کلمه جو
صفحه اصلی

crackerjack


معنی : چیز بسیار عالی، ادم بسیار خوب
معانی دیگر : (امریکا - خودمانی) ماهر، زبده، زبردست، عالی، آدم زرنگ، humdinger : چیز بسیار عالی، (نام تجارتی) کراکرجک (ذرت بو داده و بادام زمینی و شکر)

انگلیسی به فارسی

( crackajack ، humdinger =) چیز بسیار عالی، آدم بسیار خوب


خرابکاری، چیز بسیار عالی، ادم بسیار خوب


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: an excellent person or thing.
صفت ( adjective )
• : تعریف: of clear excellence.

• someone who has great ability, something excellent; corn confection, sweet corn snack
great, excellent

مترادف و متضاد

چیز بسیار عالی (اسم)
crackajack, humdinger, crackerjack

ادم بسیار خوب (اسم)
crackajack, humdinger, crackerjack

جملات نمونه

1. a good student and a crackerjack on the football field
یک شاگرد خوب که در زمین فوتبال محشر می کند

2. Hellstew. Stand back and watch a crackerjack chef at work.
[ترجمه ترگمان]Hellstew عقب وایسا و یه سر آشپز خونه رو نگاه کن
[ترجمه گوگل]جهنم پشت سر هم و سر آشپز کراکرجک را در محل کار تماشا کنید

3. Mama was crackerjack of a business woman. The kind that'd make money if you let her down a well.
[ترجمه ترگمان] مامان به یه زن کاری فوق العاده بود از اونایی که پول در میارن اگه بذاری حالش خوب شه
[ترجمه گوگل]مامان یک زن کسب و کار را ترک کرد نوعی که پول میگیره اگر بهش اجازه بدین

4. It was a crackerjack legal circus, with spectators getting in line at four in the morning, despite the subzero temperatures, to assure themselves of a seat.
[ترجمه ترگمان]این یک سیرک پر زرق و برق بود که تماشاچیان در ساعت چهار صبح با وجود درجه حرارت subzero در صف می ایستادند تا به خود اطمینان دهند که جای نشستن دارند
[ترجمه گوگل]این یک سیرک حقوقی کراکرجک بود که تماشاچیان در صبح چهار صبح، با وجود دمای پایین، خود را به یک صندلی می رساندند

5. On the one hand, Australia's crackerjack fit with the Chinese economy is reshaping Australia's trade and investment flows, drawing the country into a China-centred Asian orbit.
[ترجمه ترگمان]از سوی دیگر، آمادگی استرالیا با اقتصاد چین در حال شکل گیری مجدد جریان های تجاری و سرمایه گذاری استرالیا است که این کشور را به مدار آسیای مرکزی چین - محور سوق می دهد
[ترجمه گوگل]از یک طرف، کراکرباز استرالیا با اقتصاد چین، جریان تجارت و سرمایه گذاری استرالیا را تغییر می دهد و این کشور را به یک مدار آسیایی محور چین تبدیل می کند

6. He's a crackerjack at technical innovations.
[ترجمه ترگمان]او در نوآوری های فنی متخصص است
[ترجمه گوگل]او خلاقیت در نوآوری های فنی است

7. You may be a brilliant developer, a highly skilled net admin, or a crackerjack DBA — but if you’re unprofessional, your career is likely to fall short.
[ترجمه ترگمان]شما ممکن است یک توسعه دهنده درخشان، یک مدیر اجرایی بسیار ماهر، یا a DBA باشید - اما اگر حرفه ای هستید، شغل شما احتمالا کوتاه خواهد شد
[ترجمه گوگل]ممکن است شما یک توسعه دهنده درخشان، یک مدیر خالص بسیار ماهر و یا یک DBA کراکرجک باشید - اما اگر شما غیر حرفه ای هستید، احتمال دارد که حرفه شما کوتاه باشد

A good student and a crackerjack on the football field.

یک شاگرد خوب که در زمین فوتبال محشر می‌کند.



کلمات دیگر: