کلمه جو
صفحه اصلی

cradlesong


معنی : لالایی
معانی دیگر : آواز گهواره (lullaby هم می گویند)

انگلیسی به فارسی

لالایی


cradlesong، لالایی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a lullaby.

• lullaby, quiet song sung to a baby in its cradle

مترادف و متضاد

لالایی (اسم)
cradlesong, lullaby

جملات نمونه

1. These idea make poll head easily like cradlesong befuddled, now and then when sleeping lightly, ability him discovery deviated from right successful way has many far.
[ترجمه ترگمان]این ایده باعث می شود که سر آرا به آسانی مانند cradlesong سر و کار داشته باشد، و سپس هنگامی که به آرامی خوابیده باشد، توانایی او برای کشف انحراف از راه موفقیت آمیز بسیار دور است
[ترجمه گوگل]این ایده، نظرسنجی را به راحتی انجام می دهد، مثل اینکه cradlesong befuddled، در حال حاضر و پس از آن هنگام خواب به آرامی، توانایی او کشف از راه درست راه ناپدید شده است بسیاری از دور

2. I think this song is a cradlesong that you seldom wrote before.
[ترجمه ترگمان]به نظر من این آهنگ a است که شما به ندرت به آن نامه نوشته اید
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم این آهنگ یک لقمه است که شما به ندرت آن را نوشتید

3. A cradlesong. Kids fall asleep quick.
[ترجمه ترگمان] \"یه\" cradlesong بچه ها زود خواب می خوابن
[ترجمه گوگل]یک جادوگر بچه ها سریع به خواب می روند

4. She fiddled a beautiful cradlesong.
[ترجمه ترگمان] اون یه \"cradlesong\" خوشگل داره
[ترجمه گوگل]او یک جادوگر زیبا بود

5. The mother showds her baby in her arms with a cradlesong.
[ترجمه ترگمان]مادر بچه خود را با a در آغوش گرفت
[ترجمه گوگل]مادر مادرش را با دست و پا زدن در آغوش باز می کند

6. I had used to listening English text which is going to learn as a cradlesong .
[ترجمه ترگمان]من قبلا به گوش دادن به متن انگلیسی عادت داشتم که قرار است به عنوان یک cradlesong یاد بگیرد
[ترجمه گوگل]من به گوش دادن به متن انگلیسی که می خواهم یاد بگیرم به عنوان یک cradlesong استفاده می شود

7. The main springboard is to make a type of cradlesong, which is comfortable and warm.
[ترجمه ترگمان]تخته پرش اصلی ایجاد نوعی of است که راحت و گرم است
[ترجمه گوگل]اصلی ترین استادیار این است که یک نوع کادلوسونگ را که راحت و گرم است را ایجاد کنید

My mother used to sing me cradlesongs.

مادرم برایم لالایی می‌خواند.



کلمات دیگر: