کلمه جو
صفحه اصلی

supplicant


معنی : ملتمس، درخواست کننده تضرع کننده
معانی دیگر : استغاثه کننده، دست به دامان شونده، لابه گر، التماس کننده

انگلیسی به فارسی

ملتمس، درخواست کننده تضرع کننده


درخواست کننده، ملتمس، درخواست کننده تضرع کننده


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
• : تعریف: requesting in a submissive way; supplicating.
اسم ( noun )
• : تعریف: one who is supplicant.

• one who earnestly requests, petitioner, one who humbly entreats
a supplicant is a person who humbly asks god or an important person to help them or to give them something that they want very much; a formal word.

مترادف و متضاد

ملتمس (اسم)
suppliant, supplicant

درخواست کننده تضرع کننده (صفت)
supplicant

جملات نمونه

1. Maximum use might be made by supplicants and petitioners of the distance between them and Rome.
[ترجمه ترگمان]حداکثر استفاده ممکن است توسط supplicants و شاکیان فاصله بین آن ها و رم ایجاد شود
[ترجمه گوگل]حداکثر استفاده ممکن است توسط supplicants و petitioners از فاصله بین آنها و رم ساخته شده است

2. The Supplicant is chased, harmed or otherwise threatened by the Persecutor and begs for help from the Power in Authority.
[ترجمه ترگمان]Supplicant مورد تعقیب قرار می گیرد، آسیب می بیند یا در غیر این صورت تهدید شده توسط the تهدید می شود و برای کمک از قدرت اداره درخواست کمک می کند
[ترجمه گوگل]خدمتگزار توسط قاتل تحت تعقیب، آسیب یا تهدید قرار میگیرد و از کمک قدرت از قدرت درخواست می کند

3. He is depicted as a supplicant to gods, or in the protective presence of the ram deity Amun, or as a sphinx himself, or in a warrior's posture. Most statues were defaced by his rivals.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان یک supplicant برای خدایان و یا در حضور محافظ \"آمون\"، یا به عنوان ابوالهول و یا به عنوان یک ابوالهول، یا در وضعیت یک جنگجو به تصویر کشیده می شود رقیبان او بیشتر مجسمه ها از بین رفته بودند
[ترجمه گوگل]او به عنوان یک خدای خدایان و یا در حضور محافظ دین آمان، و یا به عنوان یک اسپینکس خود و یا در موقعیت رزمی جنگجو، نشان داده شده است اکثر مجسمه ها توسط رقبای او نقض شده است

4. Instead, Nixon turned up in Beijing as a supplicant, waiting anxiously to be summoned to the emperor's side, listening to tutorials in strategy.
[ترجمه ترگمان]در عوض نیکسون در پکن به عنوان یک supplicant بزرگ شد و منتظر بود که به سمت امپراطور احضار شود و به برنامه های آموزشی در استراتژی گوش فرا دهد
[ترجمه گوگل]در عوض، نیکسون در پکن به عنوان یک درخواست کننده ظاهر شد، منتظر ماند تا به امپراتور احضار شود، گوش دادن به آموزش در استراتژی

5. They want AI as a supplicant client, rather than as a well - disposed but independent ally.
[ترجمه ترگمان]آن ها خواهان عفو بین الملل به عنوان یک مشتری supplicant هستند تا به عنوان یک متحد خوب ولی مستقل
[ترجمه گوگل]آنها AI را به عنوان یک مشتری درخواست کننده می خواهند، نه به عنوان یک متحد خوب، اما مستقل

6. He flung himself down in the flat submissive posture of a mere supplicant.
[ترجمه ترگمان]خود را در حالی که در عین حال فروتن و فروتن بود، خود را به زمین افکند
[ترجمه گوگل]او خود را در وضع تسلیم تخت از یک درخواست کننده ساده فرو برد

7. Whether they came on foot or in polished Ambassadors, the stream of guests sat before Nagji like supplicants.
[ترجمه ترگمان]معلوم نبود که آن ها پیاده یا با Ambassadors آراسته شده بودند، و بسیاری از مهمانان در مقابل کسانی که در مقابلش ایستاده بودند، مانند افراد supplicants نشسته بودند
[ترجمه گوگل]این که آیا آنها پیاده روی و یا سفارشی های جلا داده می شوند، جریان مهمانان قبل از نجی مانند نمازگزاران نشسته اند

8. More than one lord lieutenant told me almost apologetically of the number of supplicants who sought his intervention with the democratically-chosen authorities.
[ترجمه ترگمان]بیشتر از یک نفر به من گفت که یکی از افراد supplicants که به خاطر دخالت او با مقامات دموکراتیک خواستار مداخله او شده بودند، به من گفت
[ترجمه گوگل]بیش از یک فرمانده ارشد به من تقریبا با عذر خواهی از تعداد افرادی که به دنبال مداخله خود با مقامات انتخاب شده دموکراتیک بود، به من گفتند

9. Most newly-appointed Prime Ministers are embarrassed by a plethora of well-qualified supplicants.
[ترجمه ترگمان]بیشتر وزیران منصوب که به تازگی منصوب شده اند، از بسیاری از supplicants واجد شرایط دست پاچه می شوند
[ترجمه گوگل]اغلب نخست وزیران تازه وارد، توسط بسیاری از درخواست کنندگان صالح، خجالت می کشند

10. But finally she is apparently moved by the piteous sight of the distressed supplicant and laboriously counts out 995 roubles change.
[ترجمه ترگمان]اما ظاهرا از دیدن این منظره غم انگیز که با زحمت و زحمت پول خرد شده را به حساب می آورد متاثر شد
[ترجمه گوگل]اما در نهایت، او ظاهرا از نظر چشمگیر درخواست کننده ناراضی نقل مکان کرده و به سختی 995 روبل تغییر می کند

11. Berkshire'a supplier of liquidity and capital to the system, a supplicant,'he wrote.
[ترجمه ترگمان]او نوشت که برکشایر، تامین کننده نقدینگی و سرمایه در سیستم است
[ترجمه گوگل]او نوشت که تامین کننده نقدینگی و سرمایه به سیستم Berkshire'a، یک درخواست کننده است

12. 'It may seem like an all-powerful creditor and weak, supplicant debtors, but the debtor countries and the surplus country are locked in a mutual embrace that is problematic for both of them.
[ترجمه ترگمان]ممکن است به نظر یک بستانکار بسیار قدرتمند و ضعیف، supplicant بدهکار به نظر برسد، اما کشورهای بدهکار و کشور مازاد در فشار متقابل قرار دارند که برای هر دوی آن ها مشکل ساز است
[ترجمه گوگل]این ممکن است به عنوان یک قرض دهنده قدرتمند و ضعیف، بدهکارهای دعا ظاهر شود، اما کشورهای بدهکار و کشور مازاد در درک متقابل قفل شده است که برای هر دوی آنها مشکل ساز است

13. Her rendering of it fell somewhere between that of teacher and supplicant.
[ترجمه ترگمان]تصویر او از آن بین معلم و supplicant افتاد
[ترجمه گوگل]رندر آن تقریبا بین معلم و درخواست کننده افتاد

14. The merest sliver of it upon the tongue of the Supplicant will make him or her forget all the horrors they are enduring, and deliver them to a place of paradisiacal calm.
[ترجمه ترگمان]ذره ای از آن را بر زبان of، او را وادار می سازد که همه وحشت های آن را که تحمل می کنند، فراموش کند، و آن ها را به یک مکان آرام و آرام برساند
[ترجمه گوگل]شایسته ترین آن بر زبان مؤلف، او را فراموش خواهد کرد و همه ی وحشت هایی که از آنها می گیرند فراموش می کنند و آنها را به جای آرامش روحانی تحویل می دهند


کلمات دیگر: