کلمه جو
صفحه اصلی

some sort of

پیشنهاد کاربران

یه جور _ یه جورهایی

یه نوعی . . . . .

The doctor told me I have some sort of virus.

دکتر به من گفت که من یه نوع ویروسی دارم.

یه همچین چیزی، تو این مایه ها

used when you do not know exactly what type


کلمات دیگر: