کلمه جو
صفحه اصلی

sphere of influence


قلمرو نفوذ، حوزه ی برتری، منطقه نفوذ

انگلیسی به فارسی

منطقه نفوذ


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: foreign territory over which a state or nation exerts cultural, political, economic, or military authority.

(2) تعریف: an area of activity over which one has power or control.

(3) تعریف: in astronomy, the region around a celestial body within which the primary gravitational force on an orbiting object is that body.

- The moon is within the Earth's sphere of influence.
[ترجمه ترگمان] ماه در حوزه نفوذ کره زمین قرار دارد
[ترجمه گوگل] ماه در حوزه نفوذ زمین قرار دارد

• area in which the state has political and economical influence even if they do not rule over it

مترادف و متضاد

geographical area of influence


Synonyms: ambit, bailiwick, mandate, mandated territory, niche, orbit, power base, territory


جملات نمونه

1. This area was formerly within the sphere of influence of the US.
[ترجمه ترگمان]این منطقه قبلا در حوزه نفوذ ایالات متحده قرار داشت
[ترجمه گوگل]این منطقه قبلا در حوزه نفوذ ایالات متحده بوده است

2. Rome's sphere of influence extended across Europe, North Africa and the Middle East.
[ترجمه ترگمان]حوزه نفوذ روم در سراسر اروپا، شمال آفریقا و خاور میانه گسترش یافت
[ترجمه گوگل]حوزه نفوذ رم در سراسر اروپا، شمال آفریقا و خاورمیانه گسترش یافت

3. The region is within the Russian sphere of influence.
[ترجمه ترگمان]این منطقه در محدوده نفوذ روسیه قرار دارد
[ترجمه گوگل]این منطقه در حوزه نفوذ روسیه قرار دارد

4. He was able to extend his sphere of influence over a large area of south-eastern Britain.
[ترجمه ترگمان]او توانست حوزه نفوذ خود را بر روی منطقه وسیعی از جنوب شرقی بریتانیا گسترش دهد
[ترجمه گوگل]وی توانست نفوذ خود را در منطقه وسیعی از جنوب شرقی بریتانیا گسترش دهد

5. How far does the sphere of influence spread from north to south and from west to east?
[ترجمه ترگمان]گستره نفوذ از شمال به جنوب و از غرب به شرق چقدر است؟
[ترجمه گوگل]تا چه حد زمینه نفوذ از شمال به جنوب و از غرب به شرق گسترش می یابد؟

6. This Massiliot sphere of influence happens to correspond to those areas where the greatest concentration of Black Virgins is to be found.
[ترجمه ترگمان]این حوزه تاثیر پذیری بر خلاف آن مناطقی است که بیش ترین تراکم تصاویر سیاه در آن یافت می شود
[ترجمه گوگل]این حوزه نفوذ Massiliot اتفاق می افتد به آن مناطق که در آن بزرگترین تمرکز غلیظ سیاه و سفید است که مطابقت دارد

7. The greater our adaptability the wider our sphere of influence.
[ترجمه ترگمان]هرچه سازگاری ما بیشتر باشد، حوزه نفوذ ما گسترده تر خواهد شد
[ترجمه گوگل]انطباق پذیری بیشتر ما حوزه نفوذ ما بیشتر است

8. Moscow was delighted, seeing formal recognition of its sphere of influence.
[ترجمه ترگمان]مسکو با دیدن رسمیت بخشیدن به حوزه نفوذ خود بسیار خوشحال شد
[ترجمه گوگل]مسکو از دیدن رسمی به رسمیت شناختن حوزه نفوذش لذت برد

9. Thus the sphere of influence of Tyneside spreads far out into the surrounding countryside and along the coast.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، حوزه نفوذ of در مناطق اطراف و در امتداد ساحل گسترش می یابد
[ترجمه گوگل]بنابراین حوزه نفوذ Tyneside گسترش می یابد به دور در حومه اطراف و در امتداد ساحل

10. His sphere of influence extended around the globe.
[ترجمه ترگمان]حوزه نفوذ او در سراسر جهان گسترش یافته است
[ترجمه گوگل]حوزه نفوذ او در سراسر جهان گسترش یافت

11. Some latin american state fall within the usa's sphere of influence.
[ترجمه ترگمان]بعضی از ایالات آمریکای لاتین در محدوده آمریکا سقوط می کنند
[ترجمه گوگل]برخی از ایالت های آمریکای لاتین در حوزه نفوذ ایالات متحده قرار دارند

12. They see the region as their natural sphere of influence due to their historical links and a shared language.
[ترجمه ترگمان]آن ها منطقه را به عنوان حوزه طبیعی نفوذ خود به دلیل پیوندهای تاریخی و یک زبان مشترک می بینند
[ترجمه گوگل]آنها به دلیل پیوندهای تاریخی و یک زبان مشترک، این منطقه را به عنوان حوزه نفوذ طبیعی خود میدانند

13. But in a capitalist system, the power distribution sphere of influence " iron rule. "
[ترجمه ترگمان]اما در یک سیستم کاپیتالیسم، حوزه توزیع قدرت تاثیر \"حکومت آهنین\" را بر عهده دارد
[ترجمه گوگل]اما در یک سیستم سرمایه داری، حوزه توزیع قدرت نفوذ �قانون آهن� است '

14. While for Russia, Transcaucasia is the traditional sphere of influence and strategic interests at stake region, which is the natural barrier to keep security and stability.
[ترجمه ترگمان]در حالی که برای روسیه، Transcaucasia حوزه سنتی نفوذ و منافع استراتژیک در منطقه است، که مانع طبیعی حفظ امنیت و ثبات است
[ترجمه گوگل]در حالی که برای روسیه، قفقاز، حوزه سنتی نفوذ و منافع استراتژیک در منطقه خطرناک است که مانع طبیعی برای حفظ امنیت و ثبات است

15. He has extended his sphere of influence to the world of banking.
[ترجمه ترگمان]او حوزه نفوذ خود را به دنیای بانکداری گسترش داده است
[ترجمه گوگل]او زمینه نفوذ خود را به جهان بانکداری گسترش داده است

پیشنهاد کاربران

حوزه نفوذ

sphere of influence ( مهندسی هوافضا )
واژه مصوب: کُره تأثیر
تعریف: حجمی در اطراف یک جسم در فضا که در آن ذرات تحت تأثیر نیروی گرانش جذب آن جسم می شوند


کلمات دیگر: