کلمه جو
صفحه اصلی

sprain


معنی : رگ برگ شدگی، بدرد آوردن، پیچ خوردن، رگ به رگ کردن یا شدن
معانی دیگر : (پزشکی)، رگ به رگ کردن، بدرد اوردن

انگلیسی به فارسی

رگ به رگ شدن، رگ به رگ کردن، پیچ خوردگی، بدرد آوردن، پیچ خوردن


رگ به رگ، پیچ خورده


پیچ خوردن، رگ برگ شدگی، بدرد آوردن، رگ به رگ کردن یا شدن


انگلیسی به انگلیسی

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: sprains, spraining, sprained
• : تعریف: to twist or overstrain (a body joint) so that ligaments are stretched or torn.
مشابه: turn, twist, wrench
اسم ( noun )
(1) تعریف: the wrenching of a body joint so that ligaments are stretched or torn.

(2) تعریف: the condition resulting from such wrenching.
مشابه: twist, wrench

• injury caused by twisting or straining the ligaments of a joint
injure by twisting or straining the ligaments of a joint
if you sprain your ankle or wrist, you accidentally damage it by twisting it, for example when you fall.
a sprain is the injury caused by spraining a joint.

دیکشنری تخصصی

[بهداشت] رگ به رگ کردن

مترادف و متضاد

رگ برگ شدگی (اسم)
sprain

بدرد آوردن (فعل)
hurt, sprain

پیچ خوردن (فعل)
loop, turn, wry, wreathe, wrench, sprain

رگ به رگ کردن یا شدن (فعل)
sprain

جملات نمونه

Parvin fell and sprained her ankle.

پروین افتاد و مچ پایش رگ‌به‌رگ شد.


1. "It's only a sprain," Paula said brusquely.
[ترجمه ترگمان]\" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \"
[ترجمه گوگل]پائولا به آرامی گفت: 'این تنها یک کشش است

2. That's a bad sprain.
[ترجمه ترگمان]پیچ بدی هم هست
[ترجمه گوگل]این یک انفجار بد است

3. Sharks officials said it was a slight sprain.
[ترجمه ترگمان]مقامات کوسه ها گفتند که این یک رگ به رگ شدگی خفیف است
[ترجمه گوگل]مقامات کوسه گفتند این یک تردید کوچک است

4. A sprain or a broken leg.
[ترجمه علیرضا رحمتی] پای مصدوم ( توسط پیچ خوردگی ) یا شکسته
[ترجمه ترگمان]یک پیچ خوردگی یا یک پای شکسته
[ترجمه گوگل]اسپری یا پا شکسته

5. A sprain usually takes longer to heal than a broken bone.
[ترجمه ریحانه سلطانیها] یک پیچ خوردگی معمولا بیشتر از یک استخوان شکستگی طول میکشد تا درمان شود
[ترجمه ترگمان]رگ به رگ شدگی معمولا بیشتر طول می کشد تا استخوان شکسته التیام یابد
[ترجمه گوگل]یک اسپری معمولا طول می کشد تا از استخوان شکسته بهبود یابد

6. Did you sprain it badly?
[ترجمه ترگمان]بدجوری رگ به رگ شده؟
[ترجمه گوگل]آیا شما آن را بدرفتاری کردید؟

7. Heel is exorbitant, walk flabby, easy sprain gambrel, cause sufficient painful, lumbago.
[ترجمه ترگمان]نوک پا خیلی گزاف راه می رود، پای سست و شل و کمر درد می کند و کمر درد کمر درد کمر درد می کند
[ترجمه گوگل]پاشنه غول پیکر، پیادهروی شلوغ، گلفل اپیلاسیون آسان است، به طوری که به راحتی دردناک است

8. Acupuncture treatments of Scapulohumeral Periarthritis and Elbow Sprain.
[ترجمه ترگمان]روش درمانی طب سوزنی of Periarthritis و Elbow Sprain
[ترجمه گوگل]درمان طب سوزنی از Periarthritis Scapulohumeral و اسپری آرنج

9. A sprain or wrench as of an ankle.
[ترجمه ترگمان]پیچ و پیچ و پیچ و پیچ
[ترجمه گوگل]اسپری یا آچار برای یک مچ پا

10. And main types of injuries are contusion, scratch, sprain and strain.
[ترجمه ترگمان]انواع مختلفی از جراحات عبارتند از: contusion، خراش، پیچ و پیچ
[ترجمه گوگل]و انواع اصلی آسیب ها عبارتند از ترس، خراش، کشش و فشار

11. A many month after crural sprain is hurt still is oedema, how to do?
[ترجمه ترگمان]یک ماه پس از رگ به رگ شدن crural هنوز آسیب دیده است، چگونه باید این کار را انجام دهید؟
[ترجمه گوگل]چند ماه پس از سوزش خلط زخم هنوز صدمه دیده ادم است، چگونه می توان انجام داد؟

12. Crural sprain ( ligament is pulled, fracture ) how to restore quickly?
[ترجمه ترگمان]رگ به رگ شدگی Crural (که به رباط کشیده می شود)چگونه به سرعت بازیابی شود؟
[ترجمه گوگل]کشش کورور (رباط کشیده، شکستگی) چگونه به سرعت بازگرداندن؟

13. The sprain of ankle could result in chronic instability without appropriate treatment.
[ترجمه ترگمان]کاهش قوزک پا می تواند منجر به عدم ثبات مزمن بدون درمان مناسب شود
[ترجمه گوگل]اسپری مچ پا می تواند بی ثباتی مزمن را بدون درمان مناسب منجر شود

14. Crural sprain two years, how should treat?
[ترجمه ترگمان]دو سال بعد از این رگ به رگ شدگی چه طور باید رفتار کرد؟
[ترجمه گوگل]Crural sprain دو سال، چگونه باید درمان شود؟

15. Sprain of several months chela, why to return now swollen? The meeting when crouching aches.
[ترجمه ترگمان]چند ماه پیش، چرا حالا باید ورم کرد؟ در این جلسه که به شدت درد گرفته بود،
[ترجمه گوگل]اسپری چند ماهه چلا، چرا برای بازگشت به حال حاضر تورم؟ جلسه وقتی که درد می کند

She sprained her ankle playing squash.

مچ پای او در بازی اسکواش دچار پیچ‌خوردگی شد.


She continued to play despite an ankle sprain.

او با مچ پای پیچ‌خورده به بازی ادامه داد.


پیشنهاد کاربران

شدید زخمی شدن

پیچ خوردگی مفصلی

پیچ خوردگی مفصل
مترادف ها rick turn twist wrench

رگ به رگ شدن

injure by suddenly turning it too much
My grandma sprained her knee

گرفتگی عضله
مثال:
Is it sprained?
گزفتگی عضله است؟

توی پزشکی ( medical ) : مطالب مرتبط با ارتوپدی:

sprain دقیقا به معنی "پیچ خوردگی مفصل" هست. یعنی پارگی رباط ها ی مفصل

strain دقیقا به معنی "کشیدگی" یا "رگ به رگ شدگی" هست

پس دقت بشه که ترجمه ی رگ به رگ شدن برای sprain غلطه

هرگونه آسیب مفصلی میشه Sprain ( اعم از پیچ خوردگی و کشیدگی تاندوم و. . . )
پیچ خوردگی به طور خاص و دقیق میشه Twist

کشیدگی یا پارگی رباط ( یا موجب آن شدن )


کلمات دیگر: