1. Voltz teaches courses in School Finance, School Law, Superintendency, Principalship, Data Management for Administrators, Personnel and Introduction to Educational Administration.
[ترجمه ترگمان]Voltz دوره های درسی را در دانشکده اقتصاد، دانشکده حقوق، Superintendency، Principalship، مدیریت داده برای مدیران، پرسنل و معرفی به اداره آموزش تدریس می کند
[ترجمه گوگل]ولتز در مقطع کارشناسی ارشد مدرسه، مالی، قانون مدرسه، نظارت، اداره، مدیریت داده ها برای مدیران، کارکنان و مقدمه ای بر مدیریت آموزشی تدریس می کند
2. And in current channel process, superintendency not do one's best more highlight.
[ترجمه ترگمان]و در فرآیند جاری کانال، superintendency بهترین کار را انجام نمی دهد
[ترجمه گوگل]و در فرایند کانال فعلی، نظارت بر عملگرایان، نکات برجستهتری را نمیدهند
3. Two years later, the superintendency came open for the fifth time in a decade, and Hickenlooper suggested that Bennet apply.
[ترجمه ترگمان]دو سال بعد، superintendency برای پنجمین بار در یک دهه باز شد و Hickenlooper پیشنهاد داد که بنت درخواست کند
[ترجمه گوگل]دو سال بعد، سرپرستی برای پنجمین بار در یک دهه باز شد و Hickenlooper پیشنهاد کرد که بنت اعمال کند
4. Very ambiguous to the content of the particular program sex of of all kinds superintendency measure.
[ترجمه ترگمان]برای محتوای این برنامه خاص از هر نوع سنجش بسیار مبهم است
[ترجمه گوگل]بسیار مبهم به محتوای برنامه خاص جنسی از هر نوع اندازه گیری سرپرستی
5. Insurance company ought to accept finance self - consciously to supervise the superintendency of management department lawfully.
[ترجمه ترگمان]شرکت بیمه باید برای نظارت بر the اداره مدیریت به شکلی قانونمند، امور مالی را بپذیرد
[ترجمه گوگل]شرکت بیمه باید مصارف خود را به صورت آگاهانه اتخاذ کند تا به طور قانونی از نظارت بر نظارت بر بخش مدیریت نظارت کند
6. This may be the Central Bank what pay a company formally to bring into superintendency system tripartite is germinant, will pay an industry to produce tremendous effect to whole Internet.
[ترجمه ترگمان]این امر ممکن است بانک مرکزی باشد که یک شرکت به طور رسمی مبلغی را پرداخت کند تا به سیستم سه جانبه سیستم superintendency وارد شود، germinant است، یک صنعت را برای تولید تاثیر عظیمی به تمام اینترنت پرداخت خواهد کرد
[ترجمه گوگل]این ممکن است بانک مرکزی چیزی باشد که شرکت را به صورت رسمی به سیستم ارزیابی سه جانبه وارد می کند، جوانه می زند، یک صنعت را برای تأثیر عظیمی برای کل اینترنت پرداخت خواهد کرد
7. But if the hacker uses trojan program from information of the purloin in user computer, the bank has superintendency obligation, but won't assume responsibility.
[ترجمه ترگمان]اما اگر این هکر از برنامه trojan در کامپیوتر کاربر استفاده کند، بانک تعهد superintendency دارد، اما مسیولیت را بر عهده نمی گیرد
[ترجمه گوگل]اما اگر هکر برنامه تروجان را از اطلاعات خالی در رایانه کاربر استفاده کند، بانک مسئولیت سرپرستی دارد، اما مسئولیت آن را نمی پذیرد
8. The article basically is discussed with home sailing ship superintends pertinent superintendency mode question.
[ترجمه ترگمان]این مقاله اساسا با استفاده از question مد superintendency مربوط به کشتی در خانه مورد بحث قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]این مقاله اساسا با سوالات مدیر کشتی سوارکاری خانه مورد سوءاستفاده قرار می گیرد
9. "The terraces behind the House of the Moralist have collapsed, bringing down the garden wall," Pompeii superintendency said in an emailed statement, blaming the heavy rainfall for the smashup.
[ترجمه ترگمان]Pompeii superintendency در یک بیانیه ایمیلی گفت: \" The پشت عمارت of ویران شده اند و دیوار باغ را پایین آورده اند \"
[ترجمه گوگل]فرماندهی Pompeii در یک بیانیه امیدوارانه گفت: �تراسهای پشت مجلس مؤسس، سقوط کرده و دیوار باغ را به پایین فرو ریخته اند
10. The electronic business affairs that with the 20 pattern that establish before New Year more and thinking superintendency change quickly, globalization competes, the likelihood is malapropos.
[ترجمه ترگمان]مسایل تجاری الکترونیکی که با الگوی ۲۰ که قبل از سال نو ایجاد می شوند و تفکر درباره تغییر سریع، جهانی شدن رقابت می کند، احتمال malapropos است
[ترجمه گوگل]امور کسب و کار الکترونیکی که با 20 الگو که قبل از سال جدید ایجاد می شود بیشتر است و سرپرستی تفکر به سرعت تغییر می کند، جهانی شدن رقابت می کند، احتمال این امر بسیار نامطلوب است