کلمه جو
صفحه اصلی

straw hat


کلاه حصیری

انگلیسی به فارسی

کلاه کاه


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
• : تعریف: of, designating, or relating to a summer theater or summer theaters located in rural or suburban areas.

• cap made out of straw

جملات نمونه

1. The wide-brimmed straw hat shielded his face.
[ترجمه ترگمان]کلاه حصیری لبه پهن صورتش را پوشانده بود
[ترجمه گوگل]کلاه چنگال گسترده ای از چهره او محافظت می کند

2. I wouldn't be seen dead in a straw hat.
[ترجمه ترگمان]من که در کلاه حصیری ندیده بودم
[ترجمه گوگل]من نمیتوانم در کلاه نیام مرده ببینم

3. She was hatted a big white straw hat to match her pink dress.
[ترجمه ترگمان]کلاه حصیری بزرگی به سر داشت تا با لباس صورتی او ازدواج کند
[ترجمه گوگل]او یک کلاه کلاه سفید سفید داشت تا لباس صورتی خود را مطابقت دهد

4. He wore a straw hat to keep his balding head from getting sunburned.
[ترجمه ترگمان]کلاه حصیری بر سر داشت که سر balding را از آفتاب سوخته شدن دور نگه دارد
[ترجمه گوگل]او یک کلاه نی داشت تا سر خود را از آفتاب سوختگی نگه دارد

5. The bumblebee sizzed right under his straw hat.
[ترجمه ترگمان]زنبوری که کلاه حصیری بر سر داشت، درست زیر کلاه حصیری اش قرار گرفت
[ترجمه گوگل]جادوگر درست زیر کلاه کت و شلوار او قرار گرفت

6. She had taken off her straw hat.
[ترجمه ترگمان]کلاه حصیری خود را ازسر برداشته بود
[ترجمه گوگل]او کلاه کاه خود را گرفته بود

7. Buster Keaton would never have worn a straw hat, he stresses, and London is scoured for a felt one.
[ترجمه ترگمان]بیل کیتون هرگز کلاه حصیری بر سرش نخواهد گذاشت، و لندن هم آن را زیر و رو می کند
[ترجمه گوگل]او تاکید می کند که Buster Keaton هرگز کلاه کاه را نپوشانده است و لندن به خاطر یک احساس حساس است

8. Straw hat with wooden beads, £6 Fred Bare.
[ترجمه ترگمان]کلاه استراو با مهره های چوبی، ۶ پوند، فرد برهنه
[ترجمه گوگل]کلاه خز با مهره های چوبی، 6 پوند فاراد باری

9. It was the dirty stranger in the straw hat.
[ترجمه ترگمان]این مرد بیگانه کثیفی بود که کلاه حصیری بر سر داشت
[ترجمه گوگل]این غریبه کثیف در کلاه نی بود

10. Eleanor wore a pretty straw hat.
[ترجمه ترگمان]الی نور کلاه حصیری قشنگی به سر داشت
[ترجمه گوگل]Eleanor یک کلاه خز زیبا داشت

11. Miss Sadie in a pink straw hat.
[ترجمه ترگمان]خانوم \"سیدی\" با کلاه حصیری صورتی
[ترجمه گوگل]خانم سادی در کلاه نی نی صورتی

12. She wore a black swimsuit, a huge straw hat with the brim pinned back and a bad-tempered scowl.
[ترجمه ترگمان]لباس شنا سیاه پوشیده بود و کلاهی حصیری بر سر داشت که لبه آن به عقب سنجاق شده بود و اخم کرده بود
[ترجمه گوگل]او لباس شناسی سیاه و سفید، یک کلاه کوهی بزرگ با لبه بالایی پشت و یک ترس ناخوشایند داشت

13. The man with the straw hat put it on his head and produced a lighted cigar from nowhere.
[ترجمه ترگمان]مرد کلاه حصیری سرش را روی سر گذاشت و سیگاری روشن کرد
[ترجمه گوگل]مردی که کلاه کاه را بر روی سر خود قرار داده و سیگار کش نور را از هیچ جا تولید نکرده است

14. She was wearing black with a black straw hat with a deep brim like a laurel wreath.
[ترجمه ترگمان]یک کلاه حصیری سیاه پوشیده بود که لبه های آن مثل تاجی از گل laurel بود
[ترجمه گوگل]او با کلاه کتانی سیاه و سفید با یک لبه عمیق مانند یک حلقه لورل سیاه پوشیده بود

15. Her black straw hat, secured by a beaded hatpin, had seen its best days long ago.
[ترجمه ترگمان]کلاه حصیری سیاهش که با a منجوق دوزی شده بود، بهترین روزه ای قبل را دیده بود
[ترجمه گوگل]کلاه قورباغه سیاه آن، که توسط یک hatpin مهره ای محافظت شده بود، بهترین روزهای خود را پیش از این دیده بود

پیشنهاد کاربران

Locate the Straw Hat Assassins in Toyotama


Search for straw hat ronin in kamiagata


کلمات دیگر: