کلمه جو
صفحه اصلی

cracker


معنی : ترقه، یکجور شیرینی، کلوچه کوچک، فندق شکن
معانی دیگر : (انگلیس - عامیانه) عالی، معرکه، محشر، (انسان یا دستگاهی که ترک می اندازد یا می کوبد) ترک انداز، کوبنده، شکننده، کوبگر، کوبه، خردکن، (بیسکویت بی شکر) کراکر، نان خشک، رجوع شود به: poor white، (امریکا - مزاح آمیز) اهل ایالت فلوریدا یا جورجیا

انگلیسی به فارسی

نوعی شیرینی، ترقه، کلوچه کوچک، فندق‌شکن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a thin, crisp biscuit or wafer, not usually sweetened.

(2) تعریف: a firecracker.

(3) تعریف: a cylindrical cardboard party favor that makes a loud crack when opened and contains treats or favors.

(4) تعریف: anyone or anything that cracks.

• biscuit, hard wheat cookie; one who breaks in; computer hacker, one who breaks into computer systems through illegal methods (computers); firecracker; attractive girl, "babe"
a cracker is a thin, crisp biscuit often eaten with cheese.
a cracker is also a small paper-covered tube that is pulled apart with a bang to reveal a small toy and a paper hat.

دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] متجاوز - کسی که از طریق شبکه اینترنت وارد کامپیوتری شده و بدون مجوز از آن استفاده می کند.

مترادف و متضاد

Synonyms: biscuit, bun, cookie, hardtack, pretzel, rusk, saltine


ترقه (اسم)
cracker, firecracker, crackle

یکجور شیرینی (اسم)
cracker

کلوچه کوچک (اسم)
cracker

فندق شکن (اسم)
cracker, nutcracker, nippers, nipper

hard, often salted, baked wafer


جملات نمونه

1. a cracker of a marksman
تیرانداز معرکه

2. she is a cracker
او تیکه ی خوبی است.

3. Who wants to pull a cracker with me?
[ترجمه ترگمان]کی میخواد با من بیسکوییت بازی کنه؟
[ترجمه گوگل]چه کسی می خواهد با من سر و کله بزند؟

4. There was a cracker beside every place at the table.
[ترجمه ترگمان]در کنار همه جای میز، ترقه بود
[ترجمه گوگل]یک کراکر در کنار هر جای میز بود

5. What a little cracker she is!
[ترجمه ترگمان]عجب cracker است!
[ترجمه گوگل]چه کوچک است cracker او است!

6. It was a cracker of a goal.
[ترجمه ترگمان] یه گل بود
[ترجمه گوگل]این یک کراکر یک هدف بود

7. That was a cracker of a goal.
[ترجمه ترگمان]این یکی از cracker بود
[ترجمه گوگل]این یک کراکر یک هدف بود

8. "Dude" is a cracker of an album.
[ترجمه ترگمان]\"Dude\" یک کراکر از یک آلبوم است
[ترجمه گوگل]'شخص' کلاهبردار یک آلبوم است

9. She's written five books, and every one a cracker.
[ترجمه ترگمان]پنج تا کتاب نوشته و هر یک بیسکوییت
[ترجمه گوگل]او پنج کتاب نوشته است، و هر کس یک کراکر است

10. He does not like Dwayne, the cracker in the suit.
[ترجمه ترگمان]او از Dwayne، کراکر با کت و شلوار خوشش نمی آید
[ترجمه گوگل]او Dwayne را ترجیح می دهد

11. Place mixture in graham cracker crust.
[ترجمه ترگمان]مخلوط را در پوسته گراه ام بنویسید
[ترجمه گوگل]مخلوط را در پوسته کراکر گراهام قرار دهید

12. We put five brands of cracker through the toughest test of alla children's party at the Abercromby Day Nursery in Toxteth.
[ترجمه ترگمان]ما ۵ مارک کراکر را از طریق دشوارترین آزمایش مهمانی کودکان در پرورشگاه روز Abercromby در Toxteth قرار دادیم
[ترجمه گوگل]ما پنج مارک کراکر را از طریق سخت ترین آزمون حزب کودکان کودکان در مهد کودک Abercromby در Toxteth قرار داده ایم

13. The odd grown-up cracker will occasionally reveal an Asprey trinket or an enamel box.
[ترجمه ترگمان]این کراکر که رشد می کند گاهی یک زیور آلات و یا یک جعبه مینا را به نمایش می گذارد
[ترجمه گوگل]گاه به گاه نارنجی بالغ گاهی اوقات یک تیغه اسپری یا جعبه مینای دندان را نشان می دهد

14. Sprinkle on the remaining graham cracker topping.
[ترجمه ترگمان]کمی روی باقیمانده گراه ام cracker بریزید
[ترجمه گوگل]بر روی کیکر باقی مانده گراهام بپاشید

15. I sometimes put juice or a graham cracker next to Miles and Evan when they are reading.
[ترجمه ترگمان]من گاهی اوقات آب میوه یا یک کراکر graham در کنار مایلز و ایوان می گذاشتم که آن ها مشغول مطالعه بودند
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات وقتی که خواندن می کنم، گاهی اوقات آبمیوه و یا کراکر گراهام را در کنار میلس و ایوان قرار می دهم

a cracker of a marksman

تیرانداز معرکه


She is a cracker.

او تیکه‌ی خوبی است.


پیشنهاد کاربران

بیسکویت ترد

کسی که رمز عبور را کرک میکند

یکجور هدیه که بچه ها در بریتانیا در روز کریسمس بازش می کنند و شانسی هدیه های مختلفی ازش بیرون میاد. موقع باز شدن هم یه صدای ترقه مانند میده. داخلش هم یه سری کاغذ جوک بی مزه و یه تاج کاغذی مسخره است که رسمه طرف باید تا اخر شب سرش بزاره

[پسوند]. . . شکن
safe cracker
متخصص باز کردن قفل ( گاوصندوق و . . . ) ، دزد حرفه ای
nut cracker
فندق شکن
password cracker
پس وردشکن


۱. نوعی بیسکویت
۲. ترقه
۳. یه سری جعبه های کوچک که تو کریسمس جایره میده Christmas cracker
۲. معنی دیگه میشه فاعل crack یعنی کسی که باعث ایجاد ترک میشه - چیزی که شکست و ترک ایجاد میکنه
Cricket : جیرجیرک

واژه cracker به معنای بیسکویت ترد
واژه cracker در این کاربرد به نوعی بیسکویت خشک و باریک گفته می شود که اغلب شور است و معمولا در کشورهای غربی به عنوان میان وعده همراه با پنیر خورده می شود. این واژه در برخی موارد به عنوان نوعی نان ترد و نمکی و سبک نیز گفته می شود که معمولا با غذاهای آبکی ( مثل سوپ ) خورده می شود. انواع cracker در کشورهای غربی وجود دارد. یکی از آنها graham cracker است که بیسکویتی سبوس دار شبیه دایجستیو در ایران است. نوع دیگر این بیسکویت که بیشتر در انگلستان سرو می شود cream cracker نام دارد که شبیه بیسکویت سبوس دار و کرم دار است.

منبع: سایت بیاموز

cracker ( علوم و فنّاوری غذا )
واژه مصوب: تُردک
تعریف: نوعی بیسکویت ترد و شکننده و معمولاً شور


کلمات دیگر: