کلمه جو
صفحه اصلی

pell mell


درهم و برهم، شلوغ پلوغ، هرکی هرکی، قر و قاتی، با بی نظمی، به طور درهم و برهم، به طور قر و قاتی، باشتاب، عجولانه، سراسیمه، درهم و برهمی، بی نظمی، شلوغ پلوغی (pellmell هم می نویسند)، پراشوب، شلوه پلوه

انگلیسی به فارسی

بابی نظمی، سراسیمه، پراشوب، شلوغ پلوغ


انگلیسی به انگلیسی

قید ( adverb )
• : تعریف: in a hasty, disordered, jumbled manner.

- They rushed pell-mell for the exits.
[ترجمه ترگمان] درهم و برهم به سوی خروجی ها حرکت کردند
[ترجمه گوگل] آنها برای لحظاتی از خروج سرباز زدند
صفت ( adjective )
• : تعریف: hasty and disordered.
مشابه: frantic, precipitate

- a pell-mell retreat
[ترجمه ترگمان] درهم و برهم عقب نشینی می کنند،
[ترجمه گوگل] عقب نشینی پله

• if you run pell-mell somewhere, you move there in a hurried and disorderly way.
in a chaotic manner, in a disordered manner; in a frantic and hurried manner

پیشنهاد کاربران

[عامیانه] تُف مال، شلخته


کلمات دیگر: