1. He raised his arms in a gesture of supplication.
[ترجمه ترگمان]دست هایش را به علامت التماس بلند کرد
[ترجمه گوگل]او دستهایش را به زحمت دعا بالا برد
2. Paolo knelt and bowed his head in supplication.
[ترجمه ترگمان]Paolo زانو زد و با التماس سرش را خم کرد
[ترجمه گوگل]پائولو زانو زد و سرش را به تقاضا دعوت کرد
3. Inside the temple, worshippers were kneeling in supplication.
[ترجمه ترگمان]درون معبد، عبادت کنندگان در تضرع زانو زده بودند
[ترجمه گوگل]در داخل معبد، عبادت کنندگان تقاضای زانو زدن کردند
4. Something about this pious supplication troubled her.
[ترجمه ترگمان]چیزی در این التماس مذهبی او را می آزرد
[ترجمه گوگل]چیزی در مورد این تقدیر مسیحی او را ناراحت کرد
5. The original series concluded with the supplication for Jerusalem.
[ترجمه ترگمان]سری اصلی با تضرع برای بیت المقدس به پایان رسید
[ترجمه گوگل]سری اصلی با درخواست برای اورشلیم به پایان رسید
6. To the voice of my supplication.
[ترجمه ترگمان]به صدای التماس و التماس من
[ترجمه گوگل]به صدای درخواست من
7. She looked back at Jack in wordless supplication.
[ترجمه ترگمان]او با التماس غیرقابل بیان به جک نگاه کرد
[ترجمه گوگل]او به تقاضای بی ادب به جک نگاه کرد
8. She knelt in supplication.
[ترجمه ترگمان]با التماس و تضرع زانو زد
[ترجمه گوگل]او در تقاضا سقوط کرد
9. Her white lips moved in holy supplication.
[ترجمه ترگمان]لب های سفیدش در التماس و التماس به حرکت درآمده بود
[ترجمه گوگل]لب های سفید او به درخواست مقدس نقل مکان کرد
10. She looked up at me in silent supplication.
[ترجمه ترگمان]او با التماس و التماس به من نگاه کرد
[ترجمه گوگل]او به درخواست سکولار به من نگاه کرد
11. Shall we resort to entreaty and humble supplication?
[ترجمه ترگمان]آیا ما به التماس و التماس و تضرع متوسل خواهیم شد؟
[ترجمه گوگل]آیا ما به دعا و درخواست فروتنانه احتیاج داریم؟
12. Then Al - Ghazali mentioned a very long supplication to be recited.
[ترجمه ترگمان]سپس غزالی به یک تضرع بسیار طولانی اشاره کرد که باید تلاوت شود
[ترجمه گوگل]سپس الغزالی یک تقاضای بسیار طولانی را برای خواندن ذکر کرد
13. Let my supplication come before thee : deliver me according to thy word.
[ترجمه ترگمان]خواهش می کنم که خواهش مرا بپذیرید و بر طبق حرفه ای خود من را به من تحویل دهید
[ترجمه گوگل]اجازه بدهید تقاضای من قبل از اینکه تو را براساس حرف تو تحویل دهم
14. Politely and with some measure of supplication but plain as day.
[ترجمه ترگمان]به طرزی بسیار مودبانه و در عین حال تضرع آمیز اما مثل روز روشن بود
[ترجمه گوگل]مودبانه و با مقداری از تقاضا اما ساده به عنوان روز