1. the distant crackle of gunfire
صدای گرپ گرپ تیراندازی از دور
2. We heard the rapid crackle of automatic gunfire.
[ترجمه ترگمان]صدای شلیک سریع شلیک گلوله را شنیدیم
[ترجمه گوگل]ما سر و صدای سریع تیراندازی اتوماتیک را شنیدیم
3. The radio started to crackle.
[ترجمه ترگمان]رادیو شروع به ترق و تروق کرد
[ترجمه گوگل]رادیو شروع به خرابکاری کرد
4. Varnish applied over wet paint is likely to crackle.
[ترجمه ترگمان]Varnish که روی رنگ مرطوب اعمال می شوند به احتمال زیاد به ترق و تروق در می آیند
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد رنگ به رنگ مرطوب برسد
5. The only sound was the crackle of breaking ice.
[ترجمه ترگمان]تنها صدا صدای شکستن یخ بود
[ترجمه گوگل]تنها صدای شکستن یخ بود
6. Connors's voice sounded above the crackle of his own machine-gun fire.
[ترجمه ترگمان]صدای کانرز بالای صدای شلیک مسلسل خودش به گوش می رسید
[ترجمه گوگل]صدای کانرز در بالای تپه ای از آتش سوزی ماشین خود صدایی بلند کرد
7. His eyelids crackle like candy wrappers.
[ترجمه ترگمان]پلک هایش مثل کاغذ شکلات به گوش می رسد
[ترجمه گوگل]پلک های او مانند پیچ و تاب های آب نبات می شکند
8. There was a crackle of static, like a public address system at a church social, then another record started.
[ترجمه ترگمان]صدای ترق و تروق به گوش می رسید، درست مثل یک سیستم آدرس عمومی در یک کلیسا، و بعد سابقه دیگری شروع شد
[ترجمه گوگل]یک رکورد استاتیک مانند یک سیستم گفتگوی عمومی در یک اجتماع کلیسا وجود داشت و پس از آن یک رکورد دیگر شروع شد
9. There was a crackle of static electricity.
[ترجمه ترگمان]صدای ترق و تروق از الکتریسیته ساکن به گوش می رسید
[ترجمه گوگل]الکتریسیته ساکن وجود داشت
10. The truck rolled away, gravel snap crackle pop under the oversize tires.
[ترجمه ترگمان]کامیون از راه دور شد و صدای ترق ترق ترق ترق ترق ترق ترق ترق ترق و تروق به زیر تایر کهنه به گوش رسید
[ترجمه گوگل]کامیون دور رانده شد، پاپ کراوات گرانشی زیر تیغه های بزرگ
11. A muffled crackle splutters out from a walkie-talkie inside his jacket, and he pulls it out to log in.
[ترجمه ترگمان]صدای خفه ای از بی سیم داخل ژاکتش بیرون می اید و او آن را بیرون می کشد تا کنده شود
[ترجمه گوگل]یک کراکر خنثی از یک رومیزی در داخل ژاکت خود می شکند و او را برای ورود وارد می کند
12. Pizza means pie and a pie crust should crackle.
[ترجمه ترگمان]پیتزا به این معنی است که پیتزا و یک تکه کیک باید به هم متصل شوند
[ترجمه گوگل]پیتزا به معنای پای و پوسته کیک است
13. Then there was no sound but the crackle of burning bushes.
[ترجمه ترگمان]بعد صدای ترق و تروق بوته ها به گوش رسید
[ترجمه گوگل]پس هیچ صدایی نبود، اما صدای بوته های سوختن بود
14. Snap, Crackle and Pop lore, Kellogg screen savers, etc.
[ترجمه ترگمان]Snap، crackle و Pop، محافظ های صفحه نمایش، و غیره
[ترجمه گوگل]Snap، Crackle و Pop Lore، محافظ صفحه نمایش Kellogg، و غیره