1. They were spiritually regenerated by his speech.
[ترجمه ترگمان]از لحاظ اخلاقی، از طرز گفتار او کاملا دوباره سازی شده بودند
[ترجمه گوگل]آنها به لحاظ معنوی از طریق سخنرانی خود بازسازی شدند
2. After praying, I felt spiritually renewed.
[ترجمه ترگمان]پس از دعا، احساس کردم که روح از نو احیا شده است
[ترجمه گوگل]بعد از دعا، احساس خلق و خوی معنوی کردم
3. Our whole programme is spiritually oriented but not religious.
[ترجمه ترگمان]کل برنامه ما روح گرا است اما مذهبی نیست
[ترجمه گوگل]برنامه کل ما روحانی گرا است اما نه مذهبی
4. Local places like mountaintops and springs are important spiritually and the earth itself is sacred.
[ترجمه ترگمان]مکان های محلی مانند قلل و بلندی ها از نظر معنوی مهم هستند و زمین نیز مقدس است
[ترجمه گوگل]مکان های محلی مانند کوه نوردان و چشمه ها از لحاظ معنوی مهم هستند و زمین خود مقدس است
5. Emotions influence us mentally, spiritually, psychologically and physiologically in everyday life. We will gain if we are blessed with positive emotions. We will lose if we are controlled by negative emotions. Dr T. P. Chia
[ترجمه ترگمان]احساسات، ما را در ذهن، روحی، روانی و فیزیولوژیکی در زندگی روزمره تحت تاثیر قرار می دهند ما در صورتی که احساسات مثبت داشته باشیم به دست خواهیم آورد اگر تحت کنترل احساسات منفی قرار بگیریم، از دست خواهیم داد دکتر تی پی چیا
[ترجمه گوگل]احساسات ما در ذهن، روحیه، روانشناختی و فیزیولوژیکی در زندگی روزمره تاثیر می گذارند ما به دست آوردیم اگر با عواطف مثبت خوشبخت شویم اگر ما تحت تأثیر احساسات منفی قرار بگیریم، از دست خواهیم افتاد دکتر T P Chia
6. They are psychologically, spiritually and in personality as different as chalk and cheese.
[ترجمه ترگمان]آن ها به لحاظ روانی، روحی و شخصیت به اندازه گچ و پنیر متفاوت هستند
[ترجمه گوگل]آنها روانشناختی، روحانی و شخصیتی متفاوت از گچ و پنیر هستند
7. Music is magically powerful, soulfully rich, spiritually resourceful, emotionally versatile, psychologically and physically therapeutic. Music makes people feel, think, act and change. Music makes people feel good, relaxes and improves the soul, heart and mind, boosts the immune system, and reduces emotional and physical pains. Dr T. P. Chia
[ترجمه ترگمان]موسیقی به صورت جادویی قدرتمند، soulfully غنی، روحی، روحی، روحی، روانی، روانی و فیزیکی است موسیقی باعث می شود که مردم احساس، فکر، عمل و تغییر کنند موسیقی باعث می شود که مردم احساس خوبی داشته باشند، استراحت کنند و روح، قلب و ذهن را بهبود بخشند، سیستم ایمنی را تقویت کنند، و درده ای احساسی و فیزیکی را کاهش دهند دکتر تی پی چیا
[ترجمه گوگل]موسیقی جادویی قدرتمند، روحانی غنی، فداکارانه از لحاظ معنوی، احساسی همه جانبه، روانشناختی و جسمانی است موسیقی باعث می شود مردم احساس، فکر می کنند، عمل می کنند و تغییر می کنند موسیقی باعث می شود مردم احساس خوبی داشته باشند، روح، قلب و ذهن را آرامش و بهبود می بخشد، سیستم ایمنی بدن را افزایش می دهد و درد های احساسی و فیزیکی را کاهش می دهد دکتر T P Chia
8. They left me in no doubt that spiritually they had evolved much beyond their young ages.
[ترجمه ترگمان]شکی نبود که از آن زمان که در سنین جوانی رشد کرده بودند، از من جدا شده بودند
[ترجمه گوگل]آنها بدون شک من را ترک کردند که به لحاظ معنوی خیلی فراتر از سن جوان خود تکامل یافته بودند
9. They were supported by us both materially and spiritually.
[ترجمه ترگمان]آن ها هم از لحاظ مادی و هم از لحاظ معنوی از ما حمایت می کردند
[ترجمه گوگل]آنها ما از لحاظ مادی و معنوی پشتیبانی می کردند
10. When we make any boasts, spiritually or physically, we are put to the test.
[ترجمه ترگمان]زمانی که ما به خود می بالد، از لحاظ معنوی و یا فیزیکی، به آزمایش می پردازیم
[ترجمه گوگل]هنگامی که ما هر گونه افتخار، روحانی یا جسمی می گیریم، ما به آزمون می رویم
11. In many religions it is doctrinally and spiritually required that monks and hermits should isolate themselves from people and live in cells and monasteries all their life.
[ترجمه ترگمان]در بسیاری از ادیان از لحاظ معنوی و معنوی لازم است که راهبان و hermits خود را از مردم جدا کنند و در خانه ها و صومعه ها زندگی کنند
[ترجمه گوگل]در بسیاری از ادیان، از نظر آموزه و روحانی لازم است که راهب ها و انحرافات باید خود را از مردم جدا کنند و در سلول ها و صومعه ها زندگی کنند
12. We are like wheat, here on earth to ripen. We ripen intellectually by letting in as much of the universe's complexity as we can. Morally we ripen by making our choices. And we ripen spiritually by openig our eyes to Creation's endless detail.
[ترجمه ترگمان]ما مثل گندم هستیم، اینجا روی زمین ما با اجازه دادن به مقدار زیادی از پیچیدگی جهان از نظر عقلانی رسیده ایم از نظر اخلاقی ما با درست کردن choices ripen و ما از طریق openig چشم ما را به جزئیات بی پایان آفرینش بدل می کنیم
[ترجمه گوگل]ما مانند گندم هستیم، در اینجا بر روی زمین رسیدن ما با در نظر گرفتن پیچیدگی های جهان به همان اندازه که می توانیم، فهمیده ایم ما با تصمیم گیری های ما روبرو هستیم و ما روحیه را با چشم انداز ما به جزئیات بی پایان ساختگی می رسانیم
13. Physically I might not have been overseas but mentally and spiritually I was with them.
[ترجمه ترگمان]از نظر جسمی من شاید از نظر جسمی و روحی نبودم که با آن ها بودم
[ترجمه گوگل]از لحاظ جسمی ممکن است در خارج از کشور زندگی نکرده ام، اما ذهنی و روحانی من با آنها بودم
14. He has tried to help this child materially and spiritually.
[ترجمه ترگمان]او تلاش کرده است که از لحاظ مادی و معنوی به این کودک کمک کند
[ترجمه گوگل]او تلاش کرده است تا به این کودک به طور مادی و معنوی کمک کند