کلمه جو
صفحه اصلی

sty


معنی : گل مژه، جای خوک یا گراز، طویلهخوک، سنده سلام، در طویله قرار دادن
معانی دیگر : خوکدانی، طویله ی خوک، n : جای خوک یاگراز، n : طب گل مژه

انگلیسی به فارسی

جای خوک یاگراز، طویله خوک،درطویله قراردادن، (پزشکی) گلمژه، سنده سلام


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: sties
(1) تعریف: a pen for swine; pigpen.

(2) تعریف: any filthy place.
مشابه: dump, pit
اسم ( noun )
حالات: sties, styes
• : تعریف: a small, swollen inflammation on the edge of the eyelid.

• pig pen, enclosure in which pigs are kept; place that is filthy and
pig pen, enclosure in which pigs are kept; place that is filthy and uncared for; swollen inflammation on the edge of the eyelid
a sty is a pigsty.

مترادف و متضاد

گل مژه (اسم)
sty, stye

جای خوک یا گراز (اسم)
sty

طویله خوک (اسم)
sty

سنده سلام (اسم)
sty, stye

در طویله قرار دادن (فعل)
sty

جملات نمونه

1. Loud grunts were coming from the pig sty.
[ترجمه ترگمان]صدای بلند از طویله خوک به گوش می رسید
[ترجمه گوگل]شلوغی های بلند از خوک خوابیده بودند

2. Litter in the pig sty has bedded down.
[ترجمه ترگمان]Litter در طویله جای مناسبی برای خوابیدن پیدا کرده
[ترجمه گوگل]مایع در خوک استیج قرار دارد

3. She penned them in a sty and gave them acorns to eat.
[ترجمه ترگمان]آن ها را در طویله حک کرد و میوه بلوط به آن ها داد تا بخورد
[ترجمه گوگل]او آنها را در یک کت و شلوار و آنها را به رنگ قرمز به غذا خوردن آنها

4. We all lived in this sty, just off Wimbledon Hill.
[ترجمه ترگمان]همه ما توی این محله توی \"ویمبلدون هیل\" زندگی می کردیم
[ترجمه گوگل]همه ما در این سبک زندگی می کردیم، فقط از ویمبلدون هیل

5. Twenty years cleaning up his sty and filling his trough and he's off.
[ترجمه ترگمان]بیست سال داشت sty را مرتب می کرد و آبشخور او را پر می کرد
[ترجمه گوگل]بیست سال تمیز کردن شستشو و پر کردن ظرفش و او را خاموش

6. The sty is blocked, and the injection can't flow through.
[ترجمه ترگمان]The مسدود شده و تزریق جریان نمی تواند از آن عبور کند
[ترجمه گوگل]استیو مسدود شده است و تزریق نمی تواند جریان یابد

7. I'd like something for a sty.
[ترجمه ترگمان]یه چیزی برای طویله دوست دارم
[ترجمه گوگل]من می خواهم چیزی برای یک سبک

8. A sty should not be confused with a blocked tear duct.
[ترجمه ترگمان]طویله نباید با مجرای اشک مسدود شده باشد
[ترجمه گوگل]نباید با یک مجرای اشکی مسدود شود

9. A week after tetanic needle is hit, sty needle appears red urticant phenomenon, be allergic?
[ترجمه ترگمان]یک هفته پس از آن که سوزن سوزنی شکل می گیرد، سوزن sty، پدیده urticant قرمز به نظر می رسد، آلرژی دارد؟
[ترجمه گوگل]یک هفته پس از سوزن تتاانیک سوزن، سوزن سوزن به نظر می رسد پدیده تحریک قرمز، آلرژی؟

10. He builds sty in tea garden.
[ترجمه ترگمان]توی باغ چای طویله می سازه
[ترجمه گوگل]او در آشپزخانه چای کار می کند

11. External hordeolum: An external hordeolum (sty) is an acute small staphylococcal abscess of a lash follicle and its associated gland of Zeis of Moll.
[ترجمه ترگمان]hordeolum خارجی: یک hordeolum خارجی (sty)یک دمل بزرگ staphylococcal از follicle lash و غده مرتبط آن مول از مول است
[ترجمه گوگل]Hordeolum خارجی Hordeolum خارجی (sty) یک آبسه کوچک استافیلوکوک کوچک از یک فولیکول ریوی و غده وابسته به آن از Zeis Moll است

12. Sty fester how won't cure grow beehive to organize?
[ترجمه ترگمان]چه جوری درمان رو پرورش میده که درمان رو درمان نمی کنه؟
[ترجمه گوگل]Sty fester چگونه چرک رشد عسل را برای سازماندهی نمی کند؟

13. Your room is like a pig sty.
[ترجمه ترگمان]اتاقت مثل یه خوکه
[ترجمه گوگل]اتاق شما مثل یک خوک است

14. A sty is a bacterial infection that occurs inside an oil gland near the base of your eyelid.
[ترجمه ترگمان]sty یک عفونت باکتریایی است که در داخل یک غده روغنی در نزدیکی پایه پلک شما رخ می دهد
[ترجمه گوگل]Sty یک عفونت باکتریایی است که در داخل غدد چربی در نزدیکی پایه پلک شما اتفاق می افتد

پیشنهاد کاربران

التهاب غدد سباسه چشم


کلمات دیگر: