کلمه جو
صفحه اصلی

spinning wheel


معنی : دوک نخ ریسی، چرخ نخ ریسی
معانی دیگر : چرخ ریسندگی، چرخ دستی، چر  ن  ریسی، دوک ن  ریسی

انگلیسی به فارسی

چرخ نخ ریسی، دوک نخ ریسی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a simple machine for spinning thread or yarn that has a single spindle driven by a large wheel.

• a spinning wheel is a wooden spinning machine used in people's homes, mainly in former times. it has a wheel which makes the spindle turn round.

مترادف و متضاد

دوک نخ ریسی (اسم)
spindle, spinning wheel

چرخ نخ ریسی (اسم)
spinning wheel

جملات نمونه

1. The spinning wheel was a Chinese invention.
[ترجمه ترگمان]چرخ نخ ریسی یک اختراع چینی بود
[ترجمه گوگل]چرخ نخ ریسی یک اختراع چینی بود

2. She span on a spinning wheel.
[ترجمه ترگمان]او روی یک چرخ می چرخید
[ترجمه گوگل]او روی یک چرخ نخ ریسی قرار دارد

3. Distaffs may also be attached to a spinning wheel or be floor standing.
[ترجمه ترگمان]Distaffs نیز ممکن است متصل به چرخ نخ ریسی و یا ایستادن بر روی زمین باشند
[ترجمه گوگل]Distaffs نیز ممکن است به یک چرخ نخ ریسی متصل شود و یا ایستاده روی زمین باشد

4. She is also making good progress at her spinning wheel.
[ترجمه ترگمان]او همچنین پیشرفت خوبی در چرخ ریسندگی خود دارد
[ترجمه گوگل]او همچنین پیشرفت خوبی در چرخ نخ ریسی خود دارد

5. The spinning wheel is a machine; a little toothpick is a machine.
[ترجمه ترگمان]چرخش چرخ ماشین یک ماشین است، یک خلال دندون یک ماشین است
[ترجمه گوگل]چرخ نخ ریسی ماشین است؛ یک خلال دندان یک دستگاه است

6. In one corner stood a spinning wheel, the threads still pulled tight.
[ترجمه ترگمان]در یک گوشه چرخ می چرخید و نخ هنوز محکم بسته می شد
[ترجمه گوگل]در یک گوشه ایستاد یک چرخ نخ ریسی، موضوع هنوز هم کشیده شد

7. She replied it had come from treading the spinning wheel.
[ترجمه ترگمان]او جواب داد که آن را از چرخ spinning بیرون آورده است
[ترجمه گوگل]او پاسخ داد که از چرخیدن چرخ رانده شده است

8. At the Spinning Wheel Puppets exhibit, children can create masks and puppets.
[ترجمه ترگمان]در نمایشگاه Puppets چرخ ریسندگی، کودکان می توانند ماسک و ماسک بسازند
[ترجمه گوگل]در نمایشگاه عروسک چرخکشی کودکان می توانند ماسک ها و عروسک ها را ایجاد کنند

9. He would have preferred a spinning wheel for her to sit at, but one had to move forward with the times.
[ترجمه ترگمان]او ترجیح می داد چرخ spinning را برای نشستن او ترجیح می داد، اما مجبور بود با آن زمان حرکت کند
[ترجمه گوگل]او یک چرخ نخ ریسی را ترجیح داد تا او را در آنجا بگذارد، اما باید بارها به جلو حرکت کرد

10. There is the spinning wheel. . . .
[ترجمه ترگمان]چرخ نخ ریسی در حال چرخش است
[ترجمه گوگل]چرخ نخ ریسی وجود دارد

11. Pallas at the spinning wheel spins a thread out of the debris of sheared wool.
[ترجمه ترگمان]پالاس در چرخ ریسندگی یک نخ را از زیر آوار پشم جدا می کند
[ترجمه گوگل]پالاس در چرخ نخ ریسی یک نخ را از بقیه پشم بریده است

12. Before you drop the ball into spinning wheel, you bet a number on the electronic layout.
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه توپ را به چرخ ریسندگی بیندازید، روی لیاوت الکترونیکی یک عدد شرط می بندید
[ترجمه گوگل]قبل از اینکه توپ را به چرخ نخ ریسی ببرید، شماره ای را در طرح الکترونیکی بگذارید

13. I found a spinning wheel in the attic.
[ترجمه ترگمان]من یه چرخ spinning تو اتاق زیر شیروونی پیدا کردم
[ترجمه گوگل]یک چرخ نخ ریسی در اتاق زیر شیروانی پیدا کردم

14. Play a spinning wheel or show a progress bar to keep the user in the loop.
[ترجمه ترگمان]گردونه می چرخد یا میله ای را نمایش می دهد تا کاربر را در حلقه نگه دارد
[ترجمه گوگل]یک چرخ نخ ریسی یا نوار پیشرفت را نشان دهید تا کاربر را در حلقه نگه دارد

پیشنهاد کاربران

کنایه از کار بیهوده، کار بدون نتیجه

چرخ کوزه گری


کلمات دیگر: