کلمه جو
صفحه اصلی

suzerain


معنی : حکومت مطلقه، ارباب، اختیار دار کشور
معانی دیگر : ارباب فئودال، تیولدار

انگلیسی به فارسی

ارباب، اختیار دار کشور، حکومت مطلقه


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a ruler or state that exercises authority over the international affairs of another state.

(2) تعریف: an overlord in former feudal systems.

• ruler or country that controls the affairs of another country; feudal overlord

مترادف و متضاد

حکومت مطلقه (اسم)
absolutism, despotism, suzerain, caesarism

ارباب (اسم)
suzerain, squire, master, boss, lord, overlord, monsieur, esquire, seignior, liege, padrone

اختیار دار کشور (اسم)
suzerain

جملات نمونه

1. Wei Zhuang, suzerain of the Huajian Ci field, is a famous poet in late TangDynasty.
[ترجمه ترگمان]وی Zhuang، suzerain از the Huajian، یک شاعر مشهور در اواخر TangDynasty است
[ترجمه گوگل]Wei Zhuang، سزارین از میدان Huajian Ci، یک شاعر معروف در اواخر TangDynasty است

2. Before the Jiawu War, the suzerain vassal relationship existed between Qing Dynasty and Korea.
[ترجمه ترگمان]پیش از جنگ Jiawu، رابطه suzerain suzerain بین دودمان کینگ و کره وجود داشت
[ترجمه گوگل]قبل از جنگ جیاو، روابط واسیلی سوئزرین بین سلسله چینگ و کره وجود داشت

3. And considering the force of Ming and suzerain - feudatory system some officials in the frontier are actually adopt the policy of supporting Li' s to oppose Mo' s.
[ترجمه ترگمان]و با توجه به نیروی مینگ و سیستم suzerain - feudatory برخی از مقامات در مرز در واقع سیاست حمایت از لی را برای مخالفت با Mo اتخاذ می کنند
[ترجمه گوگل]و با توجه به نیروی مینگ و سیستم سوزان - فتوود، برخی از مقامات در مرز در واقع سیاست حمایت از لی را در مخالفت با مو مطرح می کنند

4. Explain what a suzerain - vassal treaty was in the ancient Near East.
[ترجمه ترگمان]توضیح بده که یک پیمان suzerain - vassal در خاور نزدیک بود
[ترجمه گوگل]توضیح دهید که یک معاهده سوزان - وصال در نزدیکی شرق باستان است

5. The higher education in Brazil was developed quite late and deeply affected by suzerain Portugal.
[ترجمه ترگمان]آموزش عالی برزیل بسیار دیر توسعه یافت و عمیقا تحت تاثیر suzerain پرتغال قرار گرفت
[ترجمه گوگل]تحصیلات عالی در برزیل خیلی دیر و عمیقا تحت تاثیر سوئزرین پرتغال بود

6. The relationship between Liao Dynasty and Gaoli Dynasty belonged to the one of suzerain and dependency.
[ترجمه ترگمان]رابطه بین دودمان Liao و دودمان Gaoli متعلق به یکی از suzerain و وابستگی است
[ترجمه گوگل]رابطه بین سلسله لیائو و سلسله Gaoli متعلق به یکی از suzerain و وابستگی

7. And modern immigrants have become force that cannot be neglected for a suzerain state.
[ترجمه ترگمان]و مهاجران مدرن به نیرویی تبدیل شده اند که نمی توان آن ها را نادیده گرفت
[ترجمه گوگل]و مهاجران مدرن به نیرویی تبدیل شده اند که نمیتوان آن را برای دولت سوئزرین نادیده گرفت


کلمات دیگر: