1.
طلوع خورشید
2. a glad spring sunrise
پگاه شادی بخش بهاری
3. To watch the sunrise must wait till dawn.
[ترجمه دایان] برای دیدن طلوع خورشی باید تا صبح صبر کرد
[ترجمه ترگمان]تماشای طلوع خورشید باید تا صبح صبر کند
[ترجمه گوگل]برای تماشای طلوع آفتاب باید صبح تا صبح صبر کنید
4. They went out at sunrise to go bird-watching.
[ترجمه مهدی] آنها زمان طلوع خورشید بیرون رفتند تا پرنده ها را تماشا کنند
[ترجمه ترگمان]آن ها از طلوع خورشید بیرون رفتند تا پرنده را تماشا کنند
[ترجمه گوگل]آنها در طلوع خورشید رفتند تا پرنده را تماشا کنند
5. We got up early to behold the sunrise.
[ترجمه ترگمان]صبح زود بیدار شدیم و طلوع خورشید را تماشا کردیم
[ترجمه گوگل]ما صبح زود صعود کردیم
6. At sunrise, the sun looks like a cake.
[ترجمه ترگمان]در طلوع خورشید، خورشید مثل یک کیک به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]در طلوع خورشید، خورشید به نظر می رسد یک کیک است
7. Her eyes dwelled on the beautiful sunrise.
[ترجمه ترگمان]نگاهش به طلوع خورشید زیبا ثابت ماند
[ترجمه گوگل]چشم او در طلوع آفتاب ساکت بود
8. There was a spectacular sunrise yesterday.
[ترجمه ترگمان]دیروز یک طلوع تماشایی بود
[ترجمه گوگل]طلوع آفتاب ظاهر شد دیروز
9. The sunrise seen from high in the mountains was a tremendous spectacle.
[ترجمه ترگمان]طلوع خورشید که از بالا دیده می شد منظره عظیمی بود
[ترجمه گوگل]طلوع خورشید در بالای کوه ها دیده می شود و یک نمایش عظیم است
10. The expedition started out before sunrise.
[ترجمه ترگمان]سفر قبل از طلوع آفتاب آغاز شد
[ترجمه گوگل]این عملیات قبل از طلوع خورشید آغاز شد
11. Sunrise -- and the farm comes to life again.
[ترجمه ترگمان]طلوع آفتاب - - و مزرعه دوباره شروع به زندگی می کند
[ترجمه گوگل]طلوع آفتاب - و مزرعه به زندگی دوباره می آید
12. The sunset rivalled the sunrise in beauty.
[ترجمه ترگمان]غروب آفتاب طلوع آفتاب را در زیبایی فرو می برد
[ترجمه گوگل]غروب آفتاب در زیبایی رقابت کرد
13. A farmer's day begins at sunrise.
[ترجمه ترگمان]روز یک کشاورز در طلوع آفتاب شروع می شود
[ترجمه گوگل]روز کشاورز از طلوع خورشید شروع می شود
14. There was a beautiful sunrise this morning.
[ترجمه ترگمان]امروز صبح یک طلوع خورشید زیبا وجود داشت
[ترجمه گوگل]امروز صبح طلوع خورشید زیبا بود