از این صفت استفاده می کنیم.

همه جانبه

1. [آسمان، صخره] مَشرف، فرازنده، سایه گستر 2. فراگیر، گسترده، دامنه دار؛ غالب، عمده

فراگیر، گسترده، دامنه دار، غالب، عمده.

dominating or embracing all else
غالب، حاکم،
سراسری

جامع

cambridge dic: most important, because of including or affecting all other areas
longman online dic: including or influencing every part of something
oxf. online dic: very important, because it includes or influences many things
جامع، غالب، فراگیر،
In a more overarching sense: در معنایی/مفهومی عامتر/جامعتر

قابل توجه


کلمات دیگر: