1. Wei Zhuang, suzerain of the Huajian Ci field, is a famous poet in late TangDynasty.
[ترجمه ترگمان]وی Zhuang، suzerain از the Huajian، یک شاعر مشهور در اواخر TangDynasty است
[ترجمه گوگل]Wei Zhuang، سزارین از میدان Huajian Ci، یک شاعر معروف در اواخر TangDynasty است
2. Before the Jiawu War, the suzerain vassal relationship existed between Qing Dynasty and Korea.
[ترجمه ترگمان]پیش از جنگ Jiawu، رابطه suzerain suzerain بین دودمان کینگ و کره وجود داشت
[ترجمه گوگل]قبل از جنگ جیاو، روابط واسیلی سوئزرین بین سلسله چینگ و کره وجود داشت
3. And considering the force of Ming and suzerain - feudatory system some officials in the frontier are actually adopt the policy of supporting Li' s to oppose Mo' s.
[ترجمه ترگمان]و با توجه به نیروی مینگ و سیستم suzerain - feudatory برخی از مقامات در مرز در واقع سیاست حمایت از لی را برای مخالفت با Mo اتخاذ می کنند
[ترجمه گوگل]و با توجه به نیروی مینگ و سیستم سوزان - فتوود، برخی از مقامات در مرز در واقع سیاست حمایت از لی را در مخالفت با مو مطرح می کنند
4. Explain what a suzerain - vassal treaty was in the ancient Near East.
[ترجمه ترگمان]توضیح بده که یک پیمان suzerain - vassal در خاور نزدیک بود
[ترجمه گوگل]توضیح دهید که یک معاهده سوزان - وصال در نزدیکی شرق باستان است
5. The higher education in Brazil was developed quite late and deeply affected by suzerain Portugal.
[ترجمه ترگمان]آموزش عالی برزیل بسیار دیر توسعه یافت و عمیقا تحت تاثیر suzerain پرتغال قرار گرفت
[ترجمه گوگل]تحصیلات عالی در برزیل خیلی دیر و عمیقا تحت تاثیر سوئزرین پرتغال بود
6. The relationship between Liao Dynasty and Gaoli Dynasty belonged to the one of suzerain and dependency.
[ترجمه ترگمان]رابطه بین دودمان Liao و دودمان Gaoli متعلق به یکی از suzerain و وابستگی است
[ترجمه گوگل]رابطه بین سلسله لیائو و سلسله Gaoli متعلق به یکی از suzerain و وابستگی
7. And modern immigrants have become force that cannot be neglected for a suzerain state.
[ترجمه ترگمان]و مهاجران مدرن به نیرویی تبدیل شده اند که نمی توان آن ها را نادیده گرفت
[ترجمه گوگل]و مهاجران مدرن به نیرویی تبدیل شده اند که نمیتوان آن را برای دولت سوئزرین نادیده گرفت