کلمه جو
صفحه اصلی

collects

انگلیسی به فارسی

جمع می کند، جمع کردن، وصول کردن، فراهم کردن، گرد اوردن، جمع اوری کردن، مدون کردن، متراکم کردن، فراهم اوردن


پیشنهاد کاربران

Collects the children
جمع کردن بچه ها.

جمع اوری

جمع کردن وسیله ، جمع آوری

جمع آوری کردن . بردن. رفتن


کلمات دیگر: