(آمار) انحراف استانده، انحراف معیار، کجراهی استانده
standard deviation
(آمار) انحراف استانده، انحراف معیار، کجراهی استانده
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: a statistical measure of how widely the individual items in a distribution differ from the mean.
• statistical measurement used to mark the accidental error or mistake in the results of an experiment
دیکشنری تخصصی
[حسابداری] انحراف استاندارد
[شیمی] انحراف معیار
[عمران و معماری] انحراف معیار - خطای استاندارد - انحراف استاندارد - خطای انحراف - خطای پراکندگی
[برق و الکترونیک] انحراف استاندارد مقدار RMS انحرافهای یک سری از کمیتهای مشابه از مقدار متوسط شان.
[زمین شناسی] انحراف معیار در سطوح اطمینان
[بهداشت] انحراف معیار
[صنعت] انحراف معیار، انحراف استاندارد - معیاری برای اندازه گیری گسترش جامعه با واحدی برابر واحد اولیه.
[نساجی] انحراف استاندارد
[ریاضیات] انحراف استاندارد، انحراف معیار، انحراف استانده، معادله ی استانده
[معدن] انحراف استاندارد (زمین آمار)
[آمار] انحراف معیار
[آب و خاک] انحراف معیار
[شیمی] انحراف معیار
[عمران و معماری] انحراف معیار - خطای استاندارد - انحراف استاندارد - خطای انحراف - خطای پراکندگی
[برق و الکترونیک] انحراف استاندارد مقدار RMS انحرافهای یک سری از کمیتهای مشابه از مقدار متوسط شان.
[زمین شناسی] انحراف معیار در سطوح اطمینان
[بهداشت] انحراف معیار
[صنعت] انحراف معیار، انحراف استاندارد - معیاری برای اندازه گیری گسترش جامعه با واحدی برابر واحد اولیه.
[نساجی] انحراف استاندارد
[ریاضیات] انحراف استاندارد، انحراف معیار، انحراف استانده، معادله ی استانده
[معدن] انحراف استاندارد (زمین آمار)
[آمار] انحراف معیار
[آب و خاک] انحراف معیار
مترادف و متضاد
predictable difference
Synonyms: deviation, normal deviation, predictable error, probable error, range of error, SD, standard error
جملات نمونه
1. Mean and standard deviation figures therefore include these two patients.
[ترجمه ترگمان]بنابراین میانگین و انحراف استاندارد شامل این دو بیمار است
[ترجمه گوگل]به این ترتیب میانگین و انحراف معیارها شامل این دو بیمار می باشد
[ترجمه گوگل]به این ترتیب میانگین و انحراف معیارها شامل این دو بیمار می باشد
2. Mean and standard deviation of normally distributed results are shown; otherwise median and range are given.
[ترجمه ترگمان]میانگین و انحراف استاندارد معمولا نتایج توزیع شده نشان داده می شود؛ در غیر این صورت میانه و میانه داده می شود
[ترجمه گوگل]میانگین و انحراف استاندارد نتایج به طور معمول توزیع شده نشان داده شده است در غیر این صورت متوسط و محدوده داده می شود
[ترجمه گوگل]میانگین و انحراف استاندارد نتایج به طور معمول توزیع شده نشان داده شده است در غیر این صورت متوسط و محدوده داده می شود
3. The standard deviation can usefully be visualized as the distance from the mean to the point of inflection of the bell-shaped curve.
[ترجمه ترگمان]انحراف استاندارد می تواند به عنوان فاصله از میانگین تا نقطه عطف منحنی زنگ شکل باشد
[ترجمه گوگل]انحراف استاندارد می تواند مورد استفاده قرار گیرد به عنوان فاصله از میانگین تا نقطه انفجار منحنی شکل زنگ
[ترجمه گوگل]انحراف استاندارد می تواند مورد استفاده قرار گیرد به عنوان فاصله از میانگین تا نقطه انفجار منحنی شکل زنگ
4. The distribution remains normal but the standard deviation decreases as the square root of n, the sample size.
[ترجمه ترگمان]این توزیع نرمال باقی می ماند اما انحراف استاندارد به عنوان ریشه دوم n، اندازه نمونه کاهش می یابد
[ترجمه گوگل]توزیع طبیعی باقی می ماند اما انحراف استاندارد به عنوان ریشه مربع n، اندازه نمونه کاهش می یابد
[ترجمه گوگل]توزیع طبیعی باقی می ماند اما انحراف استاندارد به عنوان ریشه مربع n، اندازه نمونه کاهش می یابد
5. The specific dictionaries show a standard deviation of 95%, whereas for the general dictionaries this figure is only 95%.
[ترجمه ترگمان]لغت نامه های خاص یک انحراف استاندارد ۹۵ % را نشان می دهند، در حالی که برای فرهنگ های لغت کلی این رقم تنها ۹۵ % است
[ترجمه گوگل]واژهنامههای خاص یک انحراف معیار 95٪ را نشان میدهند، در حالی که واژهنامههای عمومی این رقم تنها 95٪ است
[ترجمه گوگل]واژهنامههای خاص یک انحراف معیار 95٪ را نشان میدهند، در حالی که واژهنامههای عمومی این رقم تنها 95٪ است
6. Across the 15 domains they show a standard deviation of 95%, as compared to 95% for the general dictionary.
[ترجمه ترگمان]در سراسر ۱۵ حوزه ای که آن ها انحراف استاندارد ۹۵ % را نشان می دهند، در مقایسه با ۹۵ % برای فرهنگ لغت کلی
[ترجمه گوگل]در 15 دامنه، انحراف معیار 95٪ را نشان می دهد، در مقایسه با 95٪ برای فرهنگ لغت عمومی
[ترجمه گوگل]در 15 دامنه، انحراف معیار 95٪ را نشان می دهد، در مقایسه با 95٪ برای فرهنگ لغت عمومی
7. Error bars show one standard deviation to give some idea of the variability among the six films.
[ترجمه ترگمان]میله ها خطا، انحراف معیار را نشان می دهند تا ایده ای از تغییرپذیری بین شش فیلم ارایه دهند
[ترجمه گوگل]خطاهای خطا نشان می دهد که یک انحراف معیار برای ارائه برخی ایده از تغییر در میان شش فیلم است
[ترجمه گوگل]خطاهای خطا نشان می دهد که یک انحراف معیار برای ارائه برخی ایده از تغییر در میان شش فیلم است
8. The standard deviation of the differences between actual and scheduled train arrival times is 90 seconds.
[ترجمه ترگمان]انحراف استاندارد تفاوت بین زمان رسیدن قطار واقعی و زمانبندی ۹۰ ثانیه است
[ترجمه گوگل]انحراف معیار تفاوت بین زمان ورود رسمی و برنامه ریزی شده قطار 90 ثانیه است
[ترجمه گوگل]انحراف معیار تفاوت بین زمان ورود رسمی و برنامه ریزی شده قطار 90 ثانیه است
9. The standard deviation of the estimate of, B is calculated as follows: therefore, the standard deviation is:.
[ترجمه ترگمان]انحراف معیار تخمین، B به صورت زیر محاسبه می شود: بنابراین، انحراف معیار عبارت است از:
[ترجمه گوگل]انحراف معیار برآورد B، به صورت زیر محاسبه می شود، انحراف استاندارد است
[ترجمه گوگل]انحراف معیار برآورد B، به صورت زیر محاسبه می شود، انحراف استاندارد است
10. All maps show electron density contoured at 1 standard deviation, with the current model displayed for comparison.
[ترجمه ترگمان]همه نقشه ها چگالی الکترون را در یک انحراف استاندارد نشان می دهند و مدل جریان برای مقایسه نمایش داده می شود
[ترجمه گوگل]تمام نقشه ها نشان دهنده ی چگالی الکترون در 1 انحراف استاندارد می باشند، با این که مدل فعلی برای مقایسه مقایسه شده است
[ترجمه گوگل]تمام نقشه ها نشان دهنده ی چگالی الکترون در 1 انحراف استاندارد می باشند، با این که مدل فعلی برای مقایسه مقایسه شده است
11. Computative program of mean and standard deviation.
[ترجمه ترگمان]برنامه Computative میانگین و انحراف استاندارد
[ترجمه گوگل]برنامه محاسبه میانگین و انحراف معیار
[ترجمه گوگل]برنامه محاسبه میانگین و انحراف معیار
12. Both range and its standard deviation are calculated according to surface energy approximation and mean energy approximation.
[ترجمه ترگمان]هر دو محدوده و انحراف استاندارد آن با توجه به تقریب انرژی سطحی و تقریب انرژی میانگین محاسبه می شوند
[ترجمه گوگل]هر دو محدوده و انحراف استاندارد آن براساس تقریب انرژی انرژی و تقریب میانگین انرژی محاسبه می شود
[ترجمه گوگل]هر دو محدوده و انحراف استاندارد آن براساس تقریب انرژی انرژی و تقریب میانگین انرژی محاسبه می شود
13. Standard deviation of current noise is qualified to compare corrosion rates of metals with the same corrosion type.
[ترجمه ترگمان]انحراف استاندارد نویز جریان برای مقایسه سرعت خوردگی فلزات با نوع خوردگی مشابه کافی است
[ترجمه گوگل]انحراف استاندارد نویز کنونی برای مقایسه میزان خوردگی فلزات با همان نوع خوردگی واجد شرایط است
[ترجمه گوگل]انحراف استاندارد نویز کنونی برای مقایسه میزان خوردگی فلزات با همان نوع خوردگی واجد شرایط است
14. The standard deviation of a well - diversified portfolio is proportional to its beta.
[ترجمه ترگمان]انحراف استاندارد یک سبد بسیار متنوع متناسب با بتای آن است
[ترجمه گوگل]انحراف معیار نمونه کارها متناسب با بتا آن است
[ترجمه گوگل]انحراف معیار نمونه کارها متناسب با بتا آن است
15. The standard deviation of a sampling distribution. It is the statistic used to make statements about the accuracy of estimates based on sample information.
[ترجمه ترگمان]انحراف معیار توزیع نمونه گیری این آماری است که برای بیان صحت برآورده ای مبتنی بر اطلاعات نمونه استفاده می شود
[ترجمه گوگل]انحراف استاندارد توزیع نمونه این آمار برای بیان اظهارات در مورد صحت تخمین ها بر اساس اطلاعات نمونه استفاده می شود
[ترجمه گوگل]انحراف استاندارد توزیع نمونه این آمار برای بیان اظهارات در مورد صحت تخمین ها بر اساس اطلاعات نمونه استفاده می شود
پیشنهاد کاربران
standard deviation ( آمار )
واژه مصوب: انحراف معیار
تعریف: معیاری از تغییر یک متغیر تصادفی که به صورت جذر مثبت وردایی/ واریانس آن تعریف می شود
واژه مصوب: انحراف معیار
تعریف: معیاری از تغییر یک متغیر تصادفی که به صورت جذر مثبت وردایی/ واریانس آن تعریف می شود
انحراف معیار
کلمات دیگر: