کلمه جو
صفحه اصلی

sundries


معنی : مخلفات، گوناگون، خرده ریز، متفرقه
معانی دیگر : چیزهای گوناگون، چیزهای متفرقه

انگلیسی به فارسی

متفرقه، گوناگون


انگلیسی به انگلیسی

اسم جمع ( plural noun )
• : تعریف: small, inexpensive things of various kinds.

• miscellaneous items, variety of small items or details

مترادف و متضاد

مخلفات (اسم)
utensil, chattels, dressing, sundries

گوناگون (اسم)
sundries, sundry

خرده ریز (اسم)
filth, frippery, trumpery, sundries, dreg, trinkets, shards, giblet

متفرقه (اسم)
sundries

جملات نمونه

1. I don't want you telling our private business to all and sundry.
[ترجمه ترگمان]من نمی خوام تو به کاره ای خصوصی ما ادامه بدی
[ترجمه گوگل]من نمی خواهم شما را به کسب و کار خصوصی ما به همه و متنوع بگویید

2. We had sundry visitations from the Tax Inspector.
[ترجمه ترگمان]ما یه سری اطلاعات مختلف از بازرس مالیاتی داشتیم
[ترجمه گوگل]ما چندین بازدید از بازرس مالیاتی داشتیم

3. Scientists, business people, and sundry others gathered on Monday for the official opening.
[ترجمه ترگمان]دانشمندان، افراد تجاری و دیگر افراد دیگر روز دوشنبه برای افتتاح رسمی گرد هم آمدند
[ترجمه گوگل]دانشمندان، افراد کسب و کار و سایر افراد دیگر روز دوشنبه برای بازپرسی رسمی جمع شدند

4. She invited all and sundry to her party.
[ترجمه ترگمان]همه آن ها را به مهمانی دعوت کرد
[ترجمه گوگل]او همه را دعوت کرد و به حزبش متکی بود

5. Sundry distant relatives, most of whom I hardly recognized, turned up for my brother's wedding.
[ترجمه ترگمان]خویشاوندان دور من، بیشتر کسانی را که به زحمت تشخیص داده بودم، برای عروسی برادرم پیدا کردم
[ترجمه گوگل]اقوام دور افتاده، که اغلب آنها به سختی شناخته شده است، برای عروسی برادر من ظاهر شد

6. This cream can be used to treat sundry minor injuries.
[ترجمه ترگمان]این کرم می تواند برای درمان آسیب های خفیف استفاده شود
[ترجمه گوگل]این کرم را می توان برای درمان زخم های جزئی متفاوتی استفاده کرد

7. There's an item on the hotel bill for sundries.
[ترجمه ترگمان]یک مورد در صورت حساب هتل برای sundries وجود دارد
[ترجمه گوگل]یک مورد در صورتحساب هتل برای انواع مختلف وجود دارد

8. I don't like you talking about my personal problems to all and sundry.
[ترجمه ترگمان]دوست ندارم در مورد مشکلات شخصی من و تو حرف بزنی
[ترجمه گوگل]من دوست ندارم شما در مورد مشکلات شخصی من به همه و همه چیز صحبت کنید

9. The club is open to all and sundry.
[ترجمه ترگمان]کلوپ در حال باز شدن است
[ترجمه گوگل]باشگاه برای همه و همه چیز باز است

10. I don't want all and sundry knowing about our problems.
[ترجمه ترگمان]من نمی خوام همه و بقیه در مورد مشکلات ما بدونن
[ترجمه گوگل]من نمی خواهم همه چیز و همه چیز را در مورد مسائل ما دانست

11. He spent an hour telling me about various and sundry ideas he has for making money.
[ترجمه ترگمان]یک ساعت را صرف صحبت درباره انواع مختلف و گوناگونی کرد که برای پول درآوردن دارد
[ترجمه گوگل]او یک ساعت به من گفت که ایده های گوناگون و متنوعی که برای پول ساخته است را می گوید

12. He was well known to all and sundry.
[ترجمه ترگمان]همه چیز را به خوبی می دانست
[ترجمه گوگل]او به خوبی و همه چیز شناخته شده بود

13. My expenses claim includes 15 for sundries.
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل]ادعای هزینه های من شامل 15 برای لوازم خانگی است

14. She was known to all and sundry as Bella.
[ترجمه ترگمان]او همه چیز را به عنوان بلا می شناخت
[ترجمه گوگل]او برای همه شناخته شده بود و به عنوان بلا شناخته شده بود

15. He makes films about animals, plants and sundry other subjects.
[ترجمه ترگمان]او فیلم هایی درباره حیوانات، گیاهان و دیگر موضوعات دیگر تولید می کند
[ترجمه گوگل]او فیلم هایی را درباره حیوانات، گیاهان و سایر موضوعات دیگر می کند

پیشنهاد کاربران

مخلفات و یا متفرقه و گوناگون


کلمات دیگر: