کلمه جو
صفحه اصلی

crusade


معنی : نهضت، جنگ صلیبی، جنگ مذهبی، جهاد کردن
معانی دیگر : جهاد، پیکار، مبارزه، (سخت) پیکار کردن، (تاریخ) جنگ صلیبی (هریک از جنگ های صلیبی که از سده ی یازده تا اواخر سده ی دوازده ادامه داشت)

انگلیسی به فارسی

جنگ صلیبی، نهضت، جنگ مذهبی، جهاد کردن


جنگ صلیبی، جنگ مذهبی، نهضت، جهاد کردن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: (often cap.) any of the several attempts of medieval European Christians to recover and then defend the Holy Lands in and around Palestine from the Muslims.

- The First Crusade began in 1096 and resulted in the taking of Jerusalem.
[ترجمه ترگمان] نخستین جنگ صلیبی در ۱۰۹۶ آغاز شد و منجر به تصرف بیت المقدس شد
[ترجمه گوگل] جنگ صلیبی اول در سال 1096 آغاز شد و منجر به جمع آوری اورشلیم شد

(2) تعریف: any cause pursued energetically, esp. in defense of moral principles or against something considered evil.
مشابه: campaign, mission

- The mayor launched a crusade against corruption in his first term.
[ترجمه ترگمان] شهردار یک جنگ صلیبی را در دوره اول خود علیه فساد آغاز کرد
[ترجمه گوگل] شهردار در اولین دوره خود مبارزه با فساد را آغاز کرد

(3) تعریف: any military action in the European Middle Ages that the pope declared to be a holy war.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: crusades, crusading, crusaded
مشتقات: crusader (n.)
• : تعریف: to take part in a crusade.

- She crusaded for women's suffrage.
[ترجمه ترگمان] رای آرا زنانه را به خود گرفت
[ترجمه گوگل] او برای رأی دادن به زنان مبارزه کرد

• medieval military expedition by european christians to recover the holy land from the muslims; aggressive campaign for the advancement of a cause
go on a crusade, join a medieval military expedition to recover the holy land from the muslims; champion a cause, campaign for a cause
a crusade is a long and determined attempt to achieve something for a cause that you feel strongly about.
if you crusade for a particular cause, you make a long and determined effort to achieve something for it.

مترادف و متضاد

نهضت (اسم)
cause, movement, crusade

جنگ صلیبی (اسم)
crusade

جنگ مذهبی (اسم)
crusade

جهاد کردن (فعل)
crusade

campaign for cause


Synonyms: cause, demonstration, drive, evangelism, expedition, holy war, jihad, march, movement, push


جملات نمونه

a crusading journalist

روزنامه‌نویس مبارز


1. the crusade against poverty and addiction
پیکار با فقر و اعتیاد

2. the great crusade to conquer malaria
جهاد بزرگ برای غلبه بر مالاریا

3. They have long been involved in a crusade for racial equality.
[ترجمه ترگمان]آن ها مدتهاست که درگیر یک جنگ صلیبی برای برابری نژادی شده اند
[ترجمه گوگل]آنها مدت زیادی درگیر جنگ برابری نژادی بوده اند

4. The charity tonight launched its great crusade against homelessness.
[ترجمه ترگمان]موسسه خیریه امشب جنگ بزرگی علیه بی خانمان ها را آغاز کرد
[ترجمه گوگل]امشب خیریه جنگ صلیبی بزرگ خود را در برابر بی خانمانی آغاز کرد

5. He seems to be running a one-man crusade against cigarette smoking.
[ترجمه ترگمان]به نظر میاد یه جنگ صلیبی با سیگار کشیدن داره
[ترجمه گوگل]او به نظر می رسد یک جنگ صلیبی یک مرد در برابر سیگار کشیدن داشته باشد

6. The crusade for sexual morality is turning into a witch - hunt.
[ترجمه ترگمان]جنگ صلیبی برای اخلاقیات جنسی تبدیل به یه شکار جادوگر میشه
[ترجمه گوگل]جنگ صلیبی برای اخلاق جنسی تبدیل به یک جادوگر شکار شده است

7. She seems to be carrying out a personal crusade to stop this building work.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که او یک جنگ صلیبی شخصی برای متوقف کردن این کار ساخت وساز انجام می دهد
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد که برای انجام کارهای ساختمانی خود، یک کشتی جنگی شخصی انجام می دهد

8. For 23 years he led a crusade for peace.
[ترجمه ترگمان]او به مدت ۲۳ سال یک جنگ صلیبی برای صلح رهبری کرد
[ترجمه گوگل]برای 23 سال او رهبر جنگ صلح را رهبری کرد

9. He is on a crusade to take the church to the people.
[ترجمه ترگمان]او در حال جنگ صلیبی برای بردن کلیسا به مردم است
[ترجمه گوگل]او برای پیوستن به کلیسا به مردم است

10. Footballers launched an unprecedented crusade against racism on the terraces.
[ترجمه ترگمان]Footballers یک جهاد بی سابقه را بر ضد نژادپرستی در the آغاز کرد
[ترجمه گوگل]فوتبالیستان مبارزه بی سابقه ای علیه نژادپرستی در تراس ایجاد کردند

11. They thought that he would launch a crusade against corruption and make heads roll before ordering elections.
[ترجمه ترگمان]آن ها فکر کردند که او یک جنگ صلیبی علیه فساد را آغاز خواهد کرد و قبل از دستور دادن به انتخابات سر بر خواهد آورد
[ترجمه گوگل]آنها فکر کردند که او مبارزه جنگی علیه فساد را آغاز خواهد کرد و قبل از انتخابات، رأی می گیرد

12. In adopting this crusade, the press barons were also directly challenging Baldwin's leadership of the Government and of the party.
[ترجمه ترگمان]در اتخاذ این جنگ صلیبی، سران مطبوعات به طور مستقیم رهبری بالدوین را از دولت و حزب به چالش کشیدند
[ترجمه گوگل]در تصویب این جنگ صلیبی، بارونهای مطبوعات نیز مستقیما به رهبری بالدوین از دولت و حزب چالش زدند

13. I see the march as a crusade for peace.
[ترجمه ترگمان]من این راه را به عنوان یک جنگ برای صلح می بینم
[ترجمه گوگل]من راهپیمایی را به عنوان یک جنگ صلح دیدم

14. The crusade would proceed without the sword.
[ترجمه ترگمان]جنگ بدون شمشیر ادامه پیدا می کرد
[ترجمه گوگل]جنگ صلیبی بدون شمشیر ادامه خواهد یافت

the crusade against poverty and addiction

پیکار با فقر و اعتیاد


the great crusade to conquer malaria

جهاد بزرگ برای غلبه بر مالاریا


A newspaper (which is) crusading against government corruption.

روزنامه‌ای که علیه فساد (در دستگاه) دولت مبارزه می‌کند.


پیشنهاد کاربران

به معنی نهضت و کمپین و یک گروه با هدف مشخص است.

✔️جهاد، پیکار، مبارزه، ( سخت ) پیکار کردن

over a life of anticolonial crusading in which he founded six different magazines


Crusade : any one of the wars that European Christian countries fought against Muslims in Palestine in the 11th, 12th, and 13th centuries — usually plural

جنگ های صلیبی

Who won the crusades ?

1st Christians ( recaptured Jerusalem )

2nd Muslims ( recaptured Jerusalem ) 3rd Muslims ( retained Jerusalem )

4th Christians ( captured Constantinopole )

5th Muslims ( retained Egypt )

6th Christians ( recaptured Jerusalem )

7th Muslims ( retained Jerusalem ) *

8th No victor ( land not exchanged )

9th Muslims ( recaptured Acre )

*Muslims seized Jerusalem prior to 7th Crusade

Source: World Features Syndicate

جنگ ایدئولوژیک

movement جنبش


کلمات دیگر: