کلمه جو
صفحه اصلی

shopping center


معنی : مرکز خرید
معانی دیگر : پاساژ، مجتمع فروشگاه ها، تیمچه، خریدستان، سوق، واجار، بازار، بازارچه

انگلیسی به فارسی

پاساژ، مجتمع فروشگاهها، تیمچه، خریدستان، سوق، واجار، بازار، بازارچه


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a group or complex of stores, often with other businesses such as restaurants, that have a common parking area.

• mall, location in which there are many stores

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] مرکز خرید

مترادف و متضاد

collection of stores in one place


مرکز خرید (اسم)
mall, shopping center

Synonyms: agora, arcade, bazaar, concentrated area for shopping, emporium, fair, flea market, galleria, mall, market, marketplace, mart, mini-mall, piazza, plaza, shopping complex, shopping mall, shopping plaza, strip mall


جملات نمونه

1. The new shopping center is close to the railway station.
[ترجمه ترگمان]مرکز خرید جدید به ایستگاه راه آهن نزدیک است
[ترجمه گوگل]مرکز خرید جدید نزدیک به ایستگاه راه آهن است

2. The shopping center has a fascination for him.
[ترجمه ترگمان]مرکز خرید برای او جذابیتی داشت
[ترجمه گوگل]مرکز خرید برای او شگفت انگیز است

3. Have you seen the new shopping center?
[ترجمه ترگمان]مرکز خرید جدید را دیده ای؟
[ترجمه گوگل]آیا مرکز خرید جدید را دیده اید؟

4. The builder designed a new shopping center for the company.
[ترجمه ترگمان]سازنده یک مرکز خرید جدید برای شرکت طراحی کرد
[ترجمه گوگل]سازنده یک مرکز خرید جدید برای این شرکت طراحی کرده است

5. The developer requested a variance to build a shopping center on the east side of town.
[ترجمه ترگمان]توسعه دهنده از یک واریانس برای ساخت یک مرکز خرید در سمت شرق شهر درخواست کرد
[ترجمه گوگل]توسعه دهنده واریانس برای ایجاد یک مرکز خرید در سمت شرق شهر درخواست کرد

6. A vehicle barreled out of a shopping center and crashed into the side of my car.
[ترجمه ترگمان]یک وسیله نقلیه از یک مرکز خرید بیرون آمد و به طرف ماشینم سقوط کرد
[ترجمه گوگل]یک وسیله نقلیه از مرکز خرید خارج شده و به سمت ماشین من سقوط کرد

7. At the shopping center, the ubiquitous closed-circuit camera may soon be smart enough to seek him out personally.
[ترجمه ترگمان]در مرکز خرید، ممکن است دوربین مدار بسته حاضر به زودی به اندازه کافی باهوش باشد که شخصا به دنبال او بگردد
[ترجمه گوگل]در مرکز خرید، دوربین تعبیه شده در همه جا ممکن است به زودی به اندازه کافی هوشمند باشد تا شخصا به دنبال او باشد

8. He was on his way to a shopping center in Jeff Parish where a model fallout shelter was on display.
[ترجمه ترگمان]او در مسیر خود به سمت مرکز خرید در شهر جف قرار داشت، جایی که یک مدل از آن به نمایش گذاشته شده بود
[ترجمه گوگل]او در حال رفتن به یک مرکز خرید در پارک Jeff بود که در آن یک پناهگاه سقفی مدل نمایش داده شد

9. James, a shopping center, is at the east end of Princes Street.
[ترجمه ترگمان]جیمز، یک مرکز خرید، در انتهای شرقی خیابان Princes قرار دارد
[ترجمه گوگل]جیمز، یک مرکز خرید، در انتهای شرق خیابان شاهزاده است

10. Cornelia Park in the Stanford Shopping Center is a light-hearted store overflowing with eye-popping tableware, wildly painted dining furniture and glassware.
[ترجمه ترگمان]\"کورنلیا پارک\" در مرکز خرید استنفورد، یک انبار عاری از چشم است که مملو از سفره و ظروف غذاخوری است که به طور وحشیانه مبلمان و ظروف شیشه ای را نقاشی می کنند
[ترجمه گوگل]پارک کورنلیا در مرکز خرید استنفورد یک مغازه نادانی است که با ظروف پلاستیکی چشم ظاهر می شود و مبلمان و ظروف سفالین رنگ آمیزی شده است

11. The shopping center doesn't belong in the middle of a residential neighborhood.
[ترجمه ترگمان]مرکز خرید به وسط یک محله مسکونی تعلق ندارد
[ترجمه گوگل]مرکز خرید در وسط محله مسکونی تعلق ندارد

12. Also available is a shopping center, discotheque, a karaoke bar, post office and beauty saloon.
[ترجمه ترگمان]همچنین یک مرکز خرید، discotheque، یک کافه karaoke، اداره پست و سالن زیبایی وجود دارد
[ترجمه گوگل]همچنین در دسترس است یک مرکز خرید، دیسکو، یک نوار کارائوکه، دفتر پست و سالن زیبایی است

13. Male Maldives is the shopping center, almost all the shops are gathered here.
[ترجمه ترگمان]مالدیو در مرکز خرید قرار دارد و تقریبا همه فروشگاه ها در اینجا جمع شده اند
[ترجمه گوگل]نر ملبورن مرکز خرید است، تقریبا تمام مغازه ها در اینجا جمع شده اند

14. There is no bank and no shopping center around.
[ترجمه ترگمان]هیچ بانکی و مرکز خرید وجود ندارد
[ترجمه گوگل]هیچ بانک و مرکز خرید در اطراف وجود ندارد

پیشنهاد کاربران

Mall
مرکز خرید ، پاساژ

مرکز خرید، پساژ، بازارچه

مرکز خرید


کلمات دیگر: