کلمه جو
صفحه اصلی

craftiness


معنی : عیاری، خاتوله، خبی، مکاری، خدعه
معانی دیگر : حیله بازی ,نیرنگ بازی ,روباه بازی

انگلیسی به فارسی

لعنتی، مکاری، عیاری، خدعه، خاتوله، خبی


انگلیسی به انگلیسی

• cunning, slyness; cleverness, shrewdness

مترادف و متضاد

عیاری (اسم)
agility, cunning, craftiness, wiliness, deceitfulness, deftness, artfulness, dodge, imposture

خاتوله (اسم)
baseness, meanness, cunning, craftiness, artfulness, turpitude, pettiness, dirtiness, infamy, ignobility, villainy, rascality

خبی (اسم)
baseness, meanness, malice, cunning, craftiness, ignobility

مکاری (اسم)
cunning, craftiness, common carrier, muleteer, freighter

خدعه (اسم)
cunning, craftiness, wile, deceit, trick, ruse

جملات نمونه

1. he shows the same craftiness as his father
او همان نیرنگ بازی های پدرش را دارد.

2. He displayed his craftiness in this incident.
[ترجمه ترگمان]او craftiness خود را در این حادثه به نمایش گذاشت
[ترجمه گوگل]او در این حادثه شگفتی خود را نشان داد

3. He taketh the wise in their craftiness: and the counsel of the froward is carried headlong.
[ترجمه ترگمان]این کار عاقلانه را بر دوش خود بر دوش کشید؛ و وکلای مدافع با سربه او حمله کردند
[ترجمه گوگل]او عاقلی را در فضیلت خود میگیرد و وجدان عصیان به شدت انجام می شود

4. Indeed, craftiness in humans was a supreme trait.
[ترجمه ترگمان]در حقیقت، craftiness در انسان ها یک ویژگی عالی بود
[ترجمه گوگل]در واقع، سر و صدا در انسان یک ویژگی عالی بود

5. Also the dragon (serpent), earthborn, in craftiness coming behind thee.
[ترجمه ترگمان]و همچنین اژدها (مار)در حالی که ازسر آسودگی بر پشت سر تو ظاهر می شود
[ترجمه گوگل]همچنین اژدها (مار)، متولد زمینی، در خلوت کاری که پشت سرت می آید

6. Craftiness was written on his face.
[ترجمه ترگمان]craftiness روی صورتش نوشته شده بود
[ترجمه گوگل]شایستگی در چهره او نوشته شد

7. The fox which is famous with craftiness also laughed and said: " How does it happened? "
[ترجمه ترگمان]روباهی که با craftiness مشهور است نیز خندید و گفت: \"چگونه این اتفاق افتاد؟\"
[ترجمه گوگل]روباه است که معروف است با خرافاتی نیز خندید و گفت: 'چگونه این اتفاق افتاد؟ '

8. Written off again and again, he has proved phenomenal in resilience and political craftiness.
[ترجمه ترگمان]وی بارها و بارها نوشت که در انعطاف پذیری و پایداری سیاسی فوق العاده عمل کرده است
[ترجمه گوگل]دوباره و دوباره نوشته شده است، او در انعطاف پذیری و سرسختی سیاسی ثابت کرده است

9. Caterina knew this was the way things were done; she glowed at her own craftiness at bringing it about.
[ترجمه ترگمان]در این خصوص، در خود احساس می کرد که این کارها به نحو احسن انجام خواهد شد
[ترجمه گوگل]Caterina می دانست که این همان چیزی بود که انجام می شد؛ او در حال ظهور خود در فریب دادن آن درخشید

10. Mt . 26:4 And they took counsel together to seize Jesus by craftiness and kill Him.
[ترجمه ترگمان]ام ۲۶: ۴ و آن ها با هم مشورت کردند تا عیسی مسیح را توسط craftiness بگیرند و او را بکشند
[ترجمه گوگل]Mt 26 4 و آنها برای حل عیسی مسیح را با عذاب وحشیانه به قتل رساندند و او را کشتند

11. For it is written, He takeda the wise in their own craftiness.
[ترجمه ترگمان]چون نوشته شده، او the را در craftiness خود دارد
[ترجمه گوگل]برای آن است که نوشته شده است، او عاقل خود را در craftiness خود را takeda

12. None of us will go through life without the constant, subtle, clever, craftiness of the tempter.
[ترجمه ترگمان]هیچ یک از ما بدون ثابت، زیرکانه، زیرکانه، و craftiness شیطان به زندگی ادامه نخواهیم داد
[ترجمه گوگل]هیچکدام از ما از طریق زندگی بدون ثابت، ظریف، هوشمندانه، وحشیانه وسوسه کننده نخواهند رفت


کلمات دیگر: