1. Try to superinduce a little more water.
[ترجمه ترگمان]سعی کنید کمی آب بنوشید
[ترجمه گوگل]سعی کنید آب کمی بیش از حد بردارید
2. To me, you never want to superinduce your faults upon lies.
[ترجمه ترگمان]به نظر من، تو هیچ وقت نمی خو ای faults دروغ بگی
[ترجمه گوگل]برای من، شما هرگز نمی خواهید خطاهای خود را بر روی دروغ ها بیفزایید
3. The development of network technique superinduce wing in modern enterprise finance management.
[ترجمه ترگمان]توسعه تکنیک شبکه در مدیریت مالی شرکت مدرن شکل می گیرد
[ترجمه گوگل]توسعه تکنیک شبکهای در مدیریت مدرن مالی شرکت بازتاب می کند
4. It can superinduce the real feeling during the driving simulation, which is the particular characteristic of the newfashioned training system distinguished from the training system in existence.
[ترجمه ترگمان]این می تواند احساس واقعی در طول شبیه سازی رانندگی داشته باشد، که مشخصه خاص سیستم آموزشی newfashioned است که از سیستم آموزشی موجود متمایز است
[ترجمه گوگل]این می تواند احساس واقعی در طول شبیه سازی رانندگی را برجسته کند، که خاصیت سیستم آموزش جدیدی است که از سیستم آموزش موجود وجود دارد
5. The culture is a medium between clients and the public, it can superinduce affinity of products and the whole competition of enterprise.
[ترجمه ترگمان]فرهنگ یک رسانه بین مشتریان و عموم است، می تواند وابستگی محصول و کل رقابت شرکت را تسهیل کند
[ترجمه گوگل]فرهنگ یک محیط بین مشتریان و عموم است و می تواند منافع محصولات و کل رقابت شرکت را برآورده کند