1. crabbed handwriting
خط کج و کوله
2. the crabbed complexities of modern engines
پیچیدگی های گیج کننده ی موتورهای جدید
3. old age has crabbed his nature
پیری او را کج خلق کرده است.
4. his teacher was a crabbed old man
معلم او مردی پیر و بدخلق بود.
5. Broadside winds crabbed the boat close to the riverbank.
[ترجمه ترگمان]باده ای broadside در قایق نزدیک ساحل رودخانه پیچیده بودند
[ترجمه گوگل]باد های برادوی قایق را به نزدیکی رودخانه خراب کرد
6. His crabbed handwriting covered both sides of the page.
[ترجمه ترگمان]خط پیچیده او هر دو طرف صفحه را پوشانده بود
[ترجمه گوگل]دست خط crabbed او تحت پوشش هر دو طرف صفحه
7. The crabbed, patient experimenting of these Arab alchemists spread into the Christian world.
[ترجمه ترگمان]The، آزمایش بیمار درباره این کیمیاگران عرب، به دنیای مسیحیت گسترش یافت
[ترجمه گوگل]آزمایش خراببده و بیمار از این کیمیاگران عربی به دنیای مسیحی گسترش یافت
8. A crabbed knot must have a crabbed wedge.
[ترجمه ترگمان]یک گره پیچیده باید از هم جدا شود
[ترجمه گوگل]یک گره خرچنگ باید یک گوه خرچنگ داشته باشد
9. Old age had crabbed my nature.
[ترجمه ترگمان]پیری nature پیچیده بود
[ترجمه گوگل]سالخوردگی ماهیت من را خراب کرد
10. He met a crabbed, cantankerous director.
[ترجمه ترگمان]او با یک کارگردان بدخلق و بدخلق آشنا شد
[ترجمه گوگل]او ملاقات کرد یک مدیر crabbed، cantankerous
11. His mature composi tions are generally considered the more cerebral and crabbed.
[ترجمه ترگمان]شرایط mature به طور کلی the و crabbed در نظر گرفته می شود
[ترجمه گوگل]ترکیبات بالغ او به طور کلی مغز و خرابکاری در نظر گرفته می شود
12. King in Fujian Province went through the transformation of the early Ahriman image of the ape to the crabbed deity image of The. Monkey. King.
[ترجمه ترگمان]پادشاه در استان فوجیان از طریق تبدیل تصویر ahriman از میمون به تصویر deity crabbed از The عبور کرد میمون پادشاه
[ترجمه گوگل]پادشاه در استان فوجیان از طریق تغییر شکل اولیه اریمانس از مسی به تصویر خداحافظی خرچنگ از آن رفت میمون پادشاه