کلمه جو
صفحه اصلی

shroud


معنی : پوشش، کفن، لفافه، در زیر حجاب نگاهداشتن، کفن کردن، پوشاندن
معانی دیگر : پرده، لفاف، پوشانه، پنهان کردن، ناپیدا کردن، (طناب هایی که از دو طرف کشتی برای نگهداری دکل به آن بسته شده اند) طناب پشت بند، طناب دکل، طناب مهار، هر یک از طناب های چتر نجات (که شخص را به چتر وصل می کنند - به آن shroud line هم می گویند)، (قدیمی) پناه دادن، محافظت کردن، تحت حفاظت در آوردن، طناب اتصال بادبان بنوک عرشه کشتی

انگلیسی به فارسی

کفن، پوشش، لفافه، طناب اتصال بادبان بنوک عرشه کشتی، پوشاندن، در زیر حجاب نگاه داشتن، کفن کردن


کفن، پوشش، لفافه، پوشاندن، در زیر حجاب نگاهداشتن، کفن کردن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a wrap for a corpse; winding sheet.

(2) تعریف: something that covers or conceals like a wrapper.
مشابه: cloak, mantle, veil

- a shroud of fog
[ترجمه ترگمان] یک کفن مه
[ترجمه گوگل] پرده ای از مه

(3) تعریف: any of a set of ropes or cables rigged from the head of a mast or smokestack to the sides of a ship to hold the vertical structure steady.

(4) تعریف: any of the cords linking the canopy of a parachute to the harness.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: shrouds, shrouding, shrouded
مشتقات: shroudlike (adj.)
(1) تعریف: to cover with, or as if with, the wrapping for a corpse.

(2) تعریف: to screen or conceal.
مشابه: cloak, mask, occult, screen, veil, wrap

- He became a revered preacher, but his past was shrouded in obscurity.
[ترجمه ترگمان] او کشیش محترمی بود اما گذشته او در تاریکی پیچیده شده بود
[ترجمه گوگل] او واعظ محترم شد، اما گذشته او در تاریکی غرق شد

• burial cloth, sheet used to wrap a body for burial, cerement; covering, something that covers like a shroud; one of the ropes supporting a ship's mast
wrap in cerements, wrap a corpse in a burial cloth; conceal, obscure, screen from view
a shroud is a cloth used for wrapping a dead body.
if something is shrouded in darkness or fog, it is hidden by it; a literary use.
if something is shrouded in mystery, very little is known about it.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] صفحه کناری - صفحه مبنا - پوشش
[زمین شناسی] صفحه کناری، صفحه مبنا، پوشش

مترادف و متضاد

پوشش (اسم)
gear, roof, span, shield, cover, armature, coverage, envelopment, coating, covering, overlay, sconce, mantle, robe, capsule, theca, camouflage, capping, sheathing, casing, tunic, casement, incrustation, gaberdine, coverture, shroud, envelope, shale, integument, involucre, involucrum, revetment, roofing

کفن (اسم)
cerecloth, shroud, winding sheet, cerement, graveclothes

لفافه (اسم)
mask, shroud, guise

در زیر حجاب نگاهداشتن (فعل)
shroud

کفن کردن (فعل)
shroud, enshroud

پوشاندن (فعل)
ensconce, envelop, case, apparel, cover, mask, conceal, coat, veil, put on, sod, line, vest, deck, belay, bestrew, jacket, blanket, sheathe, shingle, camouflage, submerge, overcast, immerse, shroud, clothe, wear, crown, endue, infold, indue, suffuse

جملات نمونه

A shroud of dust was hanging over the city.

پوششی از گرد و غبار بر فراز شهر قرار داشت.


The tree was shrouded in a heavy mist.

مه سنگینی درخت را از نظر محو می‌کرد.


1. a shroud enveloped her body
کفنی دور بدن او پیچیده شده بود

2. a shroud of dust was hanging over the city
پوششی از گرد و غبار بر فراز شهر قرار داشت.

3. behind a shroud of secrecy
در پس پرده ی اختفا

4. The fog rolled in, and a grey shroud covered the city.
[ترجمه ترگمان]مه داخل شد و یک کفن خاکستری روی شهر را پوشاند
[ترجمه گوگل]مه مهار شده و یک پوشش خاکستری شهر را پوشانده است

5. A shroud of secrecy surrounds the plan.
[ترجمه ترگمان] یه کفن مخفی نقشه رو محاصره کرده
[ترجمه گوگل]پرده ای از محرمانه طرح را احاطه کرده است

6. The organization is cloaked in a shroud of secrecy.
[ترجمه ترگمان]این سازمان در پوششی از اسرار پوشیده شده است
[ترجمه گوگل]این سازمان در محفوظۀ محرمانه پنهان است

7. A human form lay there, wrapped in a shroud.
[ترجمه ترگمان]یک قالب انسانی در کفن افتاده بود
[ترجمه گوگل]یک شکل انسانی در آن قرار دارد، در یک پرده پیچیده شده است

8. Everything was covered in a thick shroud of dust.
[ترجمه ترگمان]همه چیز پوشیده از گرد و خاک بود
[ترجمه گوگل]همه چیز در یک گرد و غبار ضخیم پوشیده شده بود

9. But what else could explain this shroud of secrecy?
[ترجمه ترگمان]اما چه چیز دیگری می تواند این کفن و دفن را توضیح دهد؟
[ترجمه گوگل]اما چه چیز دیگری می تواند این پوشش پنهان را توضیح دهد؟

10. There was a filthy shroud of cobweb across it, but no curtain beyond.
[ترجمه ترگمان]کفن و دفن کثیفی بر آن دیده می شد، اما پرده ای پشت آن دیده نمی شد
[ترجمه گوگل]کلاهبرداری کثیف از کلاه گیس در سراسر آن وجود دارد، اما هیچ پرده فراتر از آن

11. But a moment later, the shroud reappears, driven together by the churning of a deep distributed mob.
[ترجمه ترگمان]اما یک لحظه بعد کفن و دفن دوباره پدیدار می شود و با پیچ وتاب انبوهی از جمعیت پخش و پلا به هم می پیوندند
[ترجمه گوگل]اما یک لحظه بعد، سقف دوباره ظاهر می شود، همراه با کوبیدن یک توده توزیع عمیق

12. What could explain the shroud of secrecy surrounding the project?
[ترجمه ترگمان]چه چیزی می توانست کفن و پنهان کردن پروژه را توضیح دهد؟
[ترجمه گوگل]چه چیزی می تواند شعله محرمانه اطراف این پروژه را توضیح دهد؟

13. The body in its shroud of ice stayed fixed to the rock face.
[ترجمه ترگمان]جسدی که پوشیده از یخ بود به صورت سنگی خیره مانده بود
[ترجمه گوگل]بدن در پرده ی یخ آن را به صورت سنگی ثابت کرد

14. When the gores have been sewn together, shroud loops are added at each hem, that is, one for each hem.
[ترجمه ترگمان]وقتی the به هم دوخته شده اند، shroud به هر لبه افزوده می شود، یعنی یکی برای هر لبه
[ترجمه گوگل]هنگامی که گلها با هم همخوانی دارند، حلقه های پرده در هر طرف، یعنی یک برای هر گلدان، اضافه می شود

15. Above the village, almost invisible against the velvet shroud of the night sky, something huge silently blotted out the stars.
[ترجمه ترگمان]بر فراز دهکده تقریبا در برابر پوشش مخملی آسمان شب، چیزی عظیم در خاموشی ستارگان را خاموش می ساخت
[ترجمه گوگل]در بالای روستا، تقریبا نامرئی در برابر سقف مخملی آسمان شب، چیزی عظیم ستاره ها را خاموش کرد

behind a shroud of secrecy

در پس پرده‌ی اختفا


Uncertainty shrouds the identity of the corpse.

غباری از ابهام هویت آن نعش را پوشانده است.


پیشنهاد کاربران

کفن

He was shrouded for the tomb
او برای مقبره کفن شد

قاب

shroud ( حمل‏ونقل دریایی )
واژه مصوب: مهار عرضی
تعریف: طناب یا بافة فلزی محکمی که از آن برای تثبیت عرضی دکل ها استفاده می شود

پوشیده شدن


کلمات دیگر: