کلمه جو
صفحه اصلی

superincumbent


معنی : از بالا، دارای فشار زیاد
معانی دیگر : روگذارده، خوابیده (روی چیز دیگر)، برخوابیده، روخسبیده، فشار از بالا، بالا فشار، فشاری، خمیده

انگلیسی به فارسی

(مجازا) دارای فشار زیاد، فشاری، خمیده، از بالا


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
مشتقات: superincumbently (adv.), superincumbence (n.), superincumbency (n.)
(1) تعریف: lying or resting on top of something else.

(2) تعریف: overhanging, arching over, or situated above.

(3) تعریف: of pressure, exerted from above.

مترادف و متضاد

از بالا (صفت)
uppermost, superincumbent

دارای فشار زیاد (صفت)
superincumbent


کلمات دیگر: