(زیست شناسی - شیمی - یک واحد ساختمانی میکروسکوپی) ریزساز واره، ریزواره (micella هم می گویند)
micelle
(زیست شناسی - شیمی - یک واحد ساختمانی میکروسکوپی) ریزساز واره، ریزواره (micella هم می گویند)
انگلیسی به فارسی
(زیستشناسی - شیمی - یک واحد ساختمانی میکروسکوپی) ریزساز واره، ریزواره (micella هم میگویند)
میسلی
انگلیسی به انگلیسی
• electrically charged particle (physical chemistry); basic unit of protoplasm (biology)
دیکشنری تخصصی
[شیمی] میسل، (یک واحد ساختمانی میکروسکوپی ) ریزساز واره، ریزواره (micella هم می گویند)
[نساجی] میسل - سلول کوچک
[معدن] میسل (فلوتاسیون)
[پلیمر] مایسل، تجمعات مولکولی کروی و یا میله ای شکل مواد فعال سطحی متشکل از 50 تا 100 مولکول هستند که دم آبگریز آنها به سوی داخل و سر آبدوست آنها به طرف بیرون جهت گیری کرده اند.
[نساجی] میسل - سلول کوچک
[معدن] میسل (فلوتاسیون)
[پلیمر] مایسل، تجمعات مولکولی کروی و یا میله ای شکل مواد فعال سطحی متشکل از 50 تا 100 مولکول هستند که دم آبگریز آنها به سوی داخل و سر آبدوست آنها به طرف بیرون جهت گیری کرده اند.
جملات نمونه
1. Added monomer diffuses into the micelle for polymerization.
[ترجمه ترگمان]مونومر اضافی به میسل تحت پلیمریزاسیون انجام می شود
[ترجمه گوگل]افزودن مونومر برای پلیمریزاسیون به میتال نفوذ می کند
[ترجمه گوگل]افزودن مونومر برای پلیمریزاسیون به میتال نفوذ می کند
2. Polymeric micelle has its own unique advantages with respect to drug delivery.
[ترجمه ترگمان]میسل Polymeric دارای مزایای منحصر به فرد خودش نسبت به تحویل دارو است
[ترجمه گوگل]میسل پلیمری مزایای منحصر به فرد خود را در رابطه با تحویل دارو دارد
[ترجمه گوگل]میسل پلیمری مزایای منحصر به فرد خود را در رابطه با تحویل دارو دارد
3. Crew - cut micelle - like aggregates were formed in solution by the self - assembly of highly asymmetric amphiphilic block copolymers.
[ترجمه ترگمان]تجمع Crew - مانند cut - مانند تجمع در محلول توسط the of asymmetric amphiphilic highly شکل گرفتند
[ترجمه گوگل]خاک - برش های مکلی شکسته ای در محلول توسط خودکارآمدی از کاپلومرهای بلوک Amphiphilic بسیار نامتقارن تشکیل شده است
[ترجمه گوگل]خاک - برش های مکلی شکسته ای در محلول توسط خودکارآمدی از کاپلومرهای بلوک Amphiphilic بسیار نامتقارن تشکیل شده است
4. With increase in morn, the critical micelle concentration decreases and the critical surface tension increases.
[ترجمه ترگمان]با افزایش in، غلظت بحرانی میسل کاهش می یابد و تنش سطح بحرانی افزایش می یابد
[ترجمه گوگل]با افزایش در صبح، غلظت متیل حیاتی کاهش می یابد و کشش سطح بحرانی افزایش می یابد
[ترجمه گوگل]با افزایش در صبح، غلظت متیل حیاتی کاهش می یابد و کشش سطح بحرانی افزایش می یابد
5. Each surfactant manifests a characteristic concentration — critical micelle concentration ( CMC ) — at which micelles of characteristic size will form.
[ترجمه ترگمان]هر سورفاکتانت، غلظت ویژه میسل - بحرانی (CMC)را نشان می دهد - که در آن میسل ها به اندازه مشخصه شکل می گیرند
[ترجمه گوگل]هر سورفاکتانت یک غلظت مشخص - غلظت متیل مهم (CMC) را نشان می دهد - که در آن میله های اندازه مشخصی شکل می گیرند
[ترجمه گوگل]هر سورفاکتانت یک غلظت مشخص - غلظت متیل مهم (CMC) را نشان می دهد - که در آن میله های اندازه مشخصی شکل می گیرند
6. Surfactant concentrations higher than the CMC produce larger micelle structures.
[ترجمه ترگمان]غلظت های Surfactant بالاتر از غلظت بحرانی میسل ساختارهای میسل بزرگتری را تولید می کنند
[ترجمه گوگل]غلظت Surfactant بالاتر از CMC باعث تولید ساختارهای متیل بزرگتر می شود
[ترجمه گوگل]غلظت Surfactant بالاتر از CMC باعث تولید ساختارهای متیل بزرگتر می شود
7. Reverse micelle is a hydrous polymer that has a contrary structure to the normal micelle, it is formed by surfactant solving in non-polar solvent.
[ترجمه ترگمان]میسل معکوس یک پلیمر hydrous است که یک ساختار بر خلاف میسل معمولی دارد، و با حل surfactant در حلال غیر قطبی شکل می گیرد
[ترجمه گوگل]میسلی معکوس یک پلیمر آبدار است که ساختار متضاد را به میسل نرمال دارد، آن را با حل کردن سورفاکتانت در حلال غیر قطبی شکل می دهد
[ترجمه گوگل]میسلی معکوس یک پلیمر آبدار است که ساختار متضاد را به میسل نرمال دارد، آن را با حل کردن سورفاکتانت در حلال غیر قطبی شکل می دهد
8. Results show that 5 critical micelle concentration ( CMC ) LAS enhanced the transport of PAHs.
[ترجمه ترگمان]نتایج نشان می دهد که ۵ غلظت بحرانی میسل (CMC)، انتقال PAH ها را افزایش می دهد
[ترجمه گوگل]نتایج نشان می دهد که 5 غلظت مزانع غلیظ (CMC) LAS حمل و نقل PAH ها را افزایش دادند
[ترجمه گوگل]نتایج نشان می دهد که 5 غلظت مزانع غلیظ (CMC) LAS حمل و نقل PAH ها را افزایش دادند
9. A micelle a structure that results from surfactant molecules seeking to lower their free energy.
[ترجمه ترگمان]میسل ساختاری است که از مولکول های سورفاکتانت که به دنبال کاهش انرژی آزاد هستند، منجر می شود
[ترجمه گوگل]میتول یک ساختار است که از مولکولهای سورفاکتانت به دنبال کاهش انرژی آزاد خود است
[ترجمه گوگل]میتول یک ساختار است که از مولکولهای سورفاکتانت به دنبال کاهش انرژی آزاد خود است
10. Micelle Senstitized Spectrophotometric Determination of Trace Tin Using 9-(2'-Pyridyl)-7- Trihydroxy -Fluorone and Sodium Dodecyl Sulfate.
[ترجمه ترگمان]تعیین Micelle قلع با استفاده از ۹ - (۲ - Pyridyl)- ۷ - ۷ - Trihydroxy - Fluorone و سدیم dodecyl Sulfate
[ترجمه گوگل]تعیین میکروسکوپ اسپکتروفتومتری از قلع ردیابی با استفاده از 9- (2'-Pyridyl) -7-Trihydroxy -Fluorone و سدیم دودهیل سولفات
[ترجمه گوگل]تعیین میکروسکوپ اسپکتروفتومتری از قلع ردیابی با استفاده از 9- (2'-Pyridyl) -7-Trihydroxy -Fluorone و سدیم دودهیل سولفات
11. The indomethacin ( IMC ) - loaded micelle ( ILM ) was produced with DgP as the polymeric carrier.
[ترجمه ترگمان]میسل تحت بار (IMC)با DgP به عنوان حامل پلیمری تولید شد
[ترجمه گوگل]مایلل لود شده ایندومتاسین (IMC) (ILM) با استفاده از DgP به عنوان حامل پلیمری تولید شد
[ترجمه گوگل]مایلل لود شده ایندومتاسین (IMC) (ILM) با استفاده از DgP به عنوان حامل پلیمری تولید شد
12. The prepared micelle exists in the state of aqueous dispersion or freeze-dried powder.
[ترجمه ترگمان]میسل آماده شده در حالت پراکندگی آبی یا پودر خشک وجود دارد
[ترجمه گوگل]میشل آماده شده در حالت پراکندگی آب یا پودر یخ زده وجود دارد
[ترجمه گوگل]میشل آماده شده در حالت پراکندگی آب یا پودر یخ زده وجود دارد
13. But along with micelle ( pink ) mix into quantity increases mortar compressive strength to show downtrend.
[ترجمه ترگمان]اما ترکیب میسل (صورتی)به مقدار زیادی افزایش یافت تا روند نزولی خود را نشان دهد
[ترجمه گوگل]اما همراه با ترکیب متیل (صورتی) به مقدار باعث افزایش قدرت فشاری ملات می شود تا نشانۀ روند نزولی باشد
[ترجمه گوگل]اما همراه با ترکیب متیل (صورتی) به مقدار باعث افزایش قدرت فشاری ملات می شود تا نشانۀ روند نزولی باشد
14. The research on amino acid extraction micelle was reviewed including the extraction mechanism and application.
[ترجمه ترگمان]تحقیق در مورد میسل استخراج اسید آمینه از جمله مکانیزم استخراج و کاربرد مورد بررسی قرار گرفت
[ترجمه گوگل]تحقیق در مورد میکسل استخراج آمینو اسید از جمله مکانیسم استخراج و کاربرد آن مورد بررسی قرار گرفت
[ترجمه گوگل]تحقیق در مورد میکسل استخراج آمینو اسید از جمله مکانیسم استخراج و کاربرد آن مورد بررسی قرار گرفت
15. Aggregation numbers of micelle (N) of CTAB were determined by steady-state fluorescence probe method in which RB was used as fluorescence probe and quencher.
[ترجمه ترگمان]تعداد تجمع میسل (N)of توسط روش probe فلورسانس حالت پایدار تعیین شد که در آن RB به عنوان کاوشگر فلوروسانس و quencher مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه گوگل]تعداد ترکیبات مایلل (N) CTAB توسط روش پروب فلورسانس حالت پایدار تعیین شد که در آن RB به عنوان پروب فلورسانس و رقیق کننده مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه گوگل]تعداد ترکیبات مایلل (N) CTAB توسط روش پروب فلورسانس حالت پایدار تعیین شد که در آن RB به عنوان پروب فلورسانس و رقیق کننده مورد استفاده قرار گرفت
پیشنهاد کاربران
micelle ( شیمی )
واژه مصوب: ریشال
تعریف: انبوهه ای از مولکول ها یا یون های سطح فعال در محلول
واژه مصوب: ریشال
تعریف: انبوهه ای از مولکول ها یا یون های سطح فعال در محلول
کلمات دیگر: